واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 463
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 65413
flavour note
یکی از ویژگی‌های متمایز طعم‌های گوناگون قهوه که در هنگام چشیدن آن احساس می‌شود
flooding 3
شرایطی در یک وسیلۀ ناهمسوی بـخـار ـ مـایع، مانند برج تقطیر، که در آن آهنگ صعود بخار به‌اندازه‌ای زیاد باشد که مانع از جریان روبه‌پایین مایع شود و درنتیجه انباشتگی مایع رخ دهد
insurgency
جنبشی سازمان‏یافته با هدف سرنگون ساختن حکومت قانونی ازطریق جنگ مسلحانه
طغیان ناشی از انباشت مایع در ناودانی که موجب پُر شدن و سرایت آن به سینی بالایی می‌شود
jet flooding
جریان کاملاً توسعه‌یافتۀ افشانه‌ای که در آن جت بخار خروجی از سوراخ‌های سینی موجب همراه‌بری توأم با اتمی ‌شدن مایع می‌شود
downcomer choke flooding
طغیان ناشی از گذر مایع کف‌آلود با اُفت فشار اصطکاکی بیشتر در ناودانی در نتیجۀ افزایش عبوردهی مایع که به دلیل خفگی موجب انباشت مایع در سینی بالایی می‌شود
downcomer flooding/ downcomer flood
انباشت مایع در ناودانی همراه با کف به‌نحوی‌که کف به سینی بالا سرایت کند
طغیان ناشی از همراه‌بری افراطی قطره‌های مایع
طغیان ناشی از همراه‌بری قطره‌های مایع به‌حدی‌که مایع به جای جاری شدن به سمت سینی پایینی به‌صورت افشانه‌ای به سینی بالایی راه یابد
طغیان ناشی از همراه‌بری به‌حدی‌که سرکف به سینی بالایی راه یابد
کسی که طغیان می‌کند
divorce
پـــایـــان دادن بـه یــک ازدواج به‌صورت قانونی
emotional divorce
فرایندی که در آن فرد خود را شخصی متمایز و جدا از همسرش تلقی می‌کند، ولی ازنظر قانونی همسر او محسوب می‌شود
صفحۀ جلوی کلاه‌خود که چشم‌ها را از نور خورشید محافظت می‌کند و نمونه‌های امروزی آن اطلاعات مختلفی را برای کاربر، به‌ویژه خلبان و سرباز، نمایش می‌دهد
طلوع جِرم سماوی هم‌زمان با غروب خورشید یا بلافاصله پس از آن متـ . تغریب
طلوع جِرم سماوی در هنگام صبح پیش از طلوع خورشید متـ . تشریق
rope 2
رسنی محکم از الیاف طبیعی یا انسان‌ساخت با قطر‌های متنوع که به یکدیگر تابیده می‌شوند و رشته‌هایی به‌ وجود می‌آورند که با تابیدن آنها درجهت مخالف محصول نهایی به ‌دست می‌آید
طنابی که شناورِ در حال بارورزی کالای خطرناک را به بویه وصل می‌کند و در هنگام آتش‌سوزی برای جدا کردن سریع شناور از محل توقف به کار می‌رود
طنابی در امتداد عرشه‌های کشتی، به‌ویژه آزادعرشه، که خدمة درحال‌عبور، به‌ویژه در شرایط جوّی نامساعد، برای جلوگیری از افتادن به دریا از آن کمک می‌گیرند
هریک از طناب‌هایی که برای ورود آسان‌تر افراد به قایق نجات در هر 80 تا 90 سانتی‌متر گره دارد و در بین دو قایق‌آویز به میلة بافه متصل است
signal halyard
هریک از طناب‌های سبک و معمولاً پنبه‌ای، که برای نصب انواع پرچم، از میان قرقره‌های تعبیه‌شده بر شاخة دکل پرچم عبور داده می‌شود
lanyard 3/ laniard 2
طنابی کوتاه متشکل از چهار رشته به قطر 5 تا 11 سانتی‌متر از کنف یا الیاف گیاهی که در هنگام طناب‌کاری برای تنظیم از آن استفاده می‌کنند
warp-laid rope, cable-laid rope
طنابی متشکل از سه یا چهار طناب چند رشته که در جهت معکوس به هم تابیده شده‌اند
shroud-laid rope, shroud laid
طنابی با مغزی الیاف‌طبیعی که چهاررشتة به‌هم‌تابیدة مغزی آن را دربرگرفته‌اند
طنابی که رهاسازی آن بی‌نیاز از ملوان اسکله انجام می‌شود به‌نحوی‌که دو سر آن به موت‌ کشتی بسته می‌شود و تنها بخش میانی آن دور موت اسکله می‌پیچد یا از داخل حلقۀ آن عبور می‌کند متـ . بافۀ خودرها slip wire
قطعه‌طنابی که به قایق می‌بندند و از آن برای مهار یا کشیدن قایق استفاده می‌کنند
یکی از دو طناب سیمی‌ای که طوری نصب شده ‌است که در موارد اضطراری بتوان زنجیر سکان را به پاشنه محکم کرد
braided rope 1, sennit rope, sinnet rope
طنابی که با قیطان‌بافی چند رشته تولید می‌شود
keel rope, limber rope
طنابی که از آن برای باز کردن سوراخ‌هایی که در خن مازه دسترسی به آنها دشوار است استفاده می‌کنند و از این طریق پسماند و فاضلاب را تخلیه می‌کنند
mooring line, docking line, mooring hawser
طناب یا بافه‌ای که از آن برای بستن شناور به اسکله استفاده می‌شود متـ . بافۀ مهار