برنامه پیچیدهای که یک برنامه را از زبان برنامهنویسی اشارهای به زبان ماشین برمیگرداند و در عین حال این برنامه را از نظر قواعد برنامهنویسی و منطق وارسی میکند.
از قبیل سیلیسیم که حاوی جزء بسیار کوچکی از عناصر معین دیگر (از قبیل بورن) میباشد و باعث میشود هر جریان عبوری از ماده عمدتاً توسط حرکت بارهای مثبت هدایت گردد.
دستگاه رابط با ماشین تحریر، ماشین تحریر متصل به واحد مرکزی کامپیوتر که خود نوعی واحد تبدیل بشمار می رود.
ماشینی که بطور خاصی برای اجرای چهار عملی اصلی و محاسبات طرح شده که نیاز به ورودیهای متعددی توسط شخصی که با آن کار می کند دارد.
ماشینی که قادر به خواندن کارتهای منگنه شده است و می تواند ضمن تهیه لیستی از کارتها، حاصل جمع بعضی از ستونها را نیز بدست دهد.
وسیلهای که اطلاعات را از یک محیط (مثلاً وضعیت یک پیچ کنترل) به محیط دیگر (مثلاً سیگنالهای دیجیتال الکترونیکی) تبدیل میکند.
لامپ یا ترانزیستوری که در طبقه اول دستگاه گیرنده قرار دارند با نوسان ساز محلی فرکانس زیادی را برای مخلوط کردن با فرکانس اصلی تولید مینمایند که این طبقه از گیرنده را مبدل فرکانس یا نوسان ساز محلی مینامند.
نامی برای طبقهای از بلوک ساختمانی ترکیبی که اطلاعات را از یک کد دریافت کرده و به کد دیگری میفرستد.
برنامه پیچیدهای که یک برنامه را از زبان برنامهنویسی اشارهای به زبان ماشین برمیگرداند و در عین حال این برنامه را از نظر قواعد برنامهنویسی و منطق وارسی میکند.
روش کاربرد یک مدار در یک شبکه الکتریکی که علائم انتقال کامل کننده آن خط هستند. بنابراین، زمانی که علائم تأخیر در خط و در متعادل کردن ترکیب شدهاند مجموع تأخیر در تمام فرکانسها به همان نسبت است.