واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 995
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
ریزاندامگانی که تنها در نبود اکسیژن میتواند زندگی کند
نوعی میان‌آسایی که رخداد آن برای بقا الزامی است
obligatory thermogenesis
بخشی از اثر گرمایی غذا که صرف تأمین انرژی لازم برای گوارش و جذب و سوخت‌وساز مواد غذایی می‌شود
obligatory trip
سفرهایی که شخص برای انجام مسئولیت‌های سازمانی و اجتماعی خود ترتیب می‌دهد
oblique arch
نگاه کنید به: skew arch
کارکرد مقدماتی یک تحول که حاکی از تحول این کارکرد در آینده است
oblique fracture
نوعی شکستگی که در آن خط شکستگی نسبت به محور طولی استخوان بیش از 30 درجه باشد
oblique joint
به‌کاربرید به‌جای: درزۀ قطری
وضعیتی که در آن محور طولی بدن جنین محور طولی بدن مادر را با زاویۀ 45 درجه قطع می‌کند
oblique motion
حرکت یک بخش (part) از دو بخش درحالی‌که بخش دیگر ثابت بماند یا تکرار شود
oblique photograph
عکسی که در هنگام تهیۀ آن، محور دوربین بیش از 5 درجه از امتداد قائم انحراف داشته باشد
oblique shock
به‌کاربرید به‌جای: موج ضربه‌ای مایل
نوعی موج ضربه‌ای در میان شارش ابرصوتی که بین جهت انتشار موج و جهت شارش، زاویه به وجود می‌آورد متـ . شوک مایل oblique shock
oblique-slip fault, diagonal-slip fault
گسلی که در آن لغزش هم در جهت امتداد و هم در جهت شیب رخ داده باشد
نوعی امضای رقمی که در آن صاحب امضا بنا به درخواست یک متقاضی اقدام به امضای یک پیام از یک مجموعه پیام می‌کند، بدون آنکه قادر به تشخیص پیام مزبور از بین مجموعه پیام‌ها باشد یا یک پیام را با استفاده از یکی از کلیدهای خصوصی خود، بدون تشخیص کلید مربوط امضا می‌کند
oblivious transfer, OT 1
قراردادی بین فرستنده و گیرنده که براساس آن فرستنده اقدام به ارسال برخی از اطلاعات برای گیرنده می‌کند بدون آنکه بداند گیرنده اطلاعاتی دریافت کرده است
ویژگی بخش یا اندامی به شکل مستطیل در گیاهان که گوشه‌های آن معمولاً گرد باشد
سازی از گونۀ سرناها
گونه‌ای از سازها با زبانۀ زنشی که زبانه‌ای مضاعف و لوله‌ای مخروطی‌ دارند
obovate, inversely ovate
ویژگی بخش یا اندامی به شکل تخم‌مرغ وارونه در گیاهان که قسمت پهن آن به سمت بالا یا نزدیک به رأس باشد
ویژگی بخش یا اندامی به شکل قلیان وارونه در گیاهان که قسمت تورفتۀ آن به طرف رأس و پهن‌ترین قسمت آن به طرف پایه است
obpyriform, inverted pyriform
ویژگی بخش یا اندامی به شکل گلابی وارونه در گیاهان که حاشیه‌های آن از نمای روبه‌رو حول محور تقارن در یک‌سوم پایینی، در جهت افقی تورفتگی داشته باشد
به‌کاربرید به‌جای: ساختار ریز سازمان
آنچه شناسایی یا مراقبت یا هدف‌یابی یا هدایت سلاح را برای دشمن غیرممکن یا دشوار می‌سازد
به‌کاربرید به‌جای: پدیدۀ پنهان‌ساز
هر پدیدۀ جوّی، به‌جز ابر، که در محل دیدبانی، بخشی از آسمان را پنهان می‌کند متـ . پنهان‌ساز 2 obscuration
عملگری هرمیتی که وقتی در فضای هیلبرت به بردار حالت سامانه‌ای فیزیکی اثر کند، مقدار کمیت اندازه‌پذیر متناظر به آن عملگر را به دست می‌دهد
هر کمیت فیزیکی قابل‌اندازه‌گیری
observables
ویژگی‌های یک شیء یا پدیده که ازطریق آنها بتوان آن شی‌ء یا پدیده را شناسایی کرد
observation 1
برآورد یک یا چند عنصر هواشناختی معرف حالت جوّ متـ . دیدبانی وضع هوا weather observation