واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 290
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
Bootstrap circuit

مدار مولد موج دندانه اره‌ای برای شارژ خازن با جریان ثابت، پتانسیل دو نقطه از این مدار در آن واحد با شارژ شدن خازن افزایش می‌یابد.

Boro- carbon resistor

مقاومتی که از سوزاندن کربن و ئیدرات بورون بصورت سرامیک ساخته می‌شود.

Boron (B)

عنصر شبه فلزی با عدد اتمی 5.

Boron counter

دستگاه شمارش که عبور نوترونهای کم سرعت را نشان می‌دهد.

Bound charge

قسمتی از بار الکتریکی یک هادی که هنگام اتصال به زمین تخلیه نمی‌شود.

Bound electron

الکترونی که در داخل اتم، آزادانه حرکت نمی‌کند. اکثر الکترونهای اتمهای یک جسم عایق آزاد نیستند.

Boundary p- n

مرز یا سطح جدا کننده دو فازه از نوع P  و N  در یک نیمه هادی.

Box connector

جعبه اتصال برای بهم پیوستن سر کابلها.

Braided wire (litz wire)

سیم رشته دار: سیم هادی که از جند رشته سیم نازک و به هم تابیده یا افشان تشکیل شده است.

Brain voltage

ولتاژی که به وسیله مغز انسان تولید می‌شود و دارای دامنه‌ای بین 10 تا 60 میکرو ولت و فرکانس 1 تا 60 سیکل در ثانیه است.

موج حاصل از تغییر ولتاژ مغز انسان که شکل آن در اشخاص و شرایط مختلف تغییر می کند.

Branch cutout

پایه فیوز برای قطع جریان یک شاخه.

Brazing

جوشکاری دو قطعه فلز بوسیله آلیاژ برنج، جوش برنج.

Bread board

تابلوئی که اتصال موقت ترمینالها و تعویض عناصر مدارهای الکترونی را ممکن می‌سازد؛ تابلوی آزمایش.

Break

کمترین فاصله بین دو کنتاکت یک کلید باز.

1- از کار افتادن یک مدار الکتریکی.

2- تخلیه ناگهانی الکتریسیته در عایقها که آنها را خراب می‌کند. عبور جریان در جهت عکس در یکسو کننده‌های نیمه هادی.

Break down voltage

ولتاژ شکننده:‌ولتاژی که می‌تواند جریان الکتریکی را در یک عایق برقرار کند. ولتاژی که موجب ایونیزاسیون گازها و تولید قوس الکتریکی در آنها می‌شود.

Break point

نقطه‌ای در برنامه یک کامپیوتر که کار دستگاه را برای بازرسی و کنترل متوقف می‌کند، نقطه قطع.

Break- in

وسیله خودکاری که هنگام قطع مکالمه در ارتباطات، علائمی را وارد دستگاه می‌کند.

Breaker circuit

دستگاهی که جهت قطع عبور جریان در یک مدار استفاده می‌شود، موقعی که مدار آن از حد معمول بالاتر رود.

Bridge rectifier

1- یکسو کننده‌ای که با مدار پل، برای یکسو کردن هر دو نیم دوره تناوب از یک جریان متناوب.

2- چهار یکسو کننده که دو به دو با هم سری شده و پلی را تشکیل می‌دهند.

Bridging set

یک دستگاه تلفن موازی با تلفن دیگر در مدار تلفنی.

Bright level

ولتاژ صفر در سیگنال تلویزیونی که روشن‌ترین نقاط را روی صفحه تصویر تولید می‌کند.

مقدار نوری که بر روی یک صفحه دیده می‌شود.

Broad band amplifier

تقویت کننده‌ای که باند وسیعی از امواج را بدون اعوجاج تقویت می کند.

Broad band tube

لامپ الکترونی گازی که با صافی مخصوص تطبیق شده و از عبور فرکانسهای رادیویی جلوگیری می‌کند.

Broad tuning

وضع یک مدار برای عبور دادن تمام امواج رادیوئی