واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3924
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
arrangement 1
نحوۀ قرار گرفتن مجموعه‌ای از عناصر زبانی برحسب موقعیت و توزیع آنها
formation
ترتیب قرار گرفتن تعدادی از یگان‌های نظامی به شکلی ویژه برای انجام یا آمادگی انجام مأموریتی خاص
به‌کاربرید به‌جای: آرایه‌گری
electron configuration
توزیع الکترون‌ها بین اوربیتال‌های اتمی یک عنصر
vegetation formations
واحدهای پوشش گیاهی طبیعی در مناطق جغرافیایی متمایز و وسیع و با سیمای یکسان متـ . آرایش گیاهی
repulsion configuration
به‌کاربرید به‌جای: تراپیوستگی
به‌کاربرید به‌جای: تراپیوستگی
domain arrangement
تعداد و نحوۀ قرار گرفتن حبه‌ها در یک پروتئین معین
وضعیت استقرار سامانه‌های الکترونیکی دشمن
وضعیت استقرار سامانه‌های راداری دشمن
به‌کاربرید به‌جای: هم‌پیوستگی 1
weaving configuration
نحوۀ طراحی خط‌های عبور و چگونگی امتداد یافتن آنها در محدودۀ ضربدری
آرایش محور لوکوموتیوی که دارای دو بوژی با دو محور محرک است
آرایش محور لوکوموتیوی که دارای دو بوژی با سه محور محرک است
coupling configuration
به‌کاربرید به‌جای: هم‌پیوستگی 1
وقوع نظم در پیکربندی بسپارهایی که واحدهای تکرارشوندۀ آنها قابلیت ایجاد نظمی فضاشیمیایی دارند
ویژگی فراورده‌ای که برای آرایش به کار می‌رود
decorative
ویژگی آنچه زینتی باشد متـ . تزیینی 2
ساختاری شامل مجموعه‌ای از یک نوع دادۀ همنام با آرایش مشخص
مجموعۀ اشیا و اثاث و لوازمی که برای آرایش محلی به کار می‌رود
هریک از سطوح نامگذاری‌شده در رده‌بندی موجودات زنده
embellishment
عنصری در موسیقی که بیشتر جنبۀ تزیینی دارد تا ساختاری و دربرگیرندۀ تزیین‌های مشخص و آزاد است
رایانۀ خاصی با چند پردازنده برای پردازش موازی تعداد زیادی از آرایه‌ها
رده‌بندی موجودات زنده برای شناسایی و توصیف و نامگذاری آنها
swing gang member
عضو گروه آرایه‌کاری
شخص تزیین‌کنندۀ مکان یا اشیا متـ . ـآرا * ـ آرا در ترکیباتی مانند صفحه‌آرا و گل‌آرا به کار می‌رود
هنر تزیین مکان یا اشیا متـ . آرایش 4، ـ آرایی * ـ آرایی در ترکیباتی مانند صحنه‌آرایی و گل‌آرایی به کار می‌رود.
آرایشی از گیرنده‌ها یا فرستنده‌هایی که خاصیت جهتمندی ویژه‌ای دارند