واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1486
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
لایه‌ای در زیر روپوست از بافت پیوندی سست که دربردارندۀ شمار متفاوتی از یاخته‌های چربی است
hypodermic 1, hypodermal
مربوط به زیرپوست
به‌کاربرید به‌جای: ناحیۀ شرمگاهی
بخش میانی پایین‌ترین قسمت شکم که در زیر منطقۀ نافی واقع شده است
ویژگی گیاهی که در هنگام جوانه زدن بذر، لپه‌های آن در زیر سطح خاک باقی می‌ماند
hypogeusia, amblygeusia, hypogeusesthsia, gustatory hypoesthesia
کم‌ شدن توانایی چشیدن و تشخیص طعم
ویژگی گلی که کاسبرگ‌ها و گلبرگ‌ها و پرچم‌های آن در قاعدۀ تخمدان فوقانی قرار دارند
hypohydrosis
کاهش شدید و غیرطبیعی تعریق بدن
کاهش میزان یا فعالیت زیمایه/ آنزیم لاکتاز در روده که به نابردباری لاکتوزی منجر می‌شود
Hypolepidaceae
تیره‌ای از سرخس‌سانان که دارای برگ‌های بلند و شاخه‌شاخه هستند
حالتی خلق‍ی شبیه شیدایی که در آن فرد فاقد علائم روان‌پریشانه است و نیاز به بستری شدن ندارد و اختلال محسوس در کارکرد او مشاهده نمی‌شود
hypomorph 1
به‌کاربرید به‌جای: جهش کم‌ریخت
hypomorph 2
به‌کاربرید به‌جای: دگرۀ کم‌ریخت
hypomorphic allele
دگرۀ جهش‌یافته‌ای که فراورده‌ای با مقدار یا فعالیتی کمتر از حالت جهش‌نیافته‌اش تولید می‌کند متـ . ‌کم‌ریخت2 hypomorph2
hypomorphic mutation, hypomorphic
جهشی که به تولید دگره‌ای با کارکردی کمتر از حالت طبیعی منجر می‌شود متـ . کم‌ریخت1 hypomorph1
مصرف کم مواد غذایی به‌‌نحو غیرطبیعی
hypophysis
به‌کاربرید به‌جای: غدۀ زیرمغزی
hypophysis gland
غدۀ درون‌ریز گرد کوچکی که در زیر مغز قرار دارد و در تمام مهره‌داران جمجمه‌دار به کف بطن سوم مغز متصل است متـ . زیرمغزی hypophysis
دروایانی که در نزدیکی بستر دریا یا دریاچه‌ها زندگی می‌کنند
کاهش تعداد یا رشد یاخته در بافت
تنفس سطحی‌تر یا کندتر از حالت عادی
فرایندی که در آن اثر یک ژن به‌وسیلۀ ژن دیگری پوشیده می‌شود
hypostatic gene
ژنی که بیان آن در حضور ژن دیگر متوقف می‌شود
hypothalamus
اندامی که در زیر نهنج قرار دارد و کارش تنظیم آب و دمای بدن و خواب و صفات ثانوی جنسی است
برآمدگی گوشتی در ریشۀ انگشت کوچک
hypothesis testing/ hypothesis test
در آمار، روشی برای انتخاب یک فرض یا فرض نقیض آن دربارۀ پارامتر جامعۀ مورد نظر
hypotonic solution
محلولی که فشار اسمزی آن کمتر از محلول مجاور است
خم حاصل از حرکت نقطه‌ای بر روی شعاع یا در امتداد شعاع یک دایره به‌جز مرکز آن، وقتی آن دایره در درون دایرۀ ثابتی بدون لغزش و مماس بر آن بغلتد
دارای کم‌پروردگی یا مربوط به آن
hypotrophy, abiotrophy
رشد ناکافی یاخته‌ها در نتیجۀ تغذیۀ ناقص