واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 125
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
Foreground

بخشی از حافظه در عملکرد چند برنامه‌ای یا عملکرد چند اجرایی که به صورت یک واحد کامل حافظه مورد استفاده قرار گیرد.

Format

1- طرح و ترتیب قرار گرفتن فیلدهای اطلاعات در روی کارت منگنه یا نوار مغناطیسی یا کاغذ چاپ.

2- طرح ثبت اطلاعات در روی واسطه‌ها یا در حافظه از نظر چگونگی روش ثبت.

Fortan

یک نوع زبان برنامه‌نویسی سطح بالا در زمینه کاربردهای علمی مرکب از دو کلمه Formula, Translation .

مسیر عبور سیگنال از مدار ورودی به مدار خروجی در فیدبک.

Four terminal network

شبکه‌ای با چهار ترمینال.

مداری دو جهتی با دو مسیر برای عبور جریان، این مدار طوری طرح شده که جریان از یک مسیر و در یک جهت فرستاده می‌شود و در مسیر دیگر در جهت مخالف 

Frame

1- سطح کلی صفحه تصویر که به وسیله شعاع کاتدی به صورت خطوط مقطع و پی در پی پیموده می‌شود.

2- یک اسکلت فلزی که در مرکز تلفن خودکار به کار برده می‌شود.

1- سطح کلی صفحه تصویر که به وسیله شعاع کاتدی به صورت خطوط مقطع و پی در پی پیموده می‌شود.

2- یک اسکلت فلزی که در مرکز تلفن خودکار به کار برده می‌شود.

Frame - Controls

وسایل کنترل و تنظیم ابعاد صفحه تصویر تلویزیون شامل کنترل قائم واقعی.

Frame frequency

تعداد دفعاتی که تمام صفحه تصویر در یک ثانیه به وسیله شعاع الکترونی پیموده می‌شود.

Free charge

بار الکتریکی که به وسیله بار مخالف و مساوی یا بار مخالف و بزرگتر خنثی نشده باشد.

Free wave

امواج آزاد در محیط بدون مانع.

Frequency

فرکانس یا تعداد دوره تناوب در واحد زمان (ثانیه). 

تعدادی فرکانس نزدیک به هم که به صورت یک دسته و بین دو حد مشخص قرار گرفته‌اند.

Frequency calibrator

وسیله‌ای برای کنترل حدود فرکانس‌های یک فرستنده.

Frequency changer

لامپ یا ترانزیستوری که در طبقه اول دستگاه گیرنده قرار دارند با نوسان ساز محلی فرکانس زیادی را برای مخلوط کردن با فرکانس اصلی تولید می‌نمایند که این طبقه از گیرنده را مبدل فرکانس یا نوسان ساز محلی می‌نامند.

Frequency departure

مقدار تغییر فرکانس موج حامل از حدودی که برای آن تعیین شده است.

Frequency deviation

اختلاف حداکثر فرکانس مدوله با فرکانس اصلی موج حامل در مدولاسیون فرکانس.

Frequency discriminator

مدار مخصوصی که مدولاسیون فرکانس را به مدولاسیون دامنه تبدیل می‌کند.

Frequency distoration

یکنواخت نبودن میزان تقویت یا انتشار فرکانسها.

Frequency diversity

سیستم انتشار یا دریافت فرکانسهای مختلفی که حامل یک نوع سیگنال هستند.

وسیله‌ای که فرکانسهای خروجی آن کسر معینی از فرکانسهای ورودی اش هستند.

Frequency division multiplexing

روش انتشار فرکانسهای مختلف در یک مسیر یا یک جهت، بطوری که هر دسته از آنها حامل یک سیگنال باشند.

Frequency doubler

مدار یا وسیله‌ای که تعداد فرکانسها را دو برابر می‌کند ـ مضاعف کننده فرکانس.

Frequency drift

تغییر فرکانسهای خروجی یک نوسان ساز در طول زمان و براثر گرم شدن، فرسودگی عناصر یا عوامل خارجی.

Frequency response

قابلیت کار یک وسیله یا مدار برای تولید فرکانسهای معین.

Frequency stabilization

روش ثابت نگاه داشتن فرکانسهای یک نوسان ساز یا یک ژنراتور.

Frequency swing

اختلاف بین حداکثر و حداقل فرکانسهای یک موج FM.

Frequency tolerance

حد مجاز تغییر فرکانس موج حامل.

Full scale deflection

حداکثر مقدار اندازه‌گیری شده کمیتی که روی دستگاه اندازه‌گیر نشان داده می‌شود.