واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 290
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
B

علامت اختصاری برای تراکم خطوط قوای مغناطیسی

B power supply

منبع جریان مستقیم برای تأمین پتانسیل آند لامپهای الکترونی.

B supply

منبع جریان مستقیم برای تغذیه آند لامپ الکترونی

B. H. Curve B=f(H)

منحنی نمایش تراکم خطوط قوای مغناطیسی برحسب تغییر میدان باینری مغناطیس کننده.

B. y. amplifier

مداری در گیرنده تلویزیون رنگی که سیگنالهای رنگی R-Y  و GY را با هم جمع و تقویت کرده و مبدل به سیگنالهای B-Y می‌کند.

B.E.V.

علامت اختصاری برای بیلیون الکترون ولت که واحد سنجش انرژی ذرات بسیار کوچک است.

B.F.O. (Beat frequency oscillator)

نوسان سازی که تفاضل دو فرکانس سینوسی را تولید می‌کند.

B.Y. signal

سیگنال یکی از سه رنگ اصلی در تلویزیون رنگی.

Babbit

آلیاژی از سرب و قلع و آنتیموآن و مقدار کمی مس یا روی که در ساختن یاتاقان ماشینها بکار می‌رود ضمناً نقطه ذوب و ضریب اصطکاک این آلیاژ کم است.

Back connected switch

کلید اتصال برگشتی

Back electromotive force

نیروی ضد محرکه الکتریکی

Back emission

انتشار در جهت معکوس یا مخالف جهت قراردادی

Back ground

زمینه و متن در صحنه‌های استودیو، تصاویر و صدا

Back noise

هرنوع سیگنال خارجی که بعلت تداخل در موج اصلی باعث تولید صدا یا ظهور علائم اضافی در وسایل الکترونی شود.

Back pitch

گام عقب در سیم پیچی آرمیچر

Back plate

الکترودی در لامپ تصویر تلویزیون

Back porch

مدت زمان کوتاهی که سینگنال تصویر تلویزیون پس از سینکرونیزاسیون، سیاه است؛ پس ماند.

Back porch effect

مدت زمان کوتاهی که جریان جمع کننده (کلکتور) پس از ازبین رفتن سیگنال در پایه ترانزیستور ادامه می یابد؛ اثر پس ماند.

Back to Back

پشت به پشت،‌ نوعی اتصال در لامپهای تیرانزون

Back wash diode

لامپ دیودی که در مسیر مدولاتور ضربان قرار می‌گیرد و انرژی ضربانها را در زمان معکوس شدن ولتاژ آنها جذب می‌کند.

Back wave

موجی که بین علائم تلگرافی براثر تداخل و تقویت فرکانسهای رادیویی بوجود می‌آید.

Baffle

1- صفحه یا جعبه‌ای که از پخش صدای بلند گو از قسمت عقب آن جلوگیری می‌کند.

2- هرنوع وسیله‌ای که به انتقال صدا از نقطه ای به نقطه دیگر کمک کند.

3- الکترود فرعی در مسیر قوس الکتریکی که جریان ذرات باردار یا بخار جیوه را تنظیم می‌کند. این الکترود ممکن است هادی یا عایق باشد، و به جایی اتصال ندارد.

Balance

1- تقسیم ترافیکی در یک مرکز تلفن روی ترمینال خط بطور یکنواخت.

2- میزان کردن امپدانس در مدارها و شبکه.

Balance amplifier

تقویت کننده‌ای که از مدار خروجی آن به صورت پوش - پول استفاده شده باشد.

Balanced circuit

مداری که ولتاژ یا جریان در تمام شاخه‌های آن برابر باشد.

Balanced line

خط انتقال انرژی دو سیمه که ولتاژ هر یک از سیم‌های آن در محل تقاطع با یک صفحه قائم نسبت به زمین مساوی و مختلف‌العلامت باشد.

Balanced load

مصرف کننده‌ای که از یک سیستم سه فازه جریانهای مساوی با زاویه اختلاف فاز مساوی می‌گیرد.

Balanced method

روش متعادل

مدولاتوری که در آن از لامپ بصورت پوش ـ پول استفاده شده، بطوری که مدولاسیون در هر دو سمت موج حامل صورت می گیرد.