واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 828
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 60646
جنبۀ مشهود هیجانی‏ای که در برخی از حالات مرضی ممکن است با نوع و شدت هیجانی که بیان می‏شود، تناسب نداشته باشد
حوزه موضوعی: روان‏شناسی
قابلیت هیجانی فرد
حوزه موضوعی: روان‏شناسی
inappropriate affect
پاسخی هیجانی که با موقعیت تناسبی ندارد، مانند خندیدن در مجلس عزا
حوزه موضوعی: روان‏شناسی
affective
مربوط به عاطفه
حوزه موضوعی: روان‏شناسی
حساسیت نسبت به محرک‌های عاطفی
حوزه موضوعی: روان‏شناسی
information scientist, information specialist
فردی که علم اطلاعات را می‌داند و می‌تواند نیازهای اطلاعاتی محققان و دانشمندان را برآورده سازد متـ . اطلاع‌رسان
حوزه موضوعی: علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی
open universe
مدلی که در آن انبساط عالم به‌علت ناکافی بودن ماده و گرانش، به‌طور نامحدود ادامه می‌یابد
حوزه موضوعی: فیزیک‏
closed universe
مدلی از عالم که ماده و انرژی موجود در آن به قدری است که نیروی گرانشی حاصل از آن مانع انبساط نامحدود می‌شود
حوزه موضوعی: فیزیک‏
flat universe, Einstein-de Sitter universe, Einstein-de Sitter model
مدلی از عالم که از یک نقطه شروع به انبساط کند و بر آن اصول هندسۀ اقلیدسی حاکم باشد
حوزه موضوعی: فیزیک‏
steady-state universe
نگاه کنید به: مدل حالت‏پایا
حوزه موضوعی: فیزیک‏
oscillating universe
نوعی از مدل عالم بسته که به‌طور دوره‌ای منبسط و منقبض می‌شود
حوزه موضوعی: فیزیک‏
نگاه کنید به: علمی
حوزه موضوعی: عمومی
parameter
هر عنصر یا جزء مهمی که سامانه‌ای را تعریف می‌کند و کار آن را تعیین یا محدود می‌کند متـ . مؤلفه
حوزه موضوعی: عمومی
agent 1
زبان‌شناسی از نقش‌های معنایی که بر انجام‌دهندۀ فعل دلالت دارد متـ . کنشگر actor علوم نظامی کسی که برای به دست آوردن اطلاعات و انجام امور اطلاعاتی یا ضداطلاعاتی آموزش دیده باشد
حوزه موضوعی: زبان‏شناسی، علوم نظامی
چندجمله‏ای یا عددی که چندجمله‏ای یا عدد مفروضی بر آن بخش‏پذیر باشد
حوزه موضوعی: ریاضی
initiation factor
هریک از پروتئین‌هایی که در شروع ترجمه یا رونویسی نقش دارند
حوزه موضوعی: زیست‌شناسی-ژن‌شناسی و زیست‌فنّاوری‏
signature contributor
عاملی که موجب پدید آمدن اثری گذرا از یک وسیلۀ نقلیه یا هواگرد می‌شود
حوزه موضوعی: علوم نظامی
reclaiming agent
ماده‌ای که برای افزایش سرعت احیای لاستیک در حین فرایند به آن اضافه می‌شود
حوزه موضوعی: مهندسی بسپار- تایر
حلاّلی که از آن برای جدا کردن یک جزء از مخلوط مایع استفاده شود
حوزه موضوعی: شیمی
تابعی که با ضرب‌ کردن آن در یک معادلۀ دیفرانسیل همگن، آن معادله به یک معادلۀ دیفرانسیل کامل تبدیل شود
حوزه موضوعی: ریاضی
مجموعۀ ویژگی‌های روان‌شناختی و فرهنگی و رفتاری و سایر خصوصیات افراد یا گروه‌های اجتماعی که بر تصمیم‌گیری‌ها و انتشار اطلاعات و تفسیر داده‌ها در جامعه اثر می‌گذارد
حوزه موضوعی: علوم نظامی
defoliating agent
ماده‌ای شیمیایی که باعث ریزش زودرس برگ گیاهان می‌شود
حوزه موضوعی: علوم نظامی
هرگونه عامل زیست‌محیطی که بر موجودات زنده تأثیر می‌گذارد
حوزه موضوعی: مهندسی منابع طبیعی- محیط‌زیست و جنگل‏
bifidus factor, bifidogenic factor
ماده‌ای ناشناخته که با رشد زیرگونۀ لاکتوباسیل بیفیدوس مرتبط است و در شیر پستانداران یافت می‌شود
حوزه موضوعی: تغذیه
antitermination factor
نگاه کنید به: پادپایانگر
حوزه موضوعی: زیست‌شناسی-ژن‌شناسی و زیست‌فنّاوری‏
curing agent 1
ترکیباتی که با رزین‌های بسپاری واکنش می‌دهند تا آنها را سخت کنند متـ . سخت‌کننده hardener
حوزه موضوعی: شیمی، مهندسی بسپار- تایر، مهندسی بسپار - علوم و فنّاورى رنگ
vulcanising agent
ماده‌ای در آمیزه‌سازی که در لاستیک اتصال عرضی ایجاد می‌کند
حوزه موضوعی: شیمی، مهندسی بسپار- تایر
عامل پختی که ایزوسیانات را واکنش‌ناپذیر نگه می‌دارد و در صورت لزوم به روش‌های فیزیکی یا شیمیایی واکنش‌پذیر می‌شود
حوزه موضوعی: شیمی
dispersing agent
یکی از افزودنی‌های مورد استفاده در تولید پراکنه‏ها که وظیفۀ آن آسان‏سازی پراکنش اجزای جامد در فاز مایع و افزایش پایداری مخلوط است متـ . پراکنش‏یار dispersant
حوزه موضوعی: خوردگی، شیمی، مهندسی بسپار
condensation agent
نوعی ترکیب شیمیایی که به‌عنوان کاتالیزگر به پیشرفت واکنش کمک می‌کند
حوزه موضوعی: شیمی