واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3924
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
juiciness, succulence
کیفیتی دریافتنی مربوط به حس چشایی که ناشی از وجود آب در مادۀ غذایی است
hygroscopic water
1. آبی که براثر چسبندگی خاک بر سطح ذرات آن باقی می‌ماند 2. آب موجود در خاک، در دما و رطوبت نسبی معین، معمولاً در دمای 25 درجۀ سلسیوس و رطوبت نسبی 98 درصد
vesicle 1, vesicula
تاولی کوچک در پوست، حداکثر به بزرگی ته سنجاق و حاوی مایع آبگون (serous fluid)
hydrotherapy, hydropathy
استفاده از آب، به‌ویژه استعمال خارجی و غیرخوراکی آن، در درمان اختلالات گوناگون
درۀ کشیده و ژرف یخساری که به دریا منتهی می‌شود
discharge 1
1. آهنگ جریان آب سطحی در واحد زمان 2. آهنگ خارج شدن آب زیرزمینی در واحد زمان
hydration 3
وارد کردن مولکول آب در یک مولکول دیگر برای تشکیل مولکولی با ساختار جدید
water smoke
← بخارمه
hydrophilic
ویژگی ماده‌ای که میل به جذب آب دارد
خودروی برای تأمین آب آشامیدنی مسافران یا آب عاری از مواد معدنی برای سامانه‌های هواگرد در محدودۀ پیشگاه
hydrophyte, hygrophyte 1
گیاهی که در شرایط مرطوب یا در آب رشد می‌کند
alluvium, alluvial deposit
مواد آواری سستی که در نتیجۀ جریان آب‌های جاری نهشته می‌شود
فرایند نهشت در نتیجۀ جریان رودخانه
وابسته یا مربوط به آبرفت
watercolour/ water colour
1. رنگ‌های کم‌مایه یا کم‌جرم محلول در آب 2. اثری هنری که با این رنگ‌ها خلق می‌شود
مجرایی سرپوشیده برای عبور آب‌های سطحی
به‌کاربرید به‌جای: حوضۀ آبریز
خارج کردن مولکول آب از ترکیبی مانند الکل
علم رخداد و توزیع و حرکت آب در زیر سطح زمین با تأکید بر سیماهای زمین‌شناختی
مطالعۀ ترکیب شیمیایی آب‌های طبیعی
نام تجارتی حوضچه‌ای که از اطراف آن آب با فشار به داخل پاشیده می‌شود
water blasting
پاشیدن آب با فشار زیاد برای تمیز کردن و زدودن پوسته و زواید
fouling organism, biofouler
اندامگانی که برای زیستن به اشیای درون آب نظیر بدنۀ شناورها و تأسیسات دریایی می‌چسبد
aquaculture,fishfarming, mariculture, pisciculture
پرورش ماهی و صدف خوراکی و گیاهان آبزی در آب‌های شیرین یا شور، تحت شرایط واپایش‌شده
aquaculture 1/ aquiculture, aquafarming
تولید انبوه آبزیان برای بهره‌برداری تجاری
mariculture 2, ocean farming
آبزی‌پروری در محیط طبیعی آبزیان، در دریا متـ . دریازی‌پروری
محفظه‌ای شیشه‌ای که در آن جانوران و گیاهان آبزی را نگهداری می‌کنند * پیشنهاد فرهنگستان دوم
بخشی از زمین که گیاهان و جانوران آبزی در آن زندگی می‌کنند
رده‌ای از گزنده‌تباران که در آب‌های شیرین یا دریا و به‌صورت منفرد یا پرگنه، ثابت یا متحرک زندگی می‌کنند