واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 2330
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 60646
رأیی که با رعایت کامل ضوابط انتخابات به یک نامزد داده شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
rising vote 2, rising vote of thanks
نوعی رأی که رأی‌دهنده با برخاستن و گاه کف‌زدن برای قدردانی اعلام می‌کند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
رأی مثبت یا منفی که رأی‌دهنده آشکارا در حضور دیگران اعلام می‌کند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
vote of no-confidence, no-confidence vote
رأیی که با آن قوۀ مقننه هیئت وزیران یا یک وزیر را نمی‌پذیرد یا مجبور به کناره‌گیری از سمت خود می‌کند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
absentee vote, absentee ballot
رأی کسانی که به دلایل مجاز نمی‌توانند در روز انتخابات در پای صندوق رأی حاضر شوند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
effective vote
رأیی که بتواند یک نامزد را برندۀ انتخابات کند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
رأی افزون بر نیاز برندۀ انتخابات
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
spoiled ballot, spoilt vote
برگۀ رأیی که برخلاف ضوابط یا به شکلی نادرست در صندوق انداخته باشند و قابل شمارش نباشد
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
cemetery vote
رأیی که به نام درگذشتگان در صندوق ریخته شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
رأیی که به دلیل عدم رعایت ضوابط انتخابات باطل شمرده می‌شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
roll-call vote, roll-call voting, roll call/ rollcall/ roll-call/ roll calls, vote by yeas and nays, yeas and nays, yea-and-nay rollcall, call of the vote
نوعی رأی شمارشی که در آن هر رأی‌دهنده با خوانده شدن نامش رأی خود را اعلام می‌کند و به نام او ثبت می‌شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
split ticket 2
رأی به نامزدهای حزب‌های مختلف در یک انتخابات برای تصدی چند منصب
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
vote of censure, censure vote
رأیی که برای انتقاد از یک نماینده یا دولت به علت یک عمل خاص در مجلس داده می‌شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
straight ticket
رأی به همۀ نامزدهای فقط یک حزب در یک یا چند انتخابات همزمان
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
voice vote, viva voice vote
نوعی رأی‌ که به صورت دسته‌جمعی و با صدای بلند از رأی‌دهندگان اخذ می‌شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
vote2
بیان رسمی موضع یک فرد یا نماینده به نامزد یا موضوعی خاص با استفاده از ابزارهای رأی‌دهی
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
ballot1
ابزاری غالباً به شکل کاغذ یا مهره که با آن رأی‌دهنده به‌طور مخفی در انتخابات یا همه‌پرسی رأی خود را اعلام می‌کند متـ . برگۀ رای
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
vote getter/ vote-getter
نامزد یا موضوعی که می‌تواند در انتخابات موفق به جذب آرای بیشتر شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
coattail effect, coattails
پدیده‌ای که در آن وجهۀ مطلوب یک نامزد سرشناس موجب افزایش آرای هم‌حزبی‌هایش می‌شود
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
پرسش از رأی‌دهندگان در هنگام خروج از شعبۀ رأی‌گیری برای پیش‌بینی نتیجۀ انتخابات
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
شهروندانی که واجد شرایط رأی دادن در انتخابات هستند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
voter1, elector1
فردی که در رأی‌گیری شرکت کند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
swing voter, floating voter
رأی‌دهنده‌ای که به جای رأی دادن به حزب به فرد رأی می‌دهد و رأی او می‌تواند نتیجۀ انتخابات را به نفع هر یک از طرفین تغییر دهد
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
رأی‌دهندۀ واجد شرایطی که نامش در یک حوزۀ انتخاباتی ثبت شده باشد
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
vote3, voting1
عمل رأی دادن
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
compulsory voting, compulsory suffrage, mandatory suffrage
قانونی در کشورهایی مانند استرالیا و بلژیک که شهروندان واجد شرایط را به رأی دادن در انتخابات ملزم می‌کند
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
شرکت در انتخابات بدون حضور در پای صندوق رأی، به دلایل مجاز
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
نگاه کنید به: رأی‌گیری مخفی
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
ticket splitting/ ticket-splitting
رأی دادن به نامزدهای حزب‌های مختلف در یک انتخابات برای تصدی چند منصب
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
straight-ticket voting, straight-party voting
رأی دادن به همه نامزدهای فقط یک حزب در یک یا چند انتخابات هم‌زمان
حوزه موضوعی: علوم سیاسی و روابط بین‌الملل