واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1780
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976
Slug tunning

تغییر حالت رزونانس مدار، با حرکت دادن هسته مغناطیسی یک سیم پیچ.


Aperture lens

روزنه‌ای که باعث تمرکز اشعه الکترونی شود


Bay

یک جزء ساده از اجزاء یک آنتن مرکب


Calibrate

مدرج کردن یک دستگاه اندازه‌گیری با مقایسه یا وسیله اندازه‌گیری که میزان دقت آن مشخص شده باشد.


False curvature

خمیدگی مسیر حرکت الکترون براثر برخورد با اتمهای گاز ایونیزه، بدون اینکه تحت تأثیر میدان مغناطیسی قرار گیرد.


Indirect addressing

شیوه‌ای در برنامه‌نویسی که در آن نشانی هربخش از دستورالعمل‌ها وسیله بخش دیگر به صورت ارتباط زنجیری به دست می‌آید.


Low - passfilter

صافی موج که فرکانسهای بین صفر و حد معینی را از خود عبور می‌دهد.


Operation number

عدد مشخص کننده یک عمل در برنامه کامپیوتر.


Smearer

مداری برای محدود کردن دامنه موج ضربه‌ای.


Transcriber

تجهیزاتی که اطلاعات ورودی یا خروجی حافظه کامپیوتر را به زبان مخصوص کامپیوتر عددی یا بالعکس ترجمه می‌کنند.


Aperture mask

صفحه مشبکی که بین الکترونها و صفحه فلورسنت لامپ تصویر تلویزیون رنگی بکار می‌رود تا در هر لحظه امواج مربوط به رنگ مخصوصی از آن بگذرند.


Beacon

علامتی که برای راهنمائی کشتی یا هواپیما فرستاده می‌شود.


Call abandoned

مکالمه‌ای است که تلفن کننده قبل از دریافت جواب ارتباطش قطع می گردد.


False ground

اتصال ناخواسته به زمین که در اثر شرایط خطا به وجود می‌آید.


L . P. M (Line per minute)

سطر در دقیقه. واحد سرعت دستگاه چاپ در کامپیوتر.


A-power supply

منبع ولتاژ برای تغذیه رشته‌های گرم کننده کاتد لامپهای الکترونی.


Beacon code

یک سری علائم به شکل خط و نقطه جهت مخابره با بی‌سیم (رادیو)


Call- assistance

مکالمه‌ایست که اپراتور در جهت برقراری آن کمک می کند.


Receiver

1- دستگاه گیرنده امواج رادیوئی.

2- دستگاهی که در آن جریانهای الکتریکی به امواج قابل شنوائی تبدیل می‌شوند.


Snap switch

کلیدی که کنتاکهای آن با فشار فنر بسته یا باز می‌شوند.


Transducteur

با علامت (R.T.C) هم نشان می‌دهند: قطعه‌ای است از جنس پیرو الکتریک که در فرستنده گیرنده فرمان از راه دور به کار می‌رود.


استفاده از یک لایه فلزی بر روی سطح مستعد برای هدایت بوسیله عمل الکترولیتی (تجزیه ماده).


استفاده از یک لایه فلزی بر روی سطح مستعد برای هدایت بوسیله عمل الکترولیتی (تجزیه ماده).


Quiescent

1- غیر فعال.

2- بدون سیگنال.


قسمت گردنده یک موتور الکتریکی ، قطعه متحرک دستگاه‌های مغناطیسی، سیم پیچی القاء شونده مولدها که انرژی از آن گرفته می‌شود، قسمت متحرک بلند گو یا رله پیکاپ


تقلیل و یا حذف ما بین جفت دو مدار الکتریکی


آزاد شدن گاز از یک یا چند الکترود هنگام تجزیه الکتریکی.


Asbestos

الیاف پنبه یک سیلیکات طبیعی که عایق الکتریسیته و در برابر آتش مقاوم است و در ساختن کاغذ و مقوای نسوز به کار می‌رود.


آزمایش یک وسیله یا مدار جهت اطمینان از کار.