واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 214
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
Compiler

برنامه پیچیده‌ای که یک برنامه را از زبان برنامه‌نویسی اشاره‌ای به زبان ماشین برمی‌گرداند و در عین حال این برنامه را از نظر قواعد برنامه‌نویسی و منطق وارسی می‌کند.

P-type semiconductor material

از قبیل سیلیسیم که حاوی جزء بسیار کوچکی از عناصر معین دیگر (از قبیل بورن) می‌باشد و باعث می‌شود هر جریان عبوری از ماده عمدتاً توسط حرکت بارهای مثبت هدایت گردد.

قسمتی از کلید کراسی بارکه  که با عمل مارکر کار می‌کند.

ماشینی که برای ضبط پیامهای مشترک و یا برای هدفهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دستگاه رابط با ماشین تحریر، ماشین تحریر متصل به واحد مرکزی کامپیوتر که خود نوعی واحد تبدیل بشمار می رود.

ماشینی که بطور خاصی برای اجرای چهار عملی اصلی و محاسبات طرح شده که نیاز به ورودی‌های متعددی توسط شخصی که با آن کار می کند دارد.

ماشینی که کارتهای منگنه شده را بر حسب فیلد معین مرتب می‌کند و آنها را پشت سرهم قرار می‌دهد.

دستگاهی که سیگنالها و تن‌های مختلف را تولید می‌‌کند.

Punched card tabulator

ماشینی که قادر به خواندن کارتهای منگنه شده است و می تواند ضمن تهیه لیستی از کارتها، حاصل جمع بعضی از ستونها را نیز بدست دهد.

ماشینی که کارتهای منگنه شده را به کمک آن وارسی می‌کنند.

Active satellite

یک نوع ماهواره‌ای است که دارای دستگاه‌های فرستنده و گیرنده است.

Convertor

دستگاهی که نوعی از جریان یا فرکانس را به نوعی دیگر تبدیل می‌کند.

Transducer

وسیله‌ای که اطلاعات را از یک محیط (مثلاً وضعیت یک پیچ کنترل) به محیط دیگر (مثلاً سیگنالهای دیجیتال الکترونیکی) تبدیل می‌‌کند.

Frequency changer

لامپ یا ترانزیستوری که در طبقه اول دستگاه گیرنده قرار دارند با نوسان ساز محلی فرکانس زیادی را برای مخلوط کردن با فرکانس اصلی تولید می‌نمایند که این طبقه از گیرنده را مبدل فرکانس یا نوسان ساز محلی می‌نامند.

Code converter

نامی برای طبقه‌ای از بلوک ساختمانی ترکیبی که اطلاعات را از یک کد دریافت کرده و به کد دیگری می‌فرستد.

Translator

شخص یا وسیله‌ای که می تواند اطلاعاتی را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کند.

Compiler

برنامه پیچیده‌ای که یک برنامه را از زبان برنامه‌نویسی اشاره‌ای به زبان ماشین برمی‌گرداند و در عین حال این برنامه را از نظر قواعد برنامه‌نویسی و منطق وارسی می‌کند.

روش کاربرد یک مدار در یک شبکه الکتریکی که علائم انتقال کامل کننده آن خط هستند. بنابراین، زمانی که علائم تأخیر در خط و در متعادل کردن ترکیب شده‌اند مجموع تأخیر در تمام فرکانسها به همان نسبت است.

Variable

کمیتی که می‌تواند هر مقدار معینی را قبول کند.

مالکیت مشترک.

نوعی سیستم سوئیچینگی که تعداد ورودیهای زیادی را به تعداد خروجیهای کمی تبدیل می‌کند.

Positive

اصطلاحی برای یکی از دو نقطه که بین آنها اختلاف سطح وجود داشته باشد.

خاصیت یک مدار الکتریکی در مورد جهت عبور الکترونها یا خطوط مغناطیسی.

Conduit

لوله‌ای فلزی یا پلاستیکی برای حمل و محافظت هادی‌ها به کار برده می‌شود.

مجرائی که کابلها در آن قرار می‌گیرند و معمولاً به شکل مستطیل است.

دستگاهی که مانع زیاد شدن نیروی خروجی از حد معینی می‌شود.