واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1780
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
به‌کاربرید به‌جای: کشف دانش در دادگان
به‌کاربرید به‌جای: خاک چینی
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ برگشت
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ ضمیمه
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ فرمان
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ کشنده
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ مسلح
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ مهار
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ ناقل
به‌کاربرید به‌جای: بافۀ هوایی
← بافه‌گذاری ساختمند
به‌کاربرید به‌جای: در موتور
blue vitriol
محلول آبی مس‌سولفات
cathode 2
[شیمی] الکترود منفی که در آن واکنش کاهش رخ می‌دهد [فیزیک]‌ چشمۀ گسیل الکترون در لامپ الکترونی
dummy cathode, dummy
نوعی کاتد که پیش از فرایند آبکاری، برای زدودن و جداسازی ناخالصی‌ها از حمام آبکاری، به ‌کار می‌رود
یونی که بار مثبت دارد
کاتیونی که از پروتون‌دار کردن مولکول حلاّل به دست می‌آید
مربوط به کاتیون
سرده‌ای از مطبق‌کاجیان مخروطی با تقریباً نوزده گونۀ همیشه‌سبز و بلندقامت با شاخه‌های فراهم و برگ‌های سخت و تخت نوک‌سوزنی؛ گیاهان این سرده در برزیل و شیلی و گینه‌نو و کالدونیای جدید و جزیرۀ نورفولک و استرالیا می‌رویند
راسته‌ای از کاج‌تباران (Pinopsida) که تمام مخروطیان کنونی را در بر می‌گیرد؛ این راسته پیش‌ از این مخروطی‌سانان (Coniferales) نامیده می‌شد؛ صفت بارز همۀ کاج‌سانان داشتن ساختارهای زایشی معروف به مخروط است
تیره‌ای از بازدانگان که دارای برگ‌های سوزنی و مخروط‌های درشت‌اند
false colour
رنگی که با افزودن آن به تصویر بازۀ بسامدهایی که به چشم انسان نامرئی هستند، مرئی می‌شود یا تباین نوریشان تشدید می‌گردد