واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 372
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
واکنشی شیمیایی که در آن یک باز یا چربی یا اسید چرب به صابون تبدیل می‌شود
اشخاص حقیقی یا حقوقی که حق استفاده از کلیۀ مواهب جنگل را دارند
مقام مسئولی که جانشین او مشخص شده است و هفته‌های آخر مسئولیتش را می‌گذراند متـ . رفتنی
certificate authority 1, CA 3
سازمان یا شرکت معتبری که برای ایجاد امضای الکترونیکی و جفت‌کلیدهای عمومی و خصوصی گواهی رقمی صادر می‌کند
thunderbolt
برق آذرخش همراه با تخلیۀ ناگهانی همراه با تندر
antialiasing, dithering
در نگاشتار رایانه‌ای، صاف کردن خطوط دندانه‌دار و ناصاف بر روی نمایشگر
filtration
فرایند جدا کردن یا جدا شدن مواد معلق از سیال با عبور آن از محیطی که ذرات را عبور نمی‌دهد
contact filtration
نوعی فرایند جداسازی که در آن ذرات جاذب با مایع مخلوط و پس از جذب مواد مورد نظر، مایع صاف می‌شود
crossflow filtration
نوعی صافش که در آن جریان ورودی موازی سطح بستر صافی است و فقط قسمتی از جریان ورودی از داخل صافی عبور می‌کند
vacuum filtration
فرایندی برای آبگیری لجن که در آن صافش ازطریق پارچۀ صافی و در خلأ انجام می‌شود
alternating double filtration
فرایند تصفیۀ فاضلاب ازطریق صافش زیستی در دو مرحله با ته‌نشینی میانی اختـ . صادم
biological filtration
فرایند عبور دادن مایع از زی‌صافی که در آن لایۀ زی‌ژلِ تشکیل‌شده در مصالح صافی، ذرات ریز و کلوئیدی و جامدات محلول را جذب و تجزیه می‌کند
rapid sand filtration
نوعی فرایند تصفیۀ آب که در آن آب پس از زلال‌سازی از بستری شنی عبور داده می‌شود تا بقایای ذرات آن گرفته شود
slow sand filtration
نوعی فرایند تصفیۀ آب که در آن آب از میان بستری شنی با خصوصیات مشخص به سمت پایین پرانشت می‌کند و در خلال آن براثر فرایندهای فیزیکی و شیمیایی و زیستی خالص‌تر می‌شود
membrane filtration
روشی برای جداسازی ذرات ریز یا ریزاندامگان‌ها از سیالات با استفاده از صافی دارای منافذی به اندازۀ مشخص
pressure filtration
نوعی فرایند تصفیه که در آن آب از سامانه‌ای بسته، تحت فشار، عبور می‌کند
درون‌نشت القایی آب رودخانه از میان لایه‌های شن کنارۀ رودخانه با هدف ارتقای کیفیت آب
direct filtration
سلسله‌ای از فرایندهای مشتمل بر انعقاد و صافش که فاقد مرحلۀ ته‌نشینی است و به حذف ذرات منجر میشود
ویژگی مخلوط جامدـ سیالی که بتوان آن را صاف کرد
قابلیت صافش مخلوط جامدـ سیال
انحراف بخشی از قوس به ‌سمت خط مماس
[عمومی] ابزاری برای تصفیه کردن * مصوب فرهنگستان اول
filter 2
جسمی متخلخل برای جداسازی جامدات معلق از مایعات یا گازها
fabric filter, bag filter
وسیله‌ای الیافی، معمولاً از پارچه‌ یا نمد، که گرد و غبار را از گازهای خروجی صنایع جدا می‌کند
نوعی صافی که در آن آب یا فاضلاب مورد تصفیه به سمت بالا از میان بستر عبور می‌کند
به‌کاربرید به‌جای: پالایۀ جذب
vacuum filter
نوعی صافی که مخلوط جامدـ مایعی به سمت پرفشار آن خورانده می‌شود و براثر خلأ یا فشار کم در سمت دیگر، مایع از صافی عبور می‌کند و لایه‌ای از جامد بر روی صافی باقی می‌ماند
alias filter, antialias filter
نوعی صافی که قبل از نمونه‌برداری به کار می‌رود تا بسامدهای ناخواسته‌ای که در نتیجۀ نمونه‌برداری امکان دگرنامی دارند حذف شوند
صافی بستردانه‌ای که در آن جریان آب از بالا و پایین وارد و از وسط خارج میشود