واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 259
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
C

1- حرفی برای نمایش خازن در مدارهای الکتریکی.

2- نماینده ظرفیت خازن در فرمولهای الکتریسیته.

3- علامت اختصاری کربن شیمیائی.

 

C0

درجه سانتی گراد برای تعیین دما

سیم هادی که روی آن با عایق پوشیده شده و برای انتقال جریان الکتریکی بکار می‌رود.

Cable , coaxial

کابلی است که دارای چندین خطوط هم محور بوده و در یک محفظه قرار داده می‌شود.

Cable , distribution

1-کابلی که دارای ترمینالهایی است برای تغذیه مصرف کننده (مشترک).

2- یک شاخه از یک سیم تغذیه کابل است که تقسیم می‌شود و مورد استفاده مصرف کننده قرار می‌گیرد.

Cable , entrance

کابلی است که مدارها و سیم‌های مشترکین را به مرکز تلفن می‌آورد.

Cable , loaded

کابلی است دارای سیم پیچ‌های بوبین برای کم کردن افت انتقال.

Cable , local

کابلی است که تماماً یا قسمت عمده سیم نگه داشته شده در کابل به شکل پیچشی ترکیب شده است.

Cable , Moisture barrier

کابلی است که قسمت بیرونی آن از پلاستیک پوشیده شده و قسمت داخلی آن از آلومینیم.

Cable , PAP

کابلی پوشیده شده از پلی اتیلن ـ آلومینیم ـ پلی اتیلن (PAP) که در مقابل عوامل مکانیکی رعد و برق آسمان محافظت می‌شود.

Cable , Paper insulated

کابلی است که منحصراً با پوشش مارپیج نوار کاغذی غلاف شده است. 

Cable , PASP

کابلی است از جنس پلی اتیلن، آلومینیم استیل پلی اتیلن (PASP) که مورد استفاده در مناطق روستایی و نقاط دور افتاده قرار می‌گیرد و مانند کابل PAP در مقابل خسارتهای مکانیکی و رعد و برق آسمان محافظت می‌شود.

کابلی است که منحصراً پوشش آن از جنس پلاستیک و معمولاً پلی اتیلن است.

کابلی که منحصراً با پیچش خمیر کاغذی بر روی قسمت هادی آن شکل گرفته است.

Cable , stub

شاخه کوچکی از کابل اصلی که به جفت بزرگ کابل اصلی دسترسی دارد، بدون آنکه لازم باشد قسمتهای لایه لایه اصلی را که به هم پیچیده شده بازکنیم. قسمت پایانی این شاخه آزاد است و برای استفاده در مواقع ضروری مهر و موم می‌شود.

Cable , tie

کابل بین دو فریم پخش و یا بین دو سانترال تلفن و یا ارتباط بین دو کابل دیگر.

Cable , underground

حوضچه‌های کابل که جهت جایگزینی و دیگر تغییرات کابل، د رشبکه کابل از آن استفاده می‌شود.

کابلی است که دو طرف آن توسط قطبها نگهداری می‌شود.

جعبه فلزی که محل اتصال کابلها را محافظت می‌کند.

Cable buried

کابلی است که مستقیماً در زمین نصب می‌شود.

Cable chamber

کابل زیرزمینی که از آنجا کابلها وارد مرکز تلفن خودکار می‌شوند.

Cable clamp

بست فلزی یا غیرفلزی برای ثابت نگاه داشتن کابل.

استوانه چوبی که بر روی آن کابل را پیچیده و نگاهداری می‌کنند.

مجرائی که کابلها در آن قرار می‌گیرند و معمولاً به شکل مستطیل است.

بوجود آمدن نقص کلی یا جزئی در پوشش یا در اتصالات سیم هادی کابل.

Cable feeder

یکی از کابلهای بزرگ و متعددی که از تلفن خارج می‌شود و مورد استفاده یک منطقه خاص قرار می‌گیرد.

Cable grip

گیره یا چنگک برای نگاه داشتن کابل.

نقطه اتصال یک دسته کابل که از آنجا به نقاط دیگر پخش می‌شود.

کابلی است که دارای پوشش از سرب است. اکنون تا اندازه زیادی کابلهای با پوشش پلاستیکی جانشین آن شده است.