واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 995
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
به‌کاربرید به‌جای: گسیلۀ صوتی گوش
نوعی پوش‌چنگار کوچک‌یاخته که یاخته‌های آن گرد یا دراز و کمی بزرگ‌تر از لنفوسیت‌ها هستند
ویژگی بخش یا اندامی به شکل قلب در گیاهان که نقطۀ اتصالش در سمت باریک آن قرار دارد
ویژگی بخش یا اندامی به شکل دلتاوار وارونه در گیاهان که رأس آن به طرف پایین باشد
ویژگی نافه‌ای در دو چرخه به‌صورتی‌که پرچم‌های خارجی آن در مقابل گلبرگ‌ها و پرچم‌های داخلی آن در مقابل کاسبرگ‌ها قرار دارند
حالت صفحۀ اقیانوسی که بر لبۀ صفحۀ قاره‌ای رانده شده است
obducting plate
صفحۀ اقیانوسی که بر لبۀ صفحۀ قاره‌ای رانده می‌شود
رانده شدن پوستۀ اقیانوس بر روی لبۀ صفحۀ قاره‌ای
پیروی و اطاعت به‌ویژه وقتی در پاسخ به فرمان مستقیم صورت گیرد
تک‌سنگی یادمانی در مصر باستان با مقطع مربع که هرچه ارتفاع آن بیشتر می‌شود باریک‌تر می‌شود و نوک آن یک سرهرم قرار دارد
obesitogenic
ویژگی هرنوع مادۀ غذایی که باعث افزایش وزن شود
فرایند افزایش وزن یا قابلیت یک مادۀ غذایی در بالا بردن وزن
obesity gene
ژنی که صفات مربوط به افزایش وزن را مهار می‌کند
در نظریـۀ روانکاوی، فـرد یا شیء یا بخشی از بدن که می‌تواند وسیلۀ ارضای یک سائق باشد
هر عضو یکی از دو رده‌ای که یک رسته تشکیل می‌دهند و نقشی شبیه مجموعه‌ها دارد
در نظریۀ روانکاوی، صرف انرژی روانی بر روی موضوع‌هایی بیرون از خویشتن، مانند فردی دیگر یا هدف یا فکر یا هر نوع فعالیتی
درک کردن ثبوت شیء علی‌رغم تغییر در شرایط مشاهده
object language
زبان مورد مطالعه
در نظریۀ روانکاوی، عشق فرد به غیر از خودش
object marker
نوعی تابلو در کنار راه با نوارهای مورب شبرنگ که رانندگان را متوجه منتهی‌الیه سمت چپ و سمت راست می‌کند
object orientation, OO
رویکردی در طراحی و برنامه‌نویسی که در آن هر مدل داده‌ای و پردازشی به‌عنوان واحد مستقلی به نام "شیء" تعریف می‌شود
object oriented
آنچه متناسب با فنّاوری شیءگرایی، طراحی و پیاده‌سازی شده باشد
object permanence
آگاهی از تداوم حضور اشیا حتی هنگامی که مستقیماً ادراک نمی‌شوند
هر نظریۀ روانکاوانه‌ای که برای سازمان‌مندی و انگیزش شخصیت نقش محوری‌تری در پیوند با کامینه تبیین می‌کند
objective forecast
نوعی پیش‌بینی که تجربه و تفسیر و پیش‌داوری پیش‌بین در آن دخالت ندارد
objective tinnitus
شکل نادری از وزوز که برای خود فرد و اطرافیانش قابل شنیدن است
objective, object glass
عدسی یا سامانۀ اپتیکی در ابزارهای نوری که نخستین پرتوهای نور را از شی‌ء دریافت و تصویر اولیه را ایجاد می‌کند
oblanceolate, inversely lanceolate
ویژگی بخش یا اندامی به شکل سرنیزۀ وارونه در گیاهان که نوک آن در نزدیکی پایۀ برگ باریک ‌شود
ریزاندامگانی که فقط در مجاورت با اکسیژن محلول میتواند زنده بماند