واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1229
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 65413
کسی که از میان پسماندهای جامد مواردی را به‌طور غیرقانونی جدا می‌کند
جست‌وجو در میان پسماندها برای یافتن خوراک یا مواد قابل‌استفاده
language
دانش مشترک بین اعضای یک جامعۀ بشری که ارتباط کلامی میان آنها را ممکن می‏سازد و موضوع بررسی علم زبان‌شناسی است
← زبان آمیختۀ مادری
نیم‏زبانی که زبان مادری یک جامعۀ زبانی شده است متـ . زبان آمیخته
sign language
یکی از نظام‌های ارتباطی بشر، دارای نظام زبانی، که در آن به جای آواها از حرکات نظام‏یافتۀ دست‌ها استفاده می‌شود
incorporating language
زبانی که در آن نقش‌های نحوی عمدتاً ازطریق ترکیب عناصر واژگانی و دستوری در قالب واژه‌هایی پیچیده و طولانی نشان داده می‌شود متـ . زبان چندترکیبی polysynthetic language
first language
زبان مادری هر فرد
body language
بیان احساسات و افکار از طریق حالت بدن یا ایما یا حالت چهره یا دیگر حرکات همراه با کلام یا بدون کلام
externalized language, external language, extensional language
بازنمایی دانش درونی زبان به شکل گفتار و نوشتار
native language, native tongue
زبانی که کودکان به‌صورت طبیعی فرامی‌گیرند متـ . زبان مادری mother tongue
aphasic 2, dysphasic 2
مربوط به زبان‌پریشی
agglutinating language
زبانی که در آن برای نشان دادن روابط دستوری و دادن معنای تازه به واژه‌ها، از افزودن وند به ستاک استفاده می‌شود
analytic language
زبانی با واژه‌هایی عمدتاً یک‌تکواژی و دارای صورت ثابت که روابط نحوی را معمولاً با ترتیب واژه‌ها و استفاده از نقش‌نما نشان می‌دهد
special language,specialized language,language for special purposes, LSP
زبان مربوط به یک حوزة موضوعی که در آن از روش‌های بیانی خاص استفاده می‌شود
synthetic language
زبانی که روابط نحوی را ازطریق ادغام‌ وند با ریشۀ واژه‌ها نشان می‌دهد
inflecting lanugage
← زبان هم‌آمیخته
specification language
زبانی صوری بر پایۀ روش‌های ریاضی برای مدل‏سازی و بیان مشخصات سامانه متـ . زبان مشخصات
contact language
زبانی میانجی که برای تماس میان گویشورانی که زبان‌های مادری متفاوت دارند در موقعیت‌ها و مناطقی که با هم تماس پیدا می‌کنند، شکل می‌گیرد و به‌ کار می‌رود
data description language,data definition language
نوعی زبان رایانه‌ای که برای ساخت و تغییر ساختار داده‌ها در یک پایگاه‌داده به کار می‌رود اختـ . زاتا DDL
polysynthetic languag
← زبان انضمامی
extinct language
← زبان مرده
internalized language, internal language, intensional language
دانش زبانی ملکۀ ذهن یک گویشور بومی
نوعی زبان برنامه‌نویسی ساده که با آن می‌توان دستورگان نوشت
artificial language
زبانی که برای هدفی خاص، ازجمله برقراری ارتباط و برنامه‏نویسی رایانه‏ای و رفع ابهام در توصیف نظام‌های علمی و مانند آن، ساخته و پرداخته شده است متـ . زبان مصنوعی
natural language
زبانی که ساختگی نیست بلکه زبان بومی یک جامعة انسانی است
auxiliary language
زبانی مصنوعی که برای برقراری ارتباطات در سطح بین‏المللی ساخته می‌شود
isolating language
زبانی غیرتصریفی که در آن ریشه‌ها تغییرناپذیرند و برای نشان دادن روابط دستوری از ترتیب کلمات استفاده می‌شود
mother tongue
← زبان بومی
figurative language
کاربردی از زبان که در آن واژه‌ها و عبارات در معنایی غیر از معنای لفظی خود به کار می‌روند