واژه‌نامه مخابرات و ارتباطات راه دور





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 80
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 2976

ولتاژی که برای تعیین حد کار یک وسیله الکتریکی بکار می‌رود.


چند عدد متوالی از سلسله اعداد بر مبنای دو که به جای یک کلمه در برنامه‌ریزی کامپیوتر بکار می‌رود (معمولاً بیش از یک بایت برای ساختن یک کلمه لازم است).


Sector

یک قسمت از یک شیار یا باریکه‌ای از دیسک یا طبل مغناطیسی. گاهی این کلمه برای یک گروه از اطلاعات که در یک بخش ثبت شده است به کار می‌رود.


Segment

هر بند از یک برنامه بزرگ که به علت عدم گنجایش حافظه به صورت یکجا قابل اجراء نیست و به صورت بند به بند اجراء می‌شود.


روشی برای ثبت اطلاعات روی دیسک مغناطیسی با سایر واسطه های دسترسی مستقیم.


قسمتی از رله که هسته به آن وصل شده است.


یک یا چند کاراکتر که به عنوان یک علامت برای متمایز کردن بخشی  از اطلاعات یا یک محفظه از حافظه یا یک رکورد از یک پرونده یا دستورالعمل از یک برنامه بکار می‌رود.


رکوردی شامل مشخصات پرونده.


رکوردی که اطلاعات مربوط به نوار مغناطیسی در آن ثبت شده و در آغاز نوار وجود دارد.


رکوردی که قبل یا بعد از رکوردهای واقعی اطلاعات روی نوار مغناطیسی ثبت می‌شود و شامل اطلاعاتی مربوط به چگونگی سایر محتویات نوار است.


آزمایش دستگاهها در فواصل زمانی معین.


جدا نمودن خرابی یا اشتباه در یک مدار جدید.


اتصال ثابتی از یک جفت کنتاکت که زمانی که کلید یا فیوز عمل نمی‌کنند، بسته می‌شود.


برنامه‌ای که به زبان اصلی نوشته شده است.


برنامه‌ای که قبلاً در حافظه کامپیوتر وجود دارد و به کمک آن، برنامه از یک حافظه خارجی (واسطه) به داخل حافظه فراخوانده و ثبت می‌شود.


برنامه‌های بزرگ هنگام نوشتن به چند بخش تقسیم می‌گردد و هنگام اجراء، قسمت اصل برنامه در حافظه ثبت می‌شود و بقیه بندها روی واسطه‌های دسترسی مستقیم می‌ماند و هر وقت وجود آنها ضرورت پیدا کند، داخل حافظه فراخوانده می‌شود.


مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها در حافظه که ترتیب حل مسئله را تعیین می‌کند.


Supervisory program

برنامه‌ای که بین فعالیت‌های برنامه‌ای رهبر در عملکردهای چند اجرایی و سیستم‌های مشترک زمانی هماهنگی ایجاد می‌کند.


Supervisory program

برنامه‌ای که بین فعالیت‌های برنامه‌ای رهبر در عملکردهای چند اجرایی و سیستم‌های مشترک زمانی هماهنگی ایجاد می‌کند.


همان دو رقم اول شماره تلفن مشترکین است که به نام کد محلی شناخته می‌شوند.


برنامه‌ای که به زبان اصلی نوشته شده است.


برنامه پیچیده‌ای که یک برنامه را از زبان برنامه‌نویسی اشاره‌ای به زبان ماشین برمی‌گرداند و در عین حال این برنامه را از نظر قواعد برنامه‌نویسی و منطق وارسی می‌کند.


برنامه‌ای که به کمک "برنامه مترجم" به زبان ماشین برگردانده شده و قابل درک برای ماشین است.


برنامه‌هایی که برای انجام کارهای پیش بینی شده معینی به کار می‌رود و در واقع جزئی از نزم افزار است معمولاً از این گونه برنامه‌ها برای انتقال اطلاعات از یک واسطه به واسطه دیگر استفاده می‌شود.


دستورالعملهایی که به قسمت اصلی برنامه برای انجام عمل‌های معینی اضافه می‌شود.


Clip , fuse

ارتباطات فنری جهت نگهداشتن فیوز.


Cable clamp

بست فلزی یا غیرفلزی برای ثابت نگاه داشتن کابل.


Lock up

آزاد نکردن یک مدار یا دستگاه.


1- تعدادی کارت منگنه شده با محتوای اطلاعاتی مشترک.

2- جای دادن بیش از یک عنصر اطلاعاتی در یک خانه حافظه یا در یک محفظه


مجموع چند برنامه آماده کامپیوتر برای اجرای یک طرح بزرگ.