واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 701
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 65413
ویژگی اجزا یا کل سامانه‏ای قدیمی که با سخت‏افزارها یا نرم‏افزارهای جدید روزآمد شده باشد
upgrading 1
فرایند جانشین کردن سخت‏افزارها یا نرم‏افزارهای جدید به جای اجزای سامانۀ قدیمی، برای روزآمد کردن آن سامانه
بازفراوری محمولۀ بذر شامل جدا کردن بذرهای نامطلوب و جز آن برای بالا بردن کیفیت بذرهای باقی‌مانده در مقایسه با بذرهای اولیه
uphill position, vertical-up
وضعیتی که در آن جوشکاری به‌صورت عمودی و از پایین به بالا انجام می‌شود
uphole geophone, shotpoint seis, bug 3, uphole seis
لرزه‌یاب مستقر در نزدیکی دهانۀ چال انفجار
روش تهیۀ نمودار جبهۀ موج لایه‌های سطحی با استفاده از چشمه‌های واقع در عمق‌های مختلف و گسترش لرزه‌یاب‌ها در سطح زمین
uphole seis
نگاه کنید به : uphole geophone
uphole shooting
نگاه کنید به : uphole survey
uphole survey, uphole shooting
ثبت زمان سیر موج از چشمه‌ها در عمق‌های مختلف چاه با گیرنده‌ای در سر چاه برای تعیین سرعت لایه‌های سطحی و ضخامت لایۀ هوازده
uphole time, bugtime
زمان رسیدن اولین موج حاصل از انفجار به لرزه‌یاب در نزدیکی سر چاه
upland rice
برنجی که آبیاری نمیشود
1. حرکت یک ساختار به سمت بالا 2. پهنۀ ساختاری مرتفعی در پوسته که با حرکات صعودی که سنگ‌ها را به بالا می‌راند، تشکیل شده باشد
uplighting/ up lighting / up-lighting
تنظیم چراغ‌ها به‌نحوی‌که نورشان به بالاتر از خط افق بتابد متـ . بالاتابی
upper case
نشانه‏ای در قسمت بالای هر دکمه در صفحه‏کلید
← رشتۀ مرکزی افزایشی
طبقه‌ای متشکل از لایه‌هایی که ازنظر اجتماعی و اقتصادی در بخش‌های فوقانی قرار دارند
بَرسازه‌ای که به‌صورت کامل جانشین دندان‌های فک بالا می‌شود
upper consolute temperature
← دمای بحرانی بالایی انحلال
upper critical solution temperature
دمای بحرانی انحلالی که، در دماهای بالاتر از آن، مخلوط دوتایی با هر ترکیب‌بندی به‌صورت محلولی تک‌فاز و همگن درمی‌آید و در دماهای کمتر از آن جدایش فاز رخ می‌دهد متـ . دمای هم‌آمیز بالایی upper consolute temperature
upper crust
بخشی از پوستۀ زمین بر روی ناپیوستگی کُنراد
بالاترین عرشۀ سراسری کشتی
upper jaw
نگاه کنید به : maxilla
upper jaw bone
نگاه کنید به : maxilla
upper mantle
بخشی از گوشتۀ زمین در عمق کمتر از حدود 700 کیلومتر
upper mordent
گزش با نت بالایی متـ . گزش معکوس
بخش پایانی دوران پارینه‌سنگی که حدود چهل تا ده‌هزار سال پیش آغاز می‌شود و مهم‌ترین ویژگی‌های آن استفاده از ابزارهای سنگی تیغه‌‌ای و شکار جانوران بزرگ و تدفین اجساد و پیدایش هنر، مانند نقاشی کردن بر دیوارۀ غارهاست
مقداری که یک‌چهارم داده‌ها بزرگ‌تر از آن باشند متـ . چارک سوم third quartile
upper semicontinuous function
فرمول‌دار
upper stock
نگاه کنید به : rudder head
upper tolerable intake level
بیشترین مقدار دریافت روزانۀ مواد مغذی تاآنجاکه خطری برای سلامت عموم افراد جامعه نداشته باشد اختـ . حد UL