واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 2434
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
drive 3
علت درونی انگیزش فرد
primary drive
سائق مختص گونه‌ها که غیراکتسابی و جهانی و دارای منشأ جسمی است، مانند لانه‌سازی
secondary drive
انگیزه یا ویر آموخته‌شده، نظیر تمایل به نوعی خاص از خوراکی و نوشیدنی
sexual drive
سائقی برای ارضای جنسی و درنهایت تولیدمثل جنسی
elimination drive
اصرار و میل شدید به دفع ادرار و مدفوع که عوامل روان‌شناختی تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای در آن دارد
انگیزه‌ای که موجود زنده را به بررسی محیط خود وامی‌دارد
به‌کاربرید به‌جای: سبک‌سازبر
به‌کاربرید به‌جای: سامانۀ باز
به‌کاربرید به‌جای: سرعت امن برخاست
1. برداشتن باقی‌ماندۀ رویۀ لاستیکی تایر تاحدی‌که به منجید برسد و بتوان تایر را روکش‌کاری کرد 2. تسطیح یا پرداخت یا برداشت لایه‌هایی از سطح که معمولاً با چرخ ساب‌زنی انجام می‌شود
فرایند پرداخت رویۀ چرخ فولادی با سنگ‌زنی
به‌کاربرید به‌جای: سبک‌سازبر واسطه
flatting down, rubbing down
کشیدن کاغذ سنبادۀ نرم خشک یا تر بر سطح مادۀ پوششی خشک برای نرم و صاف کردن سطح
ذرات کروی کوچکی از فلزات که ازطریق فنّاوری یا به‌صورت ناخواسته تولید شود
شلیک ساچمه‌های فلزی به سطح فلزات آلیاژی برای کاهش تنش‌های باقی‌مانده در آنها که باعث بهبود خستگی و به حداقل رسیدن خوردگی مرزدانه‌ای و ترکخوردگی خـوردگی ـ تنشی میشود
دستگاهی برای تمیز کردن سطح چرخ به روش ساچمه‌زنی
shot blasting
پاشیدن ذرات ساچمۀ ریز تحت فشار هوا با افشانه بر روی فلز، برای تمیز کردن و زدودن پوسته و زنگ متـ . ساچمه‌پاشی
منطقه‌ای بین ناحیۀ شکست موج و ناحیه‌ای که رسوبات سست ساحلی وجود دارد
shore 1
فصل مشترک آب و خشکی متـ . کرانه
به‌کاربرید به‌جای: دریالبه
به‌کاربرید به‌جای: کناره
ساحلی که طرف بادپناه قرار می‌گیرد