واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 185
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
Distributed

پخش مقاومت بوبین و خازن در یک خط انتقال که بطور یکنواخت در طول مدار پخش می‌شود.


Distribution frame

اسکلت فلزی که جهت انتقال سیمها به نقاط مختلف بکار می‌رود.


Distribution point

نقطه‌ای که یک کابل اصلی به چند نقطه فرعی وصل می‌گردد.


قسمتی از یک وسیله الکتریکی که جریان الکتریکی را به قسمتهای مختلف یک مدار می رساند.


لوازمی که دریافت مکالمات ورودی یک گروه ترانک را بطور متوالی پخش می‌نمایند.


Diversion call

مزایای بعضی از مراکز تلفن داخلی است که مکالمات یا شماره‌گیری مستقیم را تحت شرایط خاصی به اپراتور انتقال می‌دهد.


Diversity

یک روش انتقال و دریافت رادیوئی است که اثرات فیدینگ توسط ترکیب سیگنالهای متعدد به همان صورت معنی می‌شوند.


Divided

عددی که بر عدد دیگر تقسیم شود.


با قراردادن مقاومت در عرض ولتاژ می‌توان ولتاژ کل را تقسیم کرد.


عددی که عدد دیگر را تقسیم کند.


Domain

ناحیه‌ای در حدود یک ماده کریستالی که در آن ناحیه، تمام ملکولهای میدانهای الکتریکی در جهت خطوط متوازی هستند.


یک ماده ناخالص، معمولاً از آنتیموان یا ارسنیک که برای اضافه شدن تعداد الکترونهای آزاد به یک ماده نیمه هادی از ژرمانیم یا سیلیکون اضافه می‌شود.


Dopant - doping

ماده‌ای که به یک ماده نیمه هادی اضافه شده تا آن را نوع ـ P یا N بنماید، و اضافه کردن این ماده، ناخالص کردن نام دارد.


Double - pole

کلید یا فیوز کنتاکتها که بطور همزمان در دو طرف یک مدار باز و بسته می‌شود.


Double - pole

کلید یا فیوز کنتاکتها که بطور همزمان در دو طرف یک مدار باز و بسته می‌شود.


کلید یا فیوز کنتاکتهایی که مدار A را از مدار B  به مدار C  منتقل می‌کند.


Double - word

دو خانه حافظه یا دو محفظه که تشکیل یک واحد را داده باشند.


دو خانه حافظه یا دو محفظه که تشکیل یک واحد را داده باشند.


1- جریان تنظیم رژه از یک منبع ولتاژ بوسیله یک نیرو.

2- یک اتصال به زمین.


1- جریان تنظیم رژه از یک منبع ولتاژ بوسیله یک نیرو.

2- یک اتصال به زمین.


Drawing , single line

ساده کردن سطوح مدار یک واحد خط که بصورت 2، 3 یا سیمهای بیشتری نمایش داده می‌شود و یک واحد ارتباطی ما بین دو قطعه مدار بوجود می‌آید.


Drive

علامتی که برای ورودی یک تقویت کننده قدرت بکار می‌رود.


علامتی که برای ورودی یک تقویت کننده قدرت به کار می‌رود.


Driver

1- مداری که ورودی برای مداری را با قدرت زیاد تهیه می‌کند.

2- مداری که سیگنال دیجیتال را با قدرت کافی برای راندن چیزی غیر از چند گیت مجاور از قبیل هسته‌های مغناطیسی در حافظه ایجاد می‌کند.


Drop , potential

اختلاف پتانسیل بین انتهای یک مقاومت موقعی که مقداری جریان از مقاومت عبور می‌کند. افت پتانسیل ولت مساوی عبور جریانی است بر حسب آمپر و مقاومت بر حسب اهم.


Drop , voltage

تقلیل ولتاژ در محل تقاطع جریان یک مقاومت.


Dry

به مدارها یا اتصالهای مداری که جریان مستقیم عبور نمی‌دهد، گفته می‌شود.


باطری قابل حملی که الکترولیت آن بصورت خمیری بوده و نمی‌ریزد.


Dry circuit

مداری که جریان صوت را عبور نمی‌دهد.


اجرای همزمان دو برنامه در یک کامپیوتر که دارای یک سیستم کارنمایی است.