واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 40
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
Antenna coupler

هر وسیله‌ای که آنتن را به سایر قسمتهای گیرنده یا فرستنده متصل کند.

Efficiency

دستگاهی است الکتریکی که قدرت مفید خروجی را به کل قدرت ورودی بر حسب درصد تقسیم می‌کند.

Efficiency ampere - hour

تقسیم تعداد آمپر ساعتهای بدست آمده از ذخیره یک باطری بر تعداد آمپر ساعتهای مورد نیاز برای دوباره ذخیره کردن همان باطری تا به حالت اولیه خود برگردد.

Efficiency , data transmission

تعداد بیت‌های اطلاعات مفید که توسط گیرنده دریافت می‌شود تقسیم بر تعداد کل بیت‌هایی که می‌بایستی ارسال شود.

Parallel register

دو یا تعداد بیشتری فلیپ فلاپ (یا واحدهای ذخیره سازی دینامیک) با یک سیگنال ساعت مشترک که برای ذخیره بیت‌های ارسالی بطور موازی بکار می‌رود.

ردیف افقی کارت منگنه،‌ ردیف افقی یک ماتریس، ردیف‌ شیارهای فرضی از نوارکاغذی در مقابل عرض نوار کاغذی.

ردیف کردن رکوردهای ثبت شده روی نوار مغناطیسی برحسب یک فیلد معین.

گرم کننده در یک لامپ رادیو به شکل یک سیم بسیار ظریف از جنس تنگستن که در حد فاصل بین پایه و رأس لامپ قرار گرفته است.

دستگاهی برای اندازه‌گیری رطوبت جو زمین.

Digit

هر نمره‌ای از صفر تا 9 را گویند.

کاراکتر مخصوصی که برای ثبت علامت یک عدد در انتهای یک فیلد یا یک هجا به کار می‌رود.

1- کوچکترین قطعه ممکن اطلاعات.

2- مخفف سلسله اعداد بر مبنای دو.

سابقه یک واحد کامل از اطلاعات یا تغییرات که به تنهایی معرف سابقه یک امر باشد.

رکوردی که برای متمایز کردن یک پرونده از سایر پرونده‌ها که روی واسطه‌های مغناطیسی ثبت شده است بکار می رود.

Logical symbols

علائم قراردادی برای نمایش اجزاء عامله یک کامپیوتر.

دستگاهی که اطلاعات در آن فقط به صورت رکورد قابل ثبت و اجراست ماننده دستگاه کارت خوان یا پرونده‌ای که روی کارت منگنه ثبت شده باشد.

Relay

وسیله الکتریکی یا مغناطیسی برای قطع و وصل جریان. رله شامل یک مغناطیس و یک آرمیچر جهت باز و بسته نمودن اتصالات است.

Armature relay

رله الکترومغناطیسی که آرمیچر را به طرف قطبهای ثابت می‌کشد.

Antenna relay

در ایستگاههای فرستنده رادیوئی رله‌هایی بکار می‌رود که آنتن را فقط به دستگاه فرستنده یا گیرنده متصل می‌کند و به این طریق مدارهای گیرنده هنگام کار دستگاه فرستنده به طور خودکار حفاظت می‌شود.

Relay, thermal

نوعی رله که عمل کردن و آزاد شدنش به حرارت بستگی دارد.

Thermal relay

رله‌ای که شامل یک نوار دو فلزی که بین لحظه تحریک آن و زمانی که اتصالهایش باز و بسته می‌‌شوند تأخیر وجود دارد.

Neutral relay

رله‌ای که عملیات آن بستگی به قدرت مطلق جریان عبوری از میان سیم پیچ آن دارد و به جهت بستگی ندارد.

Relay, high speed

رله‌ای که با سرعت بالا و خیلی سریع کار می کند.

Relay, slow operating

رله‌ای که بین تحریک شدن و عمل کردنش تأخیر وجود داشته باشد.

دو پلاتین بسیار کوچکی که در محفظه‌ای شیشه‌ای در خلاء کار گذاشته شده است و یکی از پلاتین‌ها دارای خاصیت آهن‌ربائی است که با حرکت یک میدان مغناطیسی نزدیک شیشه کنتاکت ها را قطع و وصل می‌کند.

مجموعه‌ای از ارقام یا اعداد یا علامتها که معرف یک کیفیت یا یک موقعیت است.

Op code (operation code)

رمز یا نشانی عملیات در یک دستورالعمل که در انگاره ثبت می شود.

Colour code

نشان دادن اندازه و حدود تغییرات در قطعات بوسیله نوارها یا نقاط رنگی.