واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 119
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
Q magnitude
قدر فروسرخ یک جرم نجومی که به ‌کمک قدر یو و قدر بی و قدر وی محاسبه می‌شود و مستقل از سرخش (reddening) میان‌ستاره‌ای است
برداری افقی که واگرایی آن در نظریۀ شبه‌زمین‌گرد و نیمه‌زمین‌گرد در سمت راست معادلۀ امگا ظاهر می‌شود
وسیله‌ای برای ایجاد تپ‌های پرتوان کم دوام در لیزر متـ . کلید Q
QA
نگاه کنید به: quality assurance
QD
نگاه کنید به: quantum dot
به‌کاربرید به‌جای: رمزینۀ پاسخ‌سریع
نوعی برنامۀ کاربردی که می‌تواند رمزینۀ پاسخ‌سریع را پویش کند و سپس صفحۀ وب متناظر با آن را در مرورگر نمایش دهد
QRM
نگاه کنید به: practical manual
QS
نگاه کنید به: quantified self
← رابطۀ کمی ساختار ـ اثر
quad hockey
نگاه کنید به: roller hockey
quadrant
هریک‌ از چهار قسمت‌ حاصل‌ از تقسیم‌ قوس‌های‌ دندانی‌ بالا و پایین‌ به‌وسیلۀ خط‌ میانی‌
quadrant excavation
روشی برای کاوش محوطه‌های مدور، مانند گورتپه‌ها، بر پایۀ تقسیم محوطه به چهار بخش برابر و کاوش یک‌درمیان آنها متـ . روش چهاربخشی quadrant method
جدولی با مقطع نیم‌پخ به شکل ربع‌دایره با ارتفاع 125 یا 150 یا 255 میلی‌متر و شعاع قوس 305 تا 455 میلی‌متر
به‌کاربرید به‌جای: کاوش چهاربخشی
quadrant tiller, sectional tiller
دسته‌سکانی که به شکل دایرۀ کامل یا نیم‌دایره یا بخشی از کمان یک دایره است
یک چندجمله‌ای همگن درجۀ دوم
quadratic Stark effect
پدیدۀ شکافتگی خطوط طیف اتم‌ها که متناسب با مجذور میدان الکتریکی اعمال‌شده ‌است
quadratic Zeeman effect
پدیدۀ شکافتگی خطوط طیف اتم‌ها که متناسب با مجذور میدان مغناطیسی اعمال‌شده است
quadrature amplitude modulation, QAM
روشی برای کدبندی داده‌ها در مودم‌های پرسرعت که آمیزه‌ای است از مدوله‌سازی دامنه و مدوله‌سازی فاز برای افزایش سرعت انتقال داده‌ها
quadriplegia,tetraplegia
فلج هر چهار اندام
quadriplegic 1,tetraplegic 1
ویژگی فرد مبتلا به چهاراندام‌فلجی؛ مربوط به چهاراندام‌فلجی
quadriplegic 2,tetraplegic 2
فرد مبتلا به چهاراندام‌فلجی
اتم یا عنصر دارای چهار ظرفیت
quadruple cropping
کشت غیرهم‌زمان چهار گیاه در یک قطعه زمین و در یک سال زراعی
وزنی شامل دسته‌ها یا میزان‌هایی که دارای چهار ضربان ریتمی هستند
quadrupole
نوعی پیکربندی که از کنار هم قرار گرفتن دو دوقطبی الکتریکی یا مغناطیسی به دست می‌آید
میدان حاصل از هر چارقطبی الکتریکی یا مغناطیسی
وسیله‌ای که در آن برای کانونی کردن باریکه‌های ذرات باردار از میدان چارقطبی الکتریکی یا مغناطیسی استفاده می‌شود
کمیتی که معرف توزیع چارقطبی بارهای الکتریکی یا قطب‌های مغناطیسی است