واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 783
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
به‌کاربرید به‌جای: حالت ندایی
vibrational state
به‌کاربرید به‌جای: تراز ارتعاشی
ablative case
حالت دستوری اسم یا گروه اسمی که حرکت از منشأ یا مبدائی را نشان می‌دهد و در فارسی با حرف اضافۀ «از» مشخص می‌شود متـ . ازی ablative
genitive case
حالتی دستوری که ارتباط یک اسم یا گروه اسمی را با اسم یا گروه اسمی دیگر نشان می‌دهد و نشانۀ آن در فارسی کسرۀ اضافۀ میان آنهاست متـ .حالت وابستگی اضافه genitive
حالت نحوی آن دسته از گروه‌های اسمی که دارای حالت هستند، اما حالت آنها بازنمایی زبانی و عینی ندارد
حالتی که در آن انرژی سامانه معین و مانا است
اختلالی که مشخصۀ آن هذیان بدگمانی است و شدت و پیچیدگی آن به اندازۀ اختلال هذیانی یا روان‌گسیختگی بدگمانی (paranoid schizophrenia) نیست
حالت هر سامانۀ کوانتومی که در حالت پایه نباشد
حالت دستوری اسم یا گروه اسمی که دریافت‌کننده را مشخص می‌کند و در زبان فارسی بعد از «برای» یا «به» قرار می‌گیرد متـ . برایی dative
steady state
حالت سامانه‌ای که وضعیت آن در طول زمان تغییر نکند
root position, fundamental position
حالتی از آکورد که در آن بم‌ترین صدا پایه است
ground state
پایین‌ترین حالت انرژی هر سامانۀ کوانتومی متـ . تراز پایه ground level
حالتی که در آن اتم فلز واسطه دارای بیشترین تعداد الکترون‌های جفت‌نشدۀ ممکن است
follow-up mode, follow-up
حالتی از سامانۀ سکان که در آن سامانه دستورهای دورافزار سکان را اجرا می‌کند و اگر سکان به وسط یا هر وضعیت دیگری برگردد، تیغۀ سکان فوراً از فرمان داده‌شده پیروی می‌کند و به وضعیت جدید می‌رسد اختـ . پیرو FU
burial position, funeral position, skeletal position
حالت و وضعیت قرار دادن جسد در درون گور
transpassive state
حالتی که در آن آهنگ جریان خوردگی فلز رویین با افزایش پتانسیل، بدون ایجاد خوردگی حفره‌ای، افزایش پیدا می‌کند
حالت یا فاز موادی که فاصلۀ متوسط اتم‌ها یا مولکول‌های سازندۀ آنها نسبت به هم ثابت است
locative case
حالت دستوری اسم یا گروه اسمی که مکان یا زمان یا وضعیت را نشان می‌دهد و در فارسی با حرف اضافۀ «در» یا «اندر» مشخص می‌شود متـ . دری locative
به‌کاربرید به‌جای: حالت 2
inherent case
حالت نحوی ویژه‌ای که فعل به برخی گروه‌های اسمی ژ ـ ساخت می‌دهد
حالتی که فعل یا حرف اضافه یا سایر حالت‌بخش‌ها در روساخت به گروه‌های اسمی می‌دهند
حالتی که در آن ماده در زیر دمای سیرشدگی در فشار معین به‌صورت بخار همگن وجود دارد
user dialling state/ user dialing state
وضعیت سامانۀ مخابراتی، هنگامی که فرایند شماره‌گیری میان کاربر و پایانه در حال انجام است
حالتی که در آن فقط یک افزاره، گیرنده یا فرستنده، برای انتقال داده، میدان رادیویی پدید می‌آورد اختـ . ‌حالت ارمیک‌غیرفعال NFC passive mode
nominative case, nominative
حالت مشترک فاعل فعل لازم و متعدی متـ . فاعلی
حالتی که در آن هر دو افزارۀ فرستنده و گیرنده برای انتقال داده، میدان رادیویی پدید می‌آورند اختـ . حالت‌ ارمیک‌فعال NFC active mode
حالتی با انرژی زیاد که گونۀ شبه‌پایدار برای رسیدن به حالت پایدار از آن عبور می‌کند
حالتی که در آن اتم فلز واسطه دارای کمترین تعداد الکترون‌های جفت‌نشدۀ ممکن است
ergative case, ergative
حالت دستوری فاعل فعل‌های متعدی در زبان‌های کنایی ـ مطلق (ergative-absolutive) متـ . کنایی