واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1229
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 65413
prominence
فوران‌های شعله‏مانند گاز در فام‏سپهر یا تاج خورشید که در امتداد خطوط میدان مغناطیسی قرار دارند و چگالی بیشتر و دمای کمتری در مقایسه با محیط اطراف خود دارند
تیغه‏ای باریک و انعطاف‏پذیر در برخی از هواصداها که با جریان هوا به ارتعاش درمی‏آید و موجب تولید صدا می‏شود
ligulate 2, strap-shaped, tongue-shaped
ویژگی بخش یا اندامی به شکل نوار و تا حدودی مستطیلی در گیاهان
زبان‏های برنامه‏نویسی که دارای ویژگی‌های لازم برای پیاده‏سازی طرح‌های شی‏ءگرا هستند
head-first languages, head-initial languages
زبان‌هایی که در آنها هستۀ گروه در ابتدای آن قرار می‌گیرد
head-last languages, head-final languages
زبان‌هایی که در آنها هستۀ گروه در انتهای آن قرار می‌گیرد
زبان‌هایی که نیای مشترک دارند
افزاره‌ای برای باز کردن زبانة قلاب در هنگام فعال شدن اهرم جداکنندة قلاب
نوعی زبانه که براثر ارتعاش سر آزاد آن بدون برخورد با مانع صدا تولید می‏شود
وسیله‌ای که به‌صورت مکانیکی و در نتیجۀ برخورد با بال چرخ قطار عمل می‌کند
meander lobe, tongue 2
زمینی زبانه‌ای‌شکل و کم‌و‌بیش مرتفع در درون یک رودپیچ
نوعی زبانه که براثر ارتعاش و برخورد سر آزاد آن با مانع صدا تولید می‏شود
نوعی زبانۀ زنشی واحد در برخی از هواصداها که براثر ارتعاش آن صدا تولید می‏شود
در هواشناسی همدیدی، گسترش یا پیشروی بارز هوای سرد
قطعۀ متحرکی در قفل در که در هنگام بسته شدن با فشردن فنر به داخل می‌رود و در بازگشت در را در حالت کاملاً بسته نگه می‌دارد
یکی از زائده‌های کوچک و گِرد در جلوی جریان گدازۀ ریسمانیِ (pahoehoe lava) درحال‌حرکت
توده‌ای داغ و صعود‌کننده از ماگما که از گوشته منشأ می‌گیرد
دو زبانۀ زنشی متصل به هم که براثر ارتعاش و برخورد با یکدیگر موجب تولید صدا می‏شوند
زبانه‏ای که جزئی از بدنۀ ساز نیست و به‌طور مستقل ساخته و بعداً به آن متصل می‏شود
زبانه‏ای که از برش دادن قسمتی از سطح بدنۀ ساز به وجود می‏آید، به‌نحوی‌که انتهای زبانه از بدنه جدا نمی‏شود
هر زایدۀ باریک از یخسار یا رَف‌یخ که در دریا شناور باشد
lingual
مربوط به زبان یا در سمت زبان
scabrous
ویژگی سطح یا کرک‌پوشی با زوائد یا کرک‌هایی خشن شبیه به کاغذ سنباده
← شمشیربازی زِبَرتن
← شمشیر زِبَرتن
1. مرد شمشیربازی که در رشتة زبرتن شمشیر می‌زند 2. شمشیربازی که در رشتة زبرتن شمشیر می‌زند
زن شمشیربازی که در رشتة زبرتن شمشیر می‌زند
علم مطالعۀ فیزیک و شیمی جوِّ بالا
coarse grains
دانه‌ای که نه برای مصرف انسان، بلکه برای تغذیۀ دام مناسب است
suprasegmental
ویژگی‌های آوایی مربوط به بیش از یک واج