واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3924
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
هر شیء تزیینی مربوط به برواره
نوعی آرایۀ الکترودی درون‌چاهی شبیه به آرایۀ قطبی‌ـ قطبی که در آن الکترودهای جریان و پتانسیل واقع در بی‌نهایت در خارج از چاه قرار دارند
expression array
تراشۀ بسیار متراکم دنام که دنام‌های دیگر و قطعات کوچک دنام و همچنین قطعات ژن بر روی آن تثبیت شده‌اند و امکان تعیین میزان بیان هم‌زمان مجموعه‌ای از ژن‌ها را فراهم می‌کند
به‌کاربرید به‌جای: ریزآرایۀ پادگنی
به‌کاربرید به‌جای: تراشۀ پروتئین
dipole-dipole array, double dipole array
آرایه‌ای الکترودی که در آن یک دوقطبی جریان را به زمین می‌فرستد و دوقطبی مجاور اختلاف پتانسیل را اندازه‌گیری می‌کند
غشایی که یاخته‌های زنده بر روی آن آرایش خاصی یافته‌اند متـ . آرایۀ زیستی biological array
biological array
به‌کاربرید به‌جای: آرایۀ زنده
کل ژنگان موجود زنده که به‌صورت قطعات جداازهم و منظم بر روی یک بستر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند متـ . تراشۀ ژنگانی genome chip
Schlumberger array, Schlumberger electrode array
آرایه‌ای که در آن زوج‌الکترودهای داخلی برای اندازه‌گیری ولتاژ، در مقایسه با زوج‌الکترودهای خارجی جریان، خیلی به هم نزدیک‌اند
street furniture
تجهیزاتی مانند چراغ و نیمکت و علائم راهنمایی و اتاقک و گلدان که در خارج از سطح سواره‌رو خیابان‌ها نصب می‌شود
pole-dipole array, three-point method, three-array
آرایه‌ای که در آن جفت‌الکترودهای پتانسیل پی‌درپی دورتر از یکی از الکترودهای جریان بر روی خط برداشت () قرار می‌گیرند
pole-pole array, two-array
آرایه‌ای که در آن دو الکترود جریان و پتانسیل پشت سر هم و در فاصله‌ای دور از هم بر روی خط برداشت () قرار می‌گیرند
هر ریزآرایه‌ای که پپتیدها یا پروتئین‌ها در حالت طبیعی به‌طور ثابت بر روی آن قرار می‌گیرند
imbricate fault array
دسته‌ای از گسل‌های شیب‌لغز تقریباً موازی که به یک اندازه جابه‌جا شده باشند و در عمق به‌ هم بپیوندند
چیدمانی از دست‌کم سه لرزه‌سنج با سنج‌افزار و روش ثبت یکسان
تعدادی لرزه‌یاب که به‌صورت خطی یا سطحی در ایستگاه ثبت لرزه چیده شوند
نوعی آرایۀ لرزه‌یاب که در آن همۀ لرزه‌یاب‌ها در امتداد خط لرزه‌نگاری هستند
Wenner array, Wenner electrode array
آرایه‌ای با الکترودهای هم‌فاصله و متقارن که می‌تواند در امتداد خط اندازه‌گیری گسترش یابد
آرایه‌ای متشکل از یک پشتیبان جامد که در آن غشایی مشابه غشای لیپیدی مستقر شده است و در آن دالان‌های یونی قرار گرفته‌اند
به‌کاربرید به‌جای: آرایه‌گری
پودری که از استخوان حیوان پس از گرفتن چربی آن تهیه می‌شود و از آن به‌عنوان مکمل غذا در غذای انسان و حیوان استفاده می‌شود
brown flour
آردی که حاوی بخش اعظم سبوس دانۀ کامل غلات است
all-purpose flour, general-purpose flour
نوعی آرد برای مصارف خانگی که در تولید نان و کیک و بیسکویت و دیگر فراورده‌های آردی به کار می‌رود متـ . آرد خانگی family flour
family flour
به‌کاربرید به‌جای: آرد چندمنظوره
self-raising flour
آردی چندمنظوره حاوی نمک و مادۀ ورآور، شامل سدیم بی‌کربنات و یک اسید آلی
white flour
آردی که بخش اعظم آن از درون‌دانۀ گندم تشکیل شده است
whole meal 1
آردی که در تهیۀ آن هیچ‌یک از اجزای مغز و پوسته و گیاهک (germ) دانه‌های غلات از آنها جدا نمی‌شود
whole wheat flour
آرد تهیه‌شده از همۀ قسمت‌های دانۀ گندم که سرشار از فیبر و کربوهیدرات‌های پیچیده و پروتئین و عناصر معدنی و ویتامین‌هاست، ولی ترکیبات نامطلوبی مانند فیتات‌ها را نیز در خود دارد