واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3094
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
دستۀ خاصی از بازدارنده‌های خوردگی حاوی نیتروژن آلی با وزن ملکولی بیش از دویست که در چاه‌های نفت و گاز به کار می‌روند و خاصیت خورندگی هیدروکربن‌های مخلوط با آب و نمک و کربن‌دی‌اکسید و هیدروژن‌سولفید را کاهش می‌دهند
service complet (fr.), service compris (fr.)
ویژگی صورت‌حساب یا صورت‌غذایی که حق‌خدمات در آن لحاظ شده است
به‌کاربرید به‌جای: تعرفۀ با صبحانه
به‌کاربرید به‌جای: منضبط
رواج مصرف یک غذای خاص در یک بازۀ زمانی محدود
in ballast, on ballast
وضعیت کشتی‌ای که دارای ترازه است و بدون بار حرکت می‌کند
battery 2
منبع ولتاژ جریان مستقیم از یک یا چند واحد تشکیل شده است و انرژی شیمیایی یا گرمایی یا هسته‌ای یا خورشیدی را به انرژی الکتریکی تبدیل می‌کند
substation battery
نوعی باتری که انرژی لازم برای راه‌اندازی مدارشکن و بهره‌برداری از رلۀ حفاظتی پست برق مولد (generating substation) را فراهم می‌کند
نوعی باتری شامل ماده‌ای پرتوزا و یک پیل فوتوولتایی که در آن تابش ناشی از مادۀ پرتوزا سبب تولید برق در پیل می‌شود
battery charger
افزاره‌ای که با انتقال انرژی الکتریکی به باتری آن را باردار می‌کند متـ . انبارنده
1. قطعه زمینی که دارای خاک اسیدی یا قلیایی ضعیف و پوشیده از آب کم‌عمق و گیاهان کوتاه و چوبی است 2. تالابی غالباً پوشیده از درختان و درختچه‌ها که به‌طور متناوب غرقاب می‌شود
باتلاقی که منبع آن آب شیرین است
باتلاقی در مناطق کشندی
baton, cudgel, club
وسیلۀ کوتاه و باریک چوبی یا فلزی یا پلاستیکی که مأموران پلیس یا نگهبانان از آن به‌عنوان سلاح استفاده می‌کنند متـ . راست‌باتوم straight baton, nightstick, billyclub
electrical baton, stun baton, shock baton
باتومی با ابعاد معیار که با نیروی باتری چراغ‌قوۀ استاندارد کار می‌کند و قادر است بار یا شوک الکتریکی با ولتاژ اندک وارد کند
expandable baton, extensible billyclub
باتومی که می‌توان آن را به‌صورتِ تلسکوپی جمع کرد و طول آن در زمان جمع شدن 6 تا 7 سانتی‌متر و در زمان باز بودن 16 تا 18 سانتی‌متر است
straight flashlight baton
نوعی چراغ‌قوۀ سنگین و ضدضربه که از آن می‌‌توان به‌عنوان سلاح ضربه‌ای استفاده کرد
flashlight-riot control agent baton
نوعی چرا‌غ‌قوۀ ضدضربه از جنس پلی‌اتیلن که، علاوه بر منبع نور، از آن می‌توان برای پرتاب گلولۀ گاز اشک‌آور و گلولۀ لاستیکی استفاده کرد
باتومی دارای دسته‌ای در پهلو که به مأمور پلیس امکان می‌دهد که برای وارد آوردن ضربۀ بیشتر و جلوگیری از اصابت ضربۀ شخص مهاجم آن را بچرخاند
riot control agent baton
باتومی پلاستیکی به طولِ 30 تا 66 سانتی‌متر که می‌توان با آن گلولۀ گاز اشک‌آور و گلولۀ لاستیکی پرتاب کرد
رخنه‌گر با قفل‌شکن که وبگاه یا رایانۀ مرکزی یک سازمان را به‌طور مرتب مورد حمله قرار می‌دهد و برای توقف حملات خود درخواست پول می‌کند
نوعی فعالیت مجرمانۀ رایانه‌ای که در آن رخنه‌گر یا قفل‌شکن وبگاه یا رایانۀ مرکزی یک سازمان را به‌طور مرتب مورد حمله قرار می‌دهد و برای توقف حملات خود درخواست پول می‌کند
counter 1
جایگاهی برای دریافت کارت پرواز * مصوب فرهنگستان اول
نوعی دستگاه الکترونیکی برای دسترسی به اطلاعات که در مکان‌های عمومی نصب می‌شود متـ . ای‌ ـ ‌‌باجه e-kiosk
ticket office window, ticket window
محل یا اتاقک فروش بلیت
زنی که خود با حجاب بپوشاند
prestigious
ویژگی شخص یا گروهی که دارای حیثیت باشد
حرکت هوا نسبت به سطح زمین
anabatic wind
باد فراشیب ناشی از گرمایش محلی در سطوح شیب‌دار در شرایط هوای خوب
resultant wind
میانگین برداری سمت و سرعت باد در تراز و مکان معین و در دورۀ زمانی مشخص