واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3924
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
به‌کاربرید به‌جای: فرسایش آبکندی
خیزش و بالا آمدن آب دریا براثر توفان یا به علت افت فشار در مرکز توفان متـ . توف‌کشند storm tide 2 کشند توفند hurricane tide موج توفان storm wave
خیزش و بالا آمدن آب دریا براثر توفند یا به علت افت فشار در مرکز توفند
تاولی بزرگ حاوی مایع آبگون (serous fluid) یا آبگون چرکی
هر گشودگی یا گودالی مانند تنگ‌دره یا آبکند یا دیگر آبراهه‌ها
hydrotropism
رشد جهتمند گیاه برای رسیدن به رطوبت
water tourist
گردشگری که برای ارضای حس کنجکاوی خود با قایق به مشاهدۀ جاذبه‌های آبی می‌پردازد
گرده‌افشانی با آب
water tourism
نوعی گردشگری که در آن گردشگران در تعطیلات برای مشاهدۀ دیدنی‌های آبی با قایق به سفر می‌پردازند
ورود آب دریا به مقدار بسیار به داخل کشتی
thermal water
آب چشمۀ گرم
ماده‌ای که میل به جذب آب ندارد
ویژگی ماده‌ای که میل به جذب آب ندارد
boat trip
سفر آبی برای گذراندن اوقات فراغت
هر نوع محیط مایع که پایۀ آن آبگوشت مغذی یا پروتئین آبکافت‌شده باشد
محیط پایۀ مایعی که با محلول عصارۀ گوشت و پپتون و سدیم‌کلرور تهیه می‌شود
تجمع مایع آبگون (serous fluid) زلال در کیسۀ غشایی احاطه‌کنندۀ برون‌شامه قلب
conservation pool
حداقل آبی که برای کاربردهای گوناگون، از جمله تفریح و حفاظت از حیات‌وحش، در پشت سد نگه داشته می‌شود
پذیرش آب به داخل انبار یا یکی از اتاقک‌ها برای اطفای حریق یا پذیرش آب در انبارهای ترازه‌گیری برای بالا بردن پایداری شناور
sludge dewatering, dewatering
فرایند جدا کردن بخشی از آب موجود در لجن
وسیله‌ای برای دریافت موج‌های لرزه‌ای در آب که بیشتر در اکتشافات لرزه‌ای دریایی به کار می‌رود
rainfall loss, rainfall abstraction
بخشی از بارندگی حاصل از توفان که در حوضۀ آبریز می‌ماند و در رواناب مستقیم سهم ندارد متـ . توف‌ماند storm loss
بیماری ناشی از کدر شدن عدسی چشم که به تاری دید منجر می‌شود
beverages and frozen desserts
واحد پذیرایی که در ارائۀ نوشیدنی‌هایی مانند چای و قهوه و آب‌میوه یا پی‌غذاهای سرد مانند بستنی تخصص دارد
به‌کاربرید به‌جای: روزۀ آبمیوه
butterscotch
فراوردۀ قنادی سختی که با جوشاندن شکر قهوه‌ای و کره یا شربت ذرت در آب تولید می‌شود
seaplane/ sea plane, aquaplane, float seaplane
هواپیمایی که برای نشست‌وبرخاست بر روی سطح آب طراحی شده است
نشست اضطراری هواگرد روی آب
مطالعۀ اقیانوس و دریا برای عمق‌سنجی و تهیۀ نقشۀ سواحل و مسیرهای دریایی و جمع‌آوری داده‌های مورد نیاز ناوبری
محلول آب و نمک طعام که در نگهداری مواد غذایی به‌کار می‌رود