واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 110
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
D-structure
نخستین سطح نحوی در نظریۀ حاکمیت و مرجع‌گزینی
علم نگاشت‌برداری و تحلیل اندازه‌گیری‌های خواص فیزیکی در چاه آزمایش
jabbering
ارسال جریان پیوستۀ داده‌های تصادفی به شبکه، در نتیجۀ برخی خرابی‌ها
jabber
جریان پیوستۀ داده‌های تصادفی که در نتیجۀ برخی خرابی‌ها به شبکه منتقل می‌شود
January, janvier (fr.)
نخستین ماه سال میلادی، بعد از دسامبر و قبل از فوریه
deep water, DW
آبی در زیر ناحیۀ دماشیب و چگالی‌شیب که دارای دمایی ثابت و کمتر از چهار درجۀ سلسیوس است
depth hoar, sugar snow
1. یخ‌بلورهای سستی که براثر تصعید در سطح زیرین و سپس نهشت در سطح بالاتر برف خشک تشکیل میشود 2. بشمی از یخ‌بلورهای چندوجهی که یک مجموعۀ سه‌بعدی می‌سازند
هرگونه روان‌درمانی اعم از مختصر یا گسترده، شامل تشخیص و حل‌وفصل تعارض‌های ناخودآگاهانه که زیربنایی هستند و در رفتار فرد تداخل ایجاد می‌کنند
bathymeter
دستگاهی برای انجام عملیات اندازه‌گیری ژرفا در اقیانوس‌ها و سایر آب‌ها
عملیات اندازه‌گیری ژرفا در اقیانوس‌ها و سایر آب‌ها
تودۀ سنگ آذرین نفوذی ناهمساز و بزرگ با رخنمون سطحی بیش از 100 کیلومتر مربع و قاعدۀ نامشخص
به‌کاربرید به‌جای: ژرفای کناری
bathymetrograph
وسیله‌ای برای ثبت دما برحسب عمق آب
صحنه‌تابلویی مرکب از نقاشی در پس‌زمینه و پیکره در پیش‌زمینه که به‌ویژه با نورپردازی در چند رنگ جلوه‌ای تماماً سه‌بعدی پیدا می‌کند
depth of exploration
عمقی از زیرسطح که در آن، سامانۀ اکتشافی کارایی مؤثر دارد
به‌کاربرید به‌جای: انباشت برف
فاصلۀ قائم کانون زمین‌لرزه از سطح زمین متـ . عمق کانون
side water depth
عمق آب در کنار دیوار عمودی حوض یا مخزن اختـ . ژرفاک
carbonate compensation depth, calcium-carbonate compensation depth, depth of compensation
ژرفایی در اقیانوس که پایین‌تر از آن، ذرات کلسیم‌کربنات به مقدار ناچیز در رسوبات وجود دارد و آهنگ حل شدن کلسیم‌کربنات برابر یا بیشتر از آهنگ نشست آن است اختـ . ژمک
cloud optical depth
ضخامت نوری قائم بین قله و کف ابر
تودۀ نفوذی آذرین ژرف
ویژگی تودۀ نفوذی یا سنگ آذرینی که در ژرفای بسیار تشکیل شده است
ویژگی سنگ‌های دگرگونی‌ای که از سنگ‌های ژرف‌توده‌ای مشتق شده‌اند
کسی که به نظریۀ ژرف‌توده‌گرایی باور دارد
نظریه‌ای که بر پایۀ آن سنگ‌ها در نتیجۀ جامد شدن یک تودۀ مذاب تشکیل شده‌اند
دره‌ای کشیده و عمیق و نسبتاًً باریک با دیواره‌های پرشیب که اغلب رودی در کف آن جریان دارد
ناحیۀ عمیقی از دریا که بعد از فلات قاره واقع شده است
deep structure, underlying structure
سطح بازنمود بنیادی و انتزاعی ساخت نحوی جمله در دستور زایشی‌ـ گشتاری
بازشدگی یا شکاف عمیق در پوستۀ زمین
کاربرد روش‌های القای الکترومغناطیسی برای تعیین رسانندگی الکتریکی زمین با استفاده از تغییرات زمین‌مغناطیسی طبیعی