واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3809
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
magnetic inclination
زاویۀ میان مؤلفۀ افقی و راستای میدان مغناطیسی کل
به‌کاربرید به‌جای: مراجع
agent provocateur, inciting agent, provocateur2
فردی که برای شناسایی و دستگیری افراد مستعد ارتکاب جرم سیاسی یا اجتماعی وارد جمع آنها می‌شود و آنها را به ارتکاب جرم ترغیب می‌کند
secret agent, agent 4, foreign agent 2, intelligencer, operative, informer, intelligence agent, intelligence officer, undercover agent
فردی که به جمع‌آوری اطلاعات محرمانۀ یک کشور و قرار دادن آن در اختیار کشور دیگر می‌پردازد متـ . جاسوس spy
مأموریتی که علیه یک یا چند هدف دشمن انجام می‌شود و منظور از آن در هم شکستن توان نظامی و ارادۀ جنگ‌افروزی دشمن است
ویژگی هواگردی که از امکانات و تجهیزات لازم برای انجام مأموریت برخوردار است
institute, institut (fr.)
مرکز علمی یا تحقیقاتی * واژۀ "انستیتو" فقط در ترکیب "انستیتو پاستور" به همین صورت باقی می‌ماند.
electronic corporation
مؤسسه‌ای که کسب‌وکار خود را عمدتاً ازطریق اینترنت انجام می‌دهد متـ . ای‌ـ مؤسسه e-corporation
author 2
[سینما و تلویزیون] کارگردانی که در مجموعۀ آثارش تفکر و جهان‌بینی خاصی، ازطریق تعامل میان مضمون و سبک، انعکاس می‌یابد [علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی] پدیدآوری که اثری را با گردآوری شواهد به‌قصد ارائۀ ترکیبی نوین یا ارائۀ نظر جدید پدید می‌آورد
co-author2, joint author2
شخصی که با یک یا چند مؤلف دیگر همکاری می‌کند
component 3, sense component
کوچک‌ترین واحد معنایی سازندۀ معنای واژه متـ . مشخصۀ معنایی semantic feature
به‌کاربرید به‌جای: عامل
component of a vector
تصویر یک بردار در راستایی مفروض
component of a space
زیرفضای همبند بیشین
به‌کاربرید به‌جای: اجزای گشت
power component
به‌کاربرید به‌جای: مؤلفۀ فعال
معرف مجموعه‌الزاماتی که پدیدآور و ارزیاب باید در زمینۀ امنیت رعایت کنند
active component
مؤلفه‌ای از جریان یا ولتاژ یا توان ظاهری که در ایجاد توان واقعی سهیم است متـ . مؤلفۀ توانی power component
route component
میانگین سرعت باد پیش‌بینی‌شده، موازی با مسیر پرواز و در تراز پرواز برای کل مسیر متـ . مؤلفۀ باد مسیر
زاویۀ انحراف یا زاویۀ میل یا شدت مغناطیسی در هر نقطه بر روی سطح زمین
reactive component
مؤلفه‌ای از بردار ولتاژ یا جریان که در مقدار توان الکتریکی نقشی ندارد متـ . مؤلفۀ غیرفعال
variance component
در تجزیۀ واریانس مجموعه‌ای از داده‌ها به چند جزء، هر جزء قابل‌استناد به منبعی معین متـ . مؤلفۀ واریانس
female 2
مربوط به جنس مونث
non alcoholic beer
آبجویی که پس از تولید، الکل آن حذف شده است
matte, flat 2
ویژگی سطحی که برّاقیت آن در زاویۀ 60 درجه در گسترۀ صفر تا ده و در زاویۀ 85 درجه در گسترۀ صفر تا پانزده قرار دارد
آرایه‌ای مستطیل‌شکل از اعداد، شامل چند سطر و چند ستون