واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 29
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
خدماتی که بتوان در محیط اَبر ارائه کرد، مانند خدمات زیرساخت و نرم‌افزار و بن‌سازه و ذخیره‌سازی و امنیت اختـ . خا ـ
بخشی از علم نجوم که به مطالعۀ پرتوهای نجومی در بازۀ طیفی پرتو ایکس می‌پردازد
سحابی‌ای که دمای آن به‌قدری بالا است که می‌تواند تابش ایکس داشته باشد
روشی که در آن نمونه درمعرض تابش پرتوهای ایکس قرار می‌گیرد و انرژی‌های فوتوالکترون‌های گسیل‌شده از سطح نمونه تعیین می‌شود
طیف‌سنجی برای تولید طیف پرتو ایکس یک ماده و اندازه‌گیری طول‌موج‌های مربوط به اجزای متفاوت آن
اندازه‌گیری و تحلیل پراش پرتو ایکس تولیدشده از بلورها
X-ray telescope, X-ray multi-mirror telescope
ابزاری برای آشکارسازی پرتوهای ایکس
x-trainer
نگاه کنید به: elliptical trainer
"← خدمات اَبری *2 خط تیره به‌‌جای x آمده است و نشان می‌دهد که خا در ترکیب به ‌کار می‌رود."
xanthopsia, yellow vision
نوعی رنگین‌بینی که در آن اشیا زرد دیده می‌شوند
xenoblast, allotrioblast
یک دانۀ کانی که در هنگام دگرگونی شکل گرفته و وجوه بلوری شاخص آن رشد نکرده است
xenoblastic texture, allotrioblastic texture
نوعی بافت دگرگونی که در آن دانه‌های کانی شکل بلوری منظمی ندارند
بلوری در یک سنگ آذرین که نسبت به سنگ دربرگیرنده بیگانه به شمار می‌آید
xenogeneic transplantation, heterotransplantation
پیوند زدن یک دگرپیوندینه
xenograft, heterologous graft, heteroplastic graft, heterograft, xenogeneic graft
پیوندینه‌ای که خاستگاهش جانداری از گونه‌ای غیر از گونۀ گیرندۀ پیوند است
قطعه‌ای از سنگ دیواره در یک تودۀ آذرین ژرف‌توده‌ای یا آتشفشانی
xenomorphic-granular texture, allotriomorphic-granular texture
بافت آذرین ویدایی (phaneritic texture) که بخش اعظم آن از دانه‌های هم‌‌اندازۀ بی‌وجه تشکیل شده است
xenomorphic, allotriomorphic
به‌کاربرید به‌جای: بی‌وجه
کسی که از بیگانه می‌هراسد
[جامعه‌شناسی] ترس از بیگانگان که منشأ فرهنگی دارد و غالباً ناشی از تلقی و برداشتی خصمانه نسبت به مهاجران در جوامع و اجتماعات است و عواملی نظیر رقابت بر سر شغل یا تبعیض‌های قومی یا نژادی یا مذهبی بر آن دامن می‌زنند [روان‌شناسی‌] ترس بیمارگونه از بیگانگان [علوم سیاسی و روابط بین‌الملل] ترس آمیخته با نفرت از بیگانگان
مربوط به بیگانه‌هراسی متـ . بیگانه‌‌هراس2
xerophthalmia
خشکی غیرطبیعی قرنیۀ چشم که در نتیجۀ آن قرنیه شفافیت خود را از دست می‌دهد و کراتینی (kratinized) می‌شود
xerophyte, drought-enduring plant, drought-persistant plant
گیاه مقاوم به خشکی
پیایندی که در زمین‌های خشک به ‌وجود می‌آید
بافتی که در گیاهان آوندی انتقال آب و مواد معدنی محلول را بر عهده دارد متـ . چوب
هریک از یاخته‌های تشکیل‌دهندۀ بافت چوبی
یاختۀ نرم‌آکنه‌ای در بافت چوبی
محلولی رقیق حاوی برخی مواد معدنی و نمک‌ها و مقدار بسیار کمی قند که در آوند چوبی جریان دارد