واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1288
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
به‌کاربرید به‌جای: نسل فرزندی اول
به‌کاربرید به‌جای: نسل فرزندی دوم
BOM, BOQ
به‌کاربرید به‌جای: فهرست مقادیر
به‌کاربرید به‌جای: فنّاوری اطلاعات
disaster tourism
سفر به محلی مصیبت‌زده که هدف از آن عمدتاً بازدید از آن محل است
فاجعه‌ای برای بوم‌سازگان یا محیط‌زیست یا وضعیت یا رویدادی که به تغییرات عمدۀ بوم‌شناختی یا زیست‌محیطی بینجامد متـ . بوم‌فاجعه
رویدادی که توازن بوم‌شناختی را اساساً برهم زند
ultraviolet catastrophe
نارسایـی قانون ریلی ـ جینز در مـورد تابش جسم سیاه در طول‌موج‌های کوتاه
phase 1
بخشی از یک سامانۀ فیزیکی همگن با مرزهای مشخص که می‌توان آن را ازلحاظ فیزیکی از بخش‌های دیگر جدا کرد
disperse phase, dispersed phase
فازی از یک سامانه، شامل ذرات یا قطرات ماده‌ای که در فاز دیگر پراکنده می‌شود
project phase
مجموعه‌ای از فعالیت‌های پروژه که با یکدیگر ارتباط منطقی دارند و معمولاً به تحویل بخش معینی از کار منجر می‌شوند
مقطعی در تغییرات پوشش گیاهی که شامل چند مرحلۀ پیش‌گامی است
فازی که در آن مخلوطی از مایع و جامدات ریز نامحلول وجود دارد
وضعیتی که در آن یک ماده به‌صورت جامد یا مایع یا بخار باقی می‌ماند، درحالی‌که در چنین شرایطی انتظار میرود ناپایدار باشد
Fascist 1
فرد معتقد به فاشیسم
مربوط به فاشیسم
ملی‌گرایی افراطی و خشن با حمایت تودۀ مردم که متکی بر نقش عالی رهبر و قدرت حکومت و ارتش است
interval 2
اختلاف زیروبمی بین دو نغمه
به‌کاربرید به‌جای: کلید فاصله
فاصلۀ میان درزه‌ها در یک دسته درزۀ خاص
distance measuring equipment, DME
وسیله‌ای که فاصلۀ بین هواپیما تا ایستگاه ناوبری مربوط را نشان می‌دهد
فرایندی در تئاتر حماسی برشت که در آن با استفاده از عناصر متعدد، ازجمله نور و موسیقی و نحوۀ بازی، از غرقه شدن تماشاگر و بازیگر در نمایش جلوگیری می‌شود
رعایت کمینۀ فاصلۀ قانونی با شناور جلویی ازطریق افزایش فاصله
range ring, range marker
دایره یا کمانی که در صفحۀ نمایش نشانگر موقعیت راداری، فاصلۀ هدف را نشان می‌دهد
electronic distance measurement, EDM
وسیله‌ای الکترونیکی که برای اندازه‌گیری فاصله براساس خواص امواج الکترومغناطیسی عمل می‌کند
coincidence rangefinder
فاصله‌یابی که در آن دو تصویر از یک جسم در دو تلسکوپ تشکیل می‌شود و از مقایسۀ آنها فاصلۀ جسم به دست می‌آید