واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3924
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
hydrogel
کلوئیدی که از ترکیب فاز پراکنده (کلوئید) با فاز پیوسته (آب) تشکیل می‌شود و محصولی ژل‌مانند و گران‌رو تولید می‌کند
aquatic disposal, water burial, fluvial funeral, river burial
نوعی تدفین که در آن جسد را در آب رود یا دریا رها می‌کنند
conception
آغاز بارداری با لانه‌گزینی (implantation) تخم لقاح‌یافته (blastocyst) در زهدان
hydrofoil
شناوری تندرو که پس از رسیدن به سرعت مشخص با استفاده از باله‌ها یا تیغه‌هایی که از زیر آن بیرون می‌آید، بدنه‌اش از سطح آب بلند می‌شود
red tide, red water
پدیده‌ای ناشی از تکثیر بیش‌ازحد برخی از ریزاندامگان‌های گونه‌های داینوفیتا (Dinophytes) معمولاً در نتیجۀ افزایش مواد مغذی که براثر آن برخی گونه‌ها سمومی تولید می‌کنند که ممکن است باعث مرگ‌ومیر سایر آبزیان شود
water quenching
سرد کردن سریع با استفاده از آب به‌عنوان مادۀ سردکننده
water skiing
ورزشی آبی که در آن ورزشکار به‌سرعت با یک قایق موتوری کشیده می‌شود
hydrosol
سامانه‌ای کلوئیدی که در آن، محیط پراکنش آب است
نوار یا باریکه‌ای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازه‌های دست‌ساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده از آن
آب‌سنگی که در بین توده‌های نامنظمی شکل می‌گیرد که در میان آبتَل‌هایی () از پودۀ آب‌سنگی آهکی غوطه‌ور هستند
هریک از مجموعه‌آب‌سنگ‌های پیش‌ساحلی () که در هنگام کاهش سطح آب یا افزایش سطح خشکی بر روی نهشته‌های حوضه شکل می‌گیرد
آب‌سنگی که بخش عمدۀ آن از بقایای جلبک‌هایی تشکیل شده است که اندامگان‌های اصلی تولیدکنندۀ کلسیم‌کربنات هستند
نوعی دیوارۀ آب‌سنگی که پشت‌بندهایی نامنظم و عمود بر محور خود در جهت‌های دریاسو () و بادپناه دارد
fringing reef, shore reef
آبسنگی که مستقیماً به ساحل قاره یا جزیره متصل است
آب‌سنگ باریک و کشیده‌ای دور از ساحل با دیواره‌های آب‌سنگی جانبی
barrier reef
نوعی آبسنگ مرجانی که آب‌های آزاد آن را از خشکی جدا کرده است
آب‌سنگ نسبتاً کوچکی که سطح فوقانی آن صاف است
آب‌سنگ کوچکی شبیه به مخروط که رأس آن به‌سوی دریا است و در میان آب‌سنگ‌های خطی، که لبۀ طاقچه‌‌مانند دارند، رشد می‌کند
سد یا پشتۀ کوتاهی از ماسه در امتداد کرانۀ دریاچه یا دریا که با جریان آب یا موج شکل می‌گیرد متـ . سد ماسه‌ای
آبسنگ حاصل از ترکیبات آهکی مرجانی
trough reef, reverse saddle
نهشته‌ای کانی در امتداد صفحۀ لایه‌بندی که به ناوۀ چین ناودیسی متصل است
آب‌سنگی خطی () در میان آب‌سنگ سدی کبیر () در ساحل استرالیا که دو سر آن به سمت داخل خم شده است و به شکل هلالی در لبۀ تند فلات قاره دیده می‌شود
به‌کاربرید به‌جای: دمل
نوعی بیماری که در آن به علت افزایش شدید فشار درون چشم، دید از بین می‌رود
در بسکتبال، وارد کردن توپ با سرعت و قدرت به داخل سبد
در والیبال، پرش و زدن توپ از بالای تور به زمین حریف با زاویه‌ای تند
در بسکتبال، بازیکنی که توپ را با سرعت و قدرت وارد سبد می‌کند
بازیکنی که آبشار می‌زند
سلسله‌فعالیت‌های پیوسته در پردازش داده‌ها که در آن انجام هر مرحله وابسته به وقوع مرحلۀ قبل است
ترتیب دادن یک سلسله فعالیت‌های پیوسته در پردازش داده‌ها که در آن انجام هر مرحله وابسته به وقوع مرحلۀ قبل است