واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1486
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
ابری از هیدروژن خنثی
ابری از هیدروژن که تحت تابش فرابنفش ستاره‌های داغ اطراف یونیده شده است
H magnitude
قدر عبوری از پالایۀ اچ
H-block
نگاه کنید به: U-engine
H-engine
نگاه کنید به: U-engine
نوعی دم که دارای دو بالۀ عمودی در دو سر بالۀ افقی است
محیط‌ زیست یک موجود زنده
habitat conservation area, HCA
محدودۀ پیوسته‌ای از یک زیستگاه که برای حفاظت و تکثیر حیات‌وحش مدیریت می‌شود
habitat conservation plan, HCP
طرحی که بر مبنای آن بین دولت و بخش خصوصی یا کاربران برای حفاظت از یک گونۀ درمعرض‌خطر یا تهدید توافق می‌شود
habitat diversity
گوناگونی زیستگاه‌ها در یک ناحیۀ معین
habitat fragmentation
تکه‌تکه شدن زیستگاه‌ها که ناشی از فعالیت‌های مدیریتی است که به تغییر منظر می‌انجامد
habitat loss, habitat reduction
نابودی دائمی یا تدریجی شرایط زیست‌محیطی به‌طوری‌که تداوم حیات یک اندامگان در آن امکان‌پذیر نباشد
ادارۀ یک محیط‌ زیست طبیعی برای پشتیبانی از حیات گیاهی و جانوری آن
مرتبۀ کلی یک زیستگاه برحسب ویژگی‌های کمّی یا کیفی گیاهان یا جانوران آن متـ . شاخص شایستگی suitability index
habitat selection
انتخاب زیستگاهی مشخص از میان سایر زیستگاه‌ها توسط یک اندامگان
مجموعه‌ای از زیستگاه‌ها که در آنها رشد جوامع گیاهی مشابه می‌تواند به اوج برسد متـ . پوشش گیاهی بالقوه potential vegetation
اصطلاحی عمومی برای هر مکانی که شواهدی از فعالیت‌های زندگی روزمره در آن باشد
habitual dislocation
نوعی دررفتگی که فرد به‌عمد و بدون وجود نیروی خارجی به‌طور مکرر در یکی از اندام‌های خود ایجاد ‌کند
habitual excessive drinking
مصرف زیاد و دائمی الکل به اندازه‌ای که برای سلامتی فرد یا کارکردش در جامعه خطرناک و مضر باشد
habituation
فرایند وابسته‌ شدن روانی به ماده‌ای خاص بدون افزایش تحمل و ایجاد وابستگی جسمی
haboob, hubbob
باد شدیدی در سودان که به توفان خاک و شن منجر می‌شود
دست یافتن غیرمجاز به داده‌ها در رایانه، معمولاً به قصد تخریب یا سوءاستفاده
کسی که از رایانه برای دستیابی غیرمجاز به داده‌ها و معمولاً به قصد تخریب، بهره می‌گیرد؛ این واژه ابتدا به معنی کاربر جدی و مشتاق رایانه به کار می‌رفت
عمل استفاده از رایانه برای دستیابی غیرمجاز به داده‌ها و معمولاً به قصد تخریب یا سوءاستفاده، به‌ویژه در شبکه‌ها
شکستی در برخی کانی‌ها یا سنگ‌ها که در آن سطح شکستگی دندانه‌دار و تیز است
1. عمیق‌ترین محیط اقیانوس 2. ویژگی عمیق‌ترین محیط اقیانوس
فرمول‌دار
یاختۀ گردشی ازنظر گرمایی مستقیم در صفحۀ نصف‌النهاری که جورج هادلی در سال 1735 برای توضیح بادهای بسامان مطرح کرد
هر ذره‌ای که در برهم‌کنش قوی شرکت کند