واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 76
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
← ثـبّـات انـتـقال بازخوردی غیرخطی
electric constant
گذردهی فضای تهی
propagation constant
کمیتی مختلط که ویژگی‌های محیط انتشار یا خط انتقال امواج الکترومغناطیسی را در بسامدی خاص نشان می‌دهد
fundamental constant
هریک از ثابت‌های فیزیکی که زاییدۀ نظریه‌های بنیادی فیزیک‌اند و به‌طور تجربی تعیین می‌شوند
proton stability constant
وارون ثـابت تـفکیک (disso eiation constant) یک باز ضعیف در محلول
equilibrium constant
نسبت حاصل‌ضرب غلظت محصولات به غلظت واکنش‌دهنده‌ها که هریک به توان ضریب استوکیومتری (stoichiometry) خود رسیده باشد
compliance constant
ضریبی که در قانون تعمیم‌یافتۀ هوک ظاهر می‌شود و ارتباط بین تنش و کرنش را در جسم نشان می‌دهد
ultrasonic grating constant
فاصلۀ بین گره‌های متوالی در امواج فراصوتی ایستاده که همانند توری اپتیکی عمل می‌کند
برهم‌کنش هسته‌ها در تشدید مغناطیسی هسته که با نماد J نشان داده می‌شود
حاصل‌ضرب فعالیت‌ها یا به تقریب غلظت‌های گونه‌های حاصل از یک واکنش خودپروتون‌کافت یا ثابت تعادل واکنش خودپروتون‌کافت
توانی که واحد سطح بالاترین لایۀ جوّ زمین از خورشید دریافت می‌کند
dielectric constant, relative permitivity
ملاکی برای اندازه‌گیری اثر محیط بر پتانسیل برهم‌کنش دو بار الکتریکی که ازطریق مقایسۀ ظرفیت یک خازن در مجاورت نمونه و نیز بدون آن به دست می‌آید
psychrometric constant
نسبت گرمای ویژۀ (Cp) هوای مرطوب در فشار ثابت به گرمای نهان (Lv) تبخیر آب متـ . ثابت رطوبت‌سنجی
cryoscopic constant
ثابت معادله‌ای که نشان‌دهندۀ میزان نزول نقطۀ انجماد براثر حل‌کردن یک مول مادۀ محلول در یک لیتر حلاّل است
fine-structure constant
ثابت بنیادی بدون بعدی که تقریباً برابر با 1/137 است
elimination rate constant
شاخص سرعت دفع دارو از بدن نسبت به کل داروی واردشده
stiffness constant
ضریبی در قانون تعمیم‌یافتۀ هوک که به‌موجب آن تنش وارد بر جسم با کرنش تولیدشده متناسب است
decay constant,time constant
زمان لازم برای کاهش ولتاژ به e/1 مقدار اولیه
elastic constant
هریک از ضریب‌های قانون هوک که بیانگر مؤلفه‌های کرنش به‌صورت تابعی خطی از مؤلفه‌های تنش است
ضریب جملۀ رانشی در معادله‌های میدان گرانش نسبیتی که این رانش را با ربایش گرانشی به ترازمندی می‌رساند
gravitational constant, constant of gravitation
ثابت تناسب در قانون گرانشی نیوتن
Lipschitz constant
فرمول‌دار
thermal resistance constant
دمایی که در آن رشد یک ریزاندامگان در مادۀ غذایی به یک‌دهم میزان اولیه کاهش می‌یابد متـ . عدد زد Z-value
affinity constant
کمیتی عددی مربوط به دارو که توانایی ایجاد پنجاه درصد از پاسخ بیشینۀ دارو را نشان می‌دهد
پارامتری وابسته ‌به‌ دما در مادۀ فرّومغناطیسی که بیانگر رابطۀ مغناطش در جهت‌های مختلف و انرژی ناهمسانگردی است
partial decay constant
وارون عمر میانگین هریک از حالت‌های واپاشی هسته
نرم‌افزاری که به شکل ثابت در سخت‌افزار نصب می‌شود، اما معمولاً امکان روزآمدسازی آن نیز وجود دارد