واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 2568
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 65413
immoralist, immoral
1. کسی که با نهاد اخلاق و ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی مقبول و تثبیت‌شده ستیز دارد 2. ویژگی چیزی که مغایر با اخلاق و هنجارهای مقبول و تثبیت شده است
immorality
نگاه کنید به : immoralism
immune adherence
اتصال ترکیبات پادتنی‌ـ پادگنی یا یاخته‌های پوشیده‌شده با پادتن به یاخته‌های حاوی گیرنده‌های مکمل
وضعیت مقاومت به خوردگی یا مقاومت به انحلال آندی در محیطی خاص براثر پایداری ترمودینامیکی فلز
immunoadjuvant
← محرک ایمنی
immunoassay sensor, immunosensor
زی‌حسگری که زیست‌مادۀ آن از پادتن‌ها یا اجزای پادتنی تشکیل شده است
immunodiffusion, gel diffusion
روشی در ایمنی‏شناسی که اساس آن پخش پادگن و پادتن در یک محیط نیمه‏جامد مانند آگار (Agar) و واکنش رسوبی آنها به یکدیگر است
شاخه‌ای از زیست‌شناسی که تلفیقی از ایمنی‌شناسی و ژن‌شناسی/ ژنتیک است متـ . ژنتیک‌ایمنی‌شناسی
مجموعۀ پپتیدها و پروتئین‌های یک یاخته یا بافت یا اندام یا موجود زنده که در سامانۀ ایمنی نقش دارند
مجموعۀ فنون مربوط به تفکیک و خالص‌سازی و شناسایی و تشخیص همۀ پپتیدها و پروتئین‌های سامانۀ ایمنی و ژن‌های آن متـ . ایمنی‌پروتگان‌شناسی immunoproteomics
مطالعة اثرات داروها بر دستگاه ایمنی بدن
← ایمنی‌گان‌شناسی
immunosensor
نگاه کنید به : immunoassay sensor
immunosensor
نگاه کنید به : immunoassay sensor
immunostimulant
ماده‌ای که فرایندهای ایمنی بدن را تقویت می‌کند متـ . ایمنی‌یار immunoadjuvant
immunosuppressive, immunosuppressant, immunosuppressive drug, immunosuppressive agent
دارویی که پاسخ‌های دستگاه ایمنی بدن را سرکوب می‌کند
فعال‌سازی دستگاه ایمنی بدن در درمان بیماری‌ها
immurement, wall burial
نوعی اعدام که در آن فرد را در لای دیوار بنا قرار میدادند تا از گرسنگی و تشنگی بمیرد
تماس میان دو جسم که در جریان آن تکانه از یک جسم به جسم دیگر منتقل می‌شود
impact analysis
impact angle
نگاه کنید به : angle of impact
دهانۀ برخوردی بزرگی که در آن چند حلقه کوه هم‏مرکز وجود دارد
impact mark, prod mark
1. در رسوب‌شناسی، نشانی که براثر تماس یا برخورد یک شیء، عمدتاً ذرة رسوبی، با سطح لایه به‌ وجود می‌آید 2. در زمین‌شناسی ساختاری، نشانه‌ای از جهت لغزش در سطح گسل متـ . نشان برخورد
دگرگونی سنگ‌ها یا کانی‌ها براثر عبور یک موج ضربه‏ای ناشی از برخورد یک شهاب‏سنگ به سطح زمین
تنش وارد بر واحد سطح جسم براثر نیروی ضربه
impacted fracture
نوعی شکستگی که در آن قطعات شکستۀ استخوان در هم فرو رود
دندانی که به علت وجود مانعی فیزیکی نروییده است
impaction
نگاه کنید به : dental impaction
ابزاری که ذرات معلق در هوا را ازطریق برخورد نمونه‏گیری می‌کند
impairment
هرگونه نقص یا اختلال در ساختار یا کارکرد کاراندام‌شناختی یا روان‌شناختی یا کالبدشناختی