واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 5040
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 60646
absolute time
زمان زمین‏شناختی که برحسب سال اندازه‏گیری می‌شود
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
absolute value
فاصلۀ یک عدد حقیقی یا مختلط از صفر
حوزه موضوعی: ریاضی
نسبت تنش برشی ایجادشده به آهنگ تغییر شکل سیال نیوتونی متـ . گران‌رَوی viscosity, coefficient of viscosity
حوزه موضوعی: مهندسی بسپار، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ
absolute war
جنگی که در آن طرف‌های درگیر تا پایان طبیعی جنگ هیچ‌گونه خویشتن‌داری‌ یا مصلحت‌اندیشی اخلاقی و سیاسی از خود نشان نمی‌دهند
حوزه موضوعی: علوم نظامی
absolute zero
دمایی که در آن فرض بر این است که حرکت مولکولی از میان می‏رود و جسم دارای انرژی گرمایی نیست
حوزه موضوعی: شیمی، فیزیک‏
absolute-gravity instrument
دستگاهی که گرانی مطلق را اندازه‌گیری می‌کند
حوزه موضوعی: ژئوفیزیک
absolutely continuous function
تابعی حقیقی یا مختلط بر بازۀ a, b، با این ویژگی که به ازای هر عدد مثبت ε عدد مثبت δ یافت شود، به‌طوری‌که به ازای هر گردایۀ (collection) متناهی از زیربازه‏های باز و مجزای a, b، اگر مجموع طول این بازه‏ها از δ کمتر باشد، آنگاه مجموع قدر مطلق‌های تفاضل مقادیر تابع در نقاط انتهایی این بازه‏ها از ε کمتر باشد
حوزه موضوعی: ریاضی
absolutely convex set
در یک فضای بُرداری، مجموعه‌ای که محدب و متوازن باشد متـ . مجموعۀ مطلقاًمحدب
حوزه موضوعی: ریاضی
absolutive
absolutive case
حوزه موضوعی: زبان‏شناسی
absolutive case, absolutive
حالت دستوری فاعلِ فعل لازم و مفعولِ صریحِ فعل متعدی در زبان‌های کُنایی‏ـ مطلق (ergative-absolutive) متـ . مطلق
حوزه موضوعی: زبان‏شناسی
absolutly convergent series
سری‏ای که دارای هم‌گرایی مطلق باشد
حوزه موضوعی: ریاضی
absorbency
1. جذب ‌شدن تابش در محیطی که تابش از آن می‌گذرد 2. کمیتی که میزان نور یا تابش جذب‌شده در محیطی خاص را معلوم می‌کند
حوزه موضوعی: شیمی، فیزیک‏
هر ماده با مقطع جذبِ نوترون زیاد که بتوان از آن در تنظیم آهنگ واکنش هسته‌ای استفاده کرد
حوزه موضوعی: فیزیک‏
absorber capacity
حداکثر ظرفیت فراوری گاز در برج جذب، بدون هرگونه تغییر در شرایط عملیاتی
حوزه موضوعی: مهندسی شیمی
absorbing Markov chain
رده‌ای از زنجیرهای مارکوف نااِرگودیک (non-ergodic) که حالت‌های جاذب دارند
حوزه موضوعی: آمار‏
فرمول‌دار
حوزه موضوعی: ریاضی
زیرمجموعه‏ای از یک فضای بُرداری که به ازای هر بُردار x در فضا یک عدد مثبت b یافت شود، به‌طوری‌که به ازای هر c که c|
حوزه موضوعی: ریاضی
absorbing well
soakaway
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل درون‌شهری ـ جاده‌ای، حمل‏ونقل ریلی
absorbtion pit
soakaway
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل درون‌شهری ـ جاده‌ای، حمل‏ونقل ریلی
absorptance, absorptivity
نسبت انرژی جذب‌شده به انرژی تابشی
حوزه موضوعی: شیمی، فیزیک‏
تضعیف نشانک موج نوری براثر ناخالصی‌ها یا نقص‌های هستۀ تار نوری یا تضعیف نشانک ریزموج به‌وسیلۀ اکسیژن یا بخار آب موجود در جوّ
حوزه موضوعی: مهندسی مخابرات
absorption 2
شیمی‏ فرایندی که در آن مایع یا گاز به درون حفره‌های یک مادۀ جامد کشیده می‌شود فیزیک‏ ورود انرژی یا ماده به محیط بی‌آنکه بازتاب یا گسیل داشته باشد متـ . درجذبش
حوزه موضوعی: شیمی، فیزیک، مهندسی بسپار‏
absorption band
طیف گسترده‌ای از طولِ‌موج یا بسامد در طیف الکترومغناطیسی که در آن انرژی تابشی جذب یک ماده می‌شود
حوزه موضوعی: شیمی
absorption chiller
دستگاهی که با مایع خنک‌ساز و عمل جذب سرما ایجاد می‌کند
حوزه موضوعی: مهندسی شیمی
absorption coefficient
شیمی‏ کسری از انرژی که در فرایند جذب در واحد طول مسیر در واحد غلظت (مولار) جذب می‌شود فیزیک‏ کسری از انرژی که در فرایند جذب در واحد طول مسیر جذب می‌شود متـ . نسبت جذب absorption ratio
حوزه موضوعی: شیمی، فیزیک‏
absorption column
استوانه‌ای عمودی که در آن مایعی به‌صورت قطرات ریزان، بخشی از یک گاز بالارونده را جذب می‌کند متـ . برج جذب‌ absorption tower
حوزه موضوعی: مهندسی شیمی
absorption control
مجموعۀ سازوکارهای وارد کردن و خارج ‌کردن مواد جذب‌کنندۀ نوترون در قلب واکنشگاه/ رآکتور هسته‌ای به‌منظور واپایش آن
حوزه موضوعی: فیزیک‏
absorption cross section
سطح مقطع مؤثر کل در فرایند جذب
حوزه موضوعی: فیزیک‏
absorption curve
نموداری که مقدار انرژی تابشی جذب‌شده در ماده را برحسب طولِ‌موج نشان می‌دهد
حوزه موضوعی: فیزیک‏
absorption edge
تغییر ناگهانی میزان جذب‌شوندگی پرتوِ ایکس تابیده‌شده در محیطی معین که در طولِ‌موج خاصی روی می‌دهد
حوزه موضوعی: فیزیک‏