واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 828
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 60646
عدد ماخ جسم درحال‌حرکت که در جریان آزاد اندازه‌گیری می‌شود و وجود جسم تأثیری بر شتاب آن ندارد
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل هوایی
drag-rise Mach number
عدد ماخ واگرایی ـ پَسار
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل هوایی
عدد ماخ بزرگ‌تر از عدد ماخ بحرانی که فراتر از آن سرعت خیز پَسار افزایش می‌یابد
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل هوایی
عدد ماخی که در آن شکل‌گیری امواج ضربه‌ای با توجه به پَسار و سازه‌لرز و فرمان‌پذیری چشمگیر است متـ . عدد ماخ خیز پَسار drag-rise Mach number
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل هوایی
transcendental number
عددی که ریشۀ هیچ چندجمله‌ای با ضرایب گویا نباشد
حوزه موضوعی: ریاضی
abstract number
مطلق عدد، بدون ارجاع به هیچ شیء خاص یا یکای اندازه‏گیری
حوزه موضوعی: ریاضی
complex number
هر عدد به‌صورت a+ib که در آن a و b اعداد حقیقی‏اند و 1- =i2
حوزه موضوعی: ریاضی
composite number, composite quantity
هر عدد طبیعی بزرگ‌تر از یک که عدد اول نباشد
حوزه موضوعی: ریاضی
absolute number
عددی که با ارقام نمایش داده شود نه با حروف
حوزه موضوعی: ریاضی
scale number
مخرج یک مقیاس کسری
حوزه موضوعی: مهندسی نقشه‏برداری
concrete number
عددی که با نام شیء یا یکای اندازه‏گیری همراه است
حوزه موضوعی: ریاضی
capillary number
نسبت بدون بُعد بزرگای گران‌رَوی به نیروهای مویینگی
حوزه موضوعی: شیمی
defective number, deficient number
عدد صحیح مثبتی که مجموع همۀ مقسوم‏علیه‏های آن، شامل 1 و به‌جز خودش، از خودش کمتر شود
حوزه موضوعی: ریاضی
coordination number
تعداد یون‌ها یا گروه‌های مولکولی که در ترکیب اطراف یک یون معین قرار گرفته باشند
حوزه موضوعی: شیمی
Hazen number
عددی برای نشان دادن شدت رنگ آب
حوزه موضوعی: مهندسی محیط‌زیست و انرژی
amicable numbers
دو عدد که هریک برابر مجموع همه مقسوم‏علیه‏های مثبت عدد دیگر، به‌جز خود عدد باشد
حوزه موضوعی: ریاضی
اعداد صحیحی که باقی‌ماندۀ تقسیم آنها بر عددی مفروض برابر باشد
حوزه موضوعی: ریاضی
contact lens
عدسی شیشه‏ای یا پلاستیکی که برای بهبود دید روی قرنیۀ چشم گذارند
حوزه موضوعی: پزشکی، عمومی
lenticel
منفذی متشکل از یاخته‌های غیرمتراکم در پیراپوست ساقۀ گیاهان چوبی که مبادلۀ گاز را امکان‌پذیر می‌کند * مصوب فرهنگستان اول
حوزه موضوعی: زیست‏شناسی
سرده‌ای از عدسک‌آبیانِ آبزی با رشد سریع که اغلب گونه‌های آن ریسه‌مانند و در سطح آب شناورند
حوزه موضوعی: زیست‌شناسی- علوم گیاهی
تیره‌ای از قاشق‌واش‌سانانِ آبزی شناور ریسه‌مانند و کوچک که گل‌های آنها ریز و یک‌پرچمی است
حوزه موضوعی: زیست‌شناسی- علوم گیاهی
lenticularis
ابری به شکل عدس یا بادام، غالباًً بسیار طویل و معمولاً با حدود کاملاً مشخص که گاهی لبه‏های آن قوس‌وقزحی است؛ این نوع ابر منشأ کوهستانی دارد، اما ممکن است در نواحی نیمه‏کوهستانی نیز دیده شود؛ این اصطلاح عمدتاًً همراه با ابرهای پرساکومه‏ای و فرازکومه‏ای و پوشن‏کومه‏ای می‏آید
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
جسم شفاف محدب یا مقعری که سبب شکست نور شود
حوزه موضوعی: عمومی
عدسی‌ای که فاصله کانونی آن در دو امتداد عمودبرهم متفاوت است
حوزه موضوعی: فیزیک‏
مجموعه‏ای از تیغه‏ها یا قرص‌ها برای پخش کردن یا هم‌گرا کردن امواج صوتی
حوزه موضوعی: فیزیک‏
aplanatic lens
نوعی عدسی‌ که برای به‌کارگیری نقطه‌های اَپخش طراحی شده است
حوزه موضوعی: فیزیک‏
transfer lens, relay lens
نوعی عدسی که در مسیر باریکة نور قرار می‌گیرد تا، بدون تشکیل تصویر، باریکة نور را از نقطه‌ای به نقطة دیگر انتقال دهد
حوزه موضوعی: نجوم‌
عدسی واگرا که معمولاً دوتایی است و برای افزایش بزرگ‌نمایی چشمی، در جلوی نقطۀ کانونی تلسکوپ قرار می‌گیرد
حوزه موضوعی: نجوم‌
نوعی عدسی با توان هم‌گرایی صفر که کانونهای آن در فاصلۀ بی‌نهایت قرار دارند
حوزه موضوعی: فیزیک‏
نوعی عدسی که یک سطح تخت و یک سطح استوانه‏ای دارد
حوزه موضوعی: فیزیک‏