واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1486
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
headchef, chef
شخصی که در غذاخوری‌ها/ رستوران‌های مستقل یا غذاخوری مهمان‌خانه‌ها/ هتل‌ها مسئولیت تهیۀ انواع غذاها را بر ‌عهده دارد
ویژگی گروه یا واژۀ مرکبی که دارای هسته است
وضعیتی که در آن گروه یا واژۀ مرکب هسته دارد
بخش ریشه در هم‌بندی درختی
بخشی از متن که قبل از بدنۀ اصلی پیام الکترونیکی ظاهر می‌شود
heading fire/ head fire
حریقی که با باد یا در فراشیب گسترش می‌یابد
heading stage, heading time
مرحله‌ای از نمو غلات که در آن خوشه شروع به بیرون آمدن از غلاف خود می‌کند
headlight adjusting screw, head beam setting
پیچی که برای تنظیم راستای نور چراغ جلو در چراغ تعبیه شده است
محفظۀ فلزی متصل به گلگیر جلو برای نصب و نگهداری اجزای مربوط به چراغ جلو مانند سیم و لامپ
headlight bucket, headlight shell
محفظۀ چراغ جلوی موتورسیکلت و خودروهایی که چراغ جلوی آنها از بدنه جدا است
headlight cover, headlight lens
پوششی شفاف که برای محافظت از اجزای چراغ جلو در جلوی آن نصب می‌شود
headlight flasher
چراغی که با کشیدن دسته‌راهنما به سمت راننده به‌سرعت روشن و خاموش می‌شود و از آن برای هشداردهی به رانندگان دیگر استفاده می‌شود
headlight levelling
سامانه‌ای که اگر سنگینی بار در صندوق عقب باعث بالا آمدن جلوی خودرو شود زاویۀ نور چراغ جلو را به‌صورت خودکار یا با فشردن شستی تنظیم می‌کند
headlight levelling control
نوعی شستی برای تنظیم زاویۀ نور چراغ جلو
headlight on/off delay system
سامانۀ خودکار دومنظوره که می‌تواند روشن یا خاموش شدن چراغ جلو را به تناسب میزان روشنایی واپایش کند و پس از خاموش شدن خودرو چراغ جلو را حدود سه دقیقه روشن نگه می‌دارد
نقاب کوچکی که فقط قسمت بالای چراغ جلو را می‌پوشاند
سامانه‌ای که چراغ جلو را با یک تیغۀ برف‌پاک‌کن، هم‌زمان با افشاندن آب تمیز می‌کند
headlight, headlamp
چراغ بزرگ اصلی در جلوی خودرو که از آن برای روشنایی و افزایش دید راننده استفاده می‌شود
headphones
یک جفت گوشی که با اتصال آن به دستگاه صوتی یا تصویری، صدا به‌طور مستقیم و بدون پخش شدن در فضا دریافت شود
headreach
مقدار مسافتی که شناور پس از خاموش کردن موتورهای اصلی یا فرمان تمام‌به‌عقب تا توقف کامل طی می‌کند
گسترۀ پویایی باقی‌ماندۀ سمعک که به‌صورت اختلاف بین خروجی سمعک و تراز اشباع آن برحسب دسی‌بل بیان می‌شود
headstone
سنگ یادبودی که در بالای گور به‌صورت ایستاده قرار می‌گیرد
headway 1
حرکت شناور به‌ طرف جلو
متوسط فاصلۀ زمانی عبور دو خودرو متوالی از یک نقطه در هر خط عبور
وجود انسجام در جدول زمان‌بندی‌شدۀ ناظر بر حرکت وسایل نقلیۀ عمومی
روشی مدیریتی در عملکرد واحدهای حمل‌ونقل عمومی که به‌ جای تبعیت از زمان‌بندی در یک مسیر بر حفظ فاصلۀ معین بین واحدها تأکید دارد
headwind, opposing wind
بادی در خلاف جهت حرکت جسم متحرک نسبت به زمین
healing 1
بازیابی ساختاری و کارکردی بافت‌ها و اعضا و دستگاه‌های آسیب‌دیدۀ بدن
healing 2
فرایند بازیابی سلامتی
برخورداری از آسایش کامل جسمی و روانی و اجتماعی و نه صرفاً فقدان بیماری و ناراحتی