واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 74
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976

سیستمی که در عملکردهای کامپیوتر کلیه منابع و امکانات اجرایی کامپیوتر را تحت نظارت می گیرد.

Operating time

مدت زمانی که یک مدار یا دستگاه برای انجام عملی کار می‌کند.

Operation

1- عملکرد یک دستگاه یا مدار.

2- اجرای یک دستورالعمل بوسیله یک عنصر منطقی.

Operation code

علائم قراردادی و مشخص کننده دستورالعمل کار کامپیوتر.

Operation number

عدد مشخص کننده یک عمل در برنامه کامپیوتر.

1- کسی که پشت میز کنترل مرکز تلفن قرار می‌گیرد و ارتباط ها را وصل یا جواب می دهد.

2- عامل یا شخصی که مسئول روشن کردن، بکار انداختن، نگاهداشتن و خاموش کردن کامپیوتر است.

شماره‌گیری به وسیله یک اپراتور در مرکز اصلی شروع مکالمات راه دور بدون کمک گرفتن از اپراتورهای میانی.

Operator long distance

اپراتوری که جهت برقراری مکالمات بین شهری و فواصل دور توسط سوئیچ برد کار می‌کند.

Operator's console

میز کنترلی که برای برقراری ارتباط ها بکار می‌رود.

Operator's desk

به همان معنای کنسول اپراتور است که برای برقراری ارتباط‌ها به کار می‌رود.

Optar

وسیله الکترونی قابل حمل برای هدایت نابینایان که مانند رادار کار می کند.

دستگاهی که به کمک بازتاب نوری، کاراکترهای نوشته شده با شیوه نگارش مخصوص را می‌خواند.

Optical maser

"میزر" که امواج تحریک کننده آن نور یا اشعه مادون قرمز باشند.

Optimization

1- مرحله کمال در استفاده ازکامپیوتر.

2- طرح و تنظیم یک سیستم یا برنامه به قسمی که دارای حداکثر کارایی باشد.

Optimum

بهترین نتیجه در شرایط موجود.

Optimum programming

انتخاب برنامه‌ای برای کامپیوتر که لااقل از یک لحاظ بر سایر برنامه‌ها برتری داشته باشد.

Optophone

دستگاه فوتوالکتریک که حروف چاپی را به اصوات تبدیل می‌کند و برای آموزش نابینایان بکار می‌رود.

OR-circuit (gate)

یک مدار فیزیکی در عملیات دودویی با دوپایه ورودی و یک پایه خروجی که دارای نتایجی منطقی است.

Orbit, equatorial

مسیری موازی و صاف با خط استوای زمین که در مسافرتهای اطراف زمین توسط ارتباطات ماهواره‌ای تعقیب و همراهی می‌شود.

دستوری جهت نصب، نقل و انتقال و یا برقراری مجدد سرویس ارتباطات مشترکین.

Order, wire

مدار صورتی یاتله تایپ که توسط پرسنل امور نگهداری برای ارتباطات مطابق امکانات ارتباطی مرکز نگهداری استفاده می‌شود.

Orthicom

لامپ دوربین تلویزیونی که شعاع الکترونی آن صفحه حساس حاوی تصویر را می‌پیماید و به ذرات این صفحه، متناسب با روشنی آنها، بار الکتریکی می دهد.

Oscillation

کمیتی متغیر که دائماً بین دو مقدار حداکثر و حداقل تغییر می‌کند.

مدار یک لامپ رادیوئی و یا ترانزیستوری که بتواند نوسانات الکتریکی مداری را تولید نماید، مدار نوسان ساز نامیده می شود.

Oscillator, beat-frequency

یک مولد جهت آزمایش سیگنال یا تنی که دارای اختلاف فرکانس ما بین فرکانسهای ثابت و متغیر تولید شده در نوسان ساز است.

دستگاهی که با آن شکل امواج الکتریکی را مشاهده می‌کنند.

Oscilloscope, cathode ray (CRO)

وسیله آزمایشی که در لامپ اشعه کاتدیک مورد استفاده قرار می گیرد، جهت نشان دادن اشکال مختلف امواج ناپایدار و ثابت ولتاژهایی که با شبکه فرمان ارتباط دارند.

Osophone

تلفنی که گوشی آن ارتعاشات صدا را مستقیماً به استخوانهای سر منتقل می‌کنند و مخصوص کسانی است که گوششان تا حدی سنگین است.