واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3924
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
nonmetallic inclusion
مواد غیرفلزی مانند اکسیدها و سیلیکات‌ها و سولفیدها و سرباره‌ها که همراه مذاب داخل قالب ریخته می‌شود
indigenous inclusion
آخالی که ازطریق واکنش‌های شیمیایی در زمان ذوب تشکیل می‌شود
exogenous inclusion
آخالی که با باردهی مواد وارد مذاب می‌شود، مانند ماسه و مواد نسوز
ستارۀ آلفا در صورت فلکی نهر (آلفا- نهر) که با قدر 0/46 نهمین ستارۀ درخشان آسمان است و حدود 70 سال نوری از زمین فاصله دارد
فضای میان دو ریل‌بند متـ . آخوری تراورس
adrenalin, epinephrine
هورمونی که از برگرده ترشح می‌شود و مستقیماً بر دستگاه عصبی مرکزی اثر می‌گذارد متـ . برگُردینه
adrenergic blocking agent
ماده‌ای که از ترشح برگُردینه جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌بند
ماده یا عامل فعال‌شده با برگُردینه یا ترشح‌کنندۀ آن متـ . برگُردینه‌زا
ویژگی ماده‌ای که از عملکرد برگُردینه‌زا جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌کاف
manhole 1
دریچه یا محفظه‌ای که انسان بتواند از آن وارد یک مخزن یا شبکۀ فاضلاب شود
essential pyroclast
آذرآواری با منشأ ماگما
accidental pyroclast
آذرآواری متشکل از قطعات غیرآتشفشانی یا آتشفشانی نامرتبط
آذرآواری متشکل از سنگ‌های پیشین یا قطعات سنگ‌های آذرین و دگرگونی و رسوبی یا قطعاتی از گدازه‌های قبلی واقع در یک مجرای آتشفشانی که در نهشته‌ای آذرآواری جای گرفته‌اند
accessory pyrcolast
آذرآواری متشکل از قطعات مخروط آتشفشانی یا گدازه‌های قدیمی‌تر
pyroclastic
مربوط به مواد سنگی آواری حاصل از انفجار آتشفشانی
lightning
تخلیۀ شدید الکتریکی نورانی و زودگذر، ناشی از ابر، با طول مسیری برحسب کیلومتر
forked lightning
شکل معمول تخلیۀ الکتریکی ابربه‌زمین که همیشه قابل رؤیت است
نمودی ویژه از درخش یک آذرخش معمولی که در آن ناظر، در امتداد دید، بخش‌های درخشانی به شکل دانه‌های تسبیح مشاهده می‌کند متـ . آذرخش زنجیره‌ای chain lightning آذرخش مرواریدی pearl lightning
آذرخشی معمولی ناشی از تخلیۀ الکتریکی ابربه‌زمین که کاملاً متمرکز در یک آذرخش‌راه تک و نسبتاً مستقیم به‌ نظر می‌رسد
آذرخشی معمولی ناشی از تخلیۀ الکتریکی ابر‌به‌زمین که آذرخش‌راه آن تک و خیلی نامنظم به‌ نظر می‌رسد
به‌کاربرید به‌جای: آذرخش دانه‌تسبیحی
lightning channel
مسیری نامنظم در هوا که تخلیۀ آذرخشی در امتداد آن رخ می‌دهد
fireball, large meteor
شهاب پرنوری که به درخشش سیارۀ زهره یا پرنورتر از آن باشد
igneous
مربوط به کانی یا سنگی که از انجماد مواد مذاب تشکیل شده باشد * مصوب فرهنگستان اول
تودۀ نفوذی آذرین و تخت‌ ناهمساز با لایه‌بندی که همچون تیغه‌ای سنگ‌های مجاور خود را قطع می‌کند متـ . تیغه 3
تودۀ نفوذی آذرین و تخت که موازی با ساختار صفحه‌ای سنگ‌های پیرامون خود قرار گرفته باشد
vote1
مجموع رأی‌های اخذ‌شده در یک انتخابات
به‌کاربرید به‌جای: آرایه‌گر