واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3924
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
آب‌نمک مورد استفاده برای عمل‌آوری مواد غذایی، مانند فراورده‌های گوشتی
آب‌های پشت خط پایه که یک کشور بر آن حاکمیت کامل دارد
به‌کاربرید به‌جای: دریای سرزمینی
آب‌های پشت خط پایۀ کشورهای مجمع‌الجزایری
ورزمان/ ماساژ به‌وسیلۀ جریان آب متـ . ماساژ آبی
به‌کاربرید به‌جای: اقلیم
irrigation
استفادۀ سازمان‌یافته از آب ‌در کشاورزی برای تولید گیاه
sprinkler irrigation, overhead irrigation
نوعی آبیاری که در آن آب از بالای سطح خاک با آب‌پاش‌های مخصوص به‌صورت قطره‌های باران پاشیده می‌شود
contour irrigation
روشی در آبیاری زمین‌های شیب‌دار که در آن جویچه‌ها بر روی خطوط تراز کنده می‌شوند تا فرسایش خاک براثر آبیاری به کمترین میزان برسد
supplemental irrigation
جبران کمبود باران در دیم‌کاری‌های مناطق خشک و نیمه‌خشک
نوعی آبیاری که در آن آب در داخل جوی‌های کوچک باریک به جریان درمی‌آید
نوعی آبیاری که در آن زمین کشاورزی غرق آب می‌شود
drip irrigation, trickle irrigation
نوعی آبیاری که در آن آب با فشار نسبتاً کم و قطره‌قطره در پای گیاه می‌چکد
نوعی آبیاری جویچه‌ای که در آن، جریان ورودی آب به داخل جویچه براساس برنامۀ زمان‌بندی‌شده و به‌صورت ماشینی قطع‌ووصل می‌شود
basin irrigation
نوعی آبیاری غرقابی که درآن زمین را در قطعاتی با پشته محصور می‌کنند و آب را در آنها رها می‌سازند
یکی از انواع نادر سه‌رنگ‌بینی بی‌هنجار که در آن حساسیت یاخته‌های مخروطی حساس‌به‌آبی کاهش یافته است
blueing/ bluing
قرار دادن سطح زنگارزدایی‌شدۀ آلیاژ آهنی در معرض هوا یا بخار آب، یا مواد دیگر در دمای مناسب و درنتیجه تشکیل لایۀ آبی‌رنگ اکسیدی نازک در سطح آن که شکل ظاهری آن را بهبود می‌دهد و بر مقاومت آن در برابر خوردگی می‌افزاید
فرد مبتلا به آبی‌کوری
اختلال نادری در تشخیص رنگ که در آن شخص مبتلا، به نور آبی حساس نیست و آبی و سبز را با هم اشتباه می‌کند
به‌کاربرید به‌جای: آویزه
به‌کاربرید به‌جای: آویزآماس
continuous fire
آتشی که با آهنگ یکنواخت و بدون هیچ توقفی برای تنظیم یا تصحیح آتش اجرا می‌شود
distributed fire
آتشی که در منطقۀ هدف پخش می‌شود تا بیشترین کارایی را در پی داشته باشد
grazing fire
آتشی که تقریباً موازی با سطح زمین اجرا میشود و مرکز مخروط آن از یک‌متری سطح زمین تجاوز نمی‌کند
friendly fire
آتشی که براثر آن نیروهای خودی به‌صورت اتفاقی یا اشتباهی کشته یا زخمی شوند
on-call fire, on-call
آتش طرح‌ریزی‌شده‌ای که با درخواست یگان‌های پشتیبانی‌شونده بر روی هدف‌های معین اجرا میشود
suppressive fire
آتشی که سامانۀ سلاح دشمن یا اطراف آن را نشانه میرود تا عملکرد آن‌ را تحت‌الشعاع قرار دهد
آتشی که از پیش برنامه‌ریزی و علیه اهداف یا منطقۀ هدف مشخص در زمان تعیین‌شده و برای مدت معین اجرا میشود