واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 783
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
aeration tank
مخزنی که در آن فاضلاب یا مایعی دیگر هوادهی می‌شود
chamber
در صنعت آب و فاضلاب، حوض کوچکی که واکنش معینی در آن انجام می‌شود
آبگیر مصنوعی بزرگی که امکان آب‌گیری و تخلیۀ آن همواره وجود دارد و همین امر امکان ورود و خروج شناورهای سنگین را فراهم می‌کند متـ . حوضچۀ تعمیرات
به‌کاربرید به‌جای: حوضچه
chlorine contact chamber
واحدی از تصفیه‌خانه که در آن آب یا فاضلاب را با کلر گندزدایی می‌کنند متـ . حوضچۀ کلرزنی
حجمی موضعی از فلز مذاب قبل از انجماد
turning basin, maneuvering basin
محوطه‌ای در یک آبراه یا بندر که کشتی می‌تواند در آن بچرخد
tidal pool, tide pool/ tidepool
حوضچۀ آب‌ باقی‌مانده از فعالیت کشندی
mooring basin
حوضچه‌ای در بندر یا بندرگاه که در آن شناورها را برای در امان ماندن از طوفان و امواج مهار می‌کنند
عملیات یا اقداماتی که درطی آن شناور به حوضچۀ تعمیرات وارد می‌شود
به‌کاربرید به‌جای: حوضۀ آبریز
catchment basin, catchment area, water shed, drainage basin
پهنه‌ای از زمین که بارش‌های طبیعی آن ازطریق زهکشی به پیکرۀ آب بزرگ‌تر هدایت می‌شود متـ . حوضۀ آبخیز، آبریز، آبخیز
catchment basin, catchment area, watershed
ناحیه‌ای که بارش‌های طبیعی آن ازطریق زهکشی به یک تودۀ آب یا یک نقطۀ معین منتقل می‌شود
atomic basin
فضایی سه‌بعدی که مرزهای آن دربرگیرندۀ شیوراه‌های چگالی الکترون است و به هسته ختم می‌شود
گودی بزرگ روی سطح سنگ‌کرۀ زیر اقیانوس
تورفتگی عارضه‌نگاشتی که براثر بادروبش به وجود می‌آید
دهانۀ برخوردی بزرگی که در آن چند حلقه کوه هم‌مرکز وجود دارد
حوضه‌ای کمانی‌شکل در پشت کمان ماگمایی که براثر نازک‌شدگی پوسته به وجود می‌آید
river basin
منطقه‌ای که رودخانۀ مشخصی آن را زهکشی می‌کند
به‌کاربرید به‌جای: حوضۀ ژرف‌دریا
بخشی از بستر عمیق اقیانوس که فاصلۀ بسیار با خشکی دارد و در زیر آن پوستۀ بازالتی قرار دارد متـ . حوضۀ ژرف‌‌اقیانوس deep-ocean basin
حوضۀ طبیعی یا مصنوعی که تحت ‌تأثیر فعالیت کشندی قرار دارد
حوضه‌ای که بین دو قاره به‌ وجود آمده باشد
bath sheet, bath blanket
حولۀ بسیار بزرگ حمام
حولۀ گشاد و آستین‌داری که قبل یا بعد از استحمام به تن می‌کنند
حرکت در جهت عکس جریان غالب تردد در ساعت اوج
همۀ موجودات گیاهی و جانوری که در محیط طبیعی، بدون مداخلۀ انسان، زندگی می‌کنند
prestige
اعتبار و ارزش و احترامی که فرد به‌دلیل موقعیت شغلی یا اقتصادی یا اجتماعی یا فرهنگی در جامعه از آن برخوردار است
compartmentation
فراهم ساختن امکان دسترسی محدود به اطلاعات برای افرادی که برای انجام کاری مشخص به اطلاعات خاصی نیاز دارند