واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1286
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
garrigue/ garigue
پوشش گیاهی بوته‌ای و کوتاه و کم‌تراکم و مدیترانه‌ای که باقیماندۀ درختزارهای مدیترانه‌ای یا خاربیشه است
حالتی از ماده که شکل و حجم آن را ظرف دربرگیرنده‌اش تعیین می‌کند
gas atomized powder
پودری کروی که براثر خروج گاز از یک افشانک و از هم ‌پاشیده شدن رشتۀ مذاب ایجاد می‌شود
gas carrier
کشتی مخصوص حمل گاز مایع
gas chromatography
روشی برای سوانگاری مخلوط گازی که در آن گاز از یک ستون بلند دارای یک فاز جاذب ساکن عبور می‌کند و مخلوط گازها از هم جدا می‌شوند
gas discharge
عبور جریان الکتریکی از گاز براثر حرکت یون‌هایی که از برخورد الکترون‌ها با ذرات گاز به وجود می‌آیند
وسیله‌ای برای پوشاندن صورت، به‌ویژه دهان و بینی، در برابر گازهای سمّی، به‌ویژه در هنگام جنگ
gas metal arc welding, GMAW, MIG/MAG, welding, inert gas metal arc welding, CO2 welding2
نوعی جوشکاری قوسی بدون اعمال فشار که بین سیم جوش فلزی پیوسته و حوضچۀ جوش قوس ایجاد می‌شود و حفاظت از فلز مذاب با استفاده از گاز خنثی انجام می‌شود
نوعی بسته‌بندی که در آن بسته را با یک گاز خاص پر می‌کنند
gas phase corrosion
نوعی خوردگی موضعی که غالباً در نتیجۀ واکنش احیایی مستقیم در نیروگاه‌های سوخت فسیلی که در معرض گازهای محیطی حاوی گوگرد یا رسوبات حاوی پیریت‌های آهنی هستند، رخ می‌دهد متـ . خوردگی جوّکاهشی reducing-atmosphere corrosion
gas thermometer
دماسنجی که بر پایۀ خواص گرمایی گاز کار می‌کند
gas tungsten arc welding, GTAW, tungsten inert gas welding, TIG welding, wolfram inert gas welding, WIG, welding, inert gas tungsten arc welding
نوعی جوشکاری قوسی که در آن بین الکترود تنگستنی غیرمصرفی و حوضچۀ جوش قوس ایجاد می‌شود و حفاظت از فلز مذاب با استفاده از گاز خنثی انجام می‌شود
موتوری که توربین آن براثر انبساط گازهای داغ به حرکت درمی‌آید
gas-bounded nebula
سحابی گسیلی هیدروژنی‌ای که یک ستارۀ داغ و درخشان در مرکز، آن را یونیده کرده است
gas-insulated substation, gas substation
پست برقی که رساناهای آن با گاز فشار قوی، معمولاً سولفورهگزافلوراید، عایق‌بندی شده‌اند
gas-liquid chromatography
نوعی سوانگاری که در آن فاز متحرک گاز است و فاز ثابت جامدی است که با یک فاز ثابت مایع پوشیده شده است
gas-solid chromatography, GSC
نوعی سوانگاری که در آن از یک فاز متحرک گاز و یک فاز ثابت برجذبندۀ اصلاح‌نشده استفاده میشود
gaseous corrosion
نوعی خوردگی که صرفاً براثر عامل خورندۀ گازی و بدون وجود فاز آبی رخ می‌دهد متـ . خوردگی خشک dry corrosion
gaseous nebula
سحابی‌ای که برخلاف سحابی تاریک غباری، عمدتاً از گازهای درخشان تشکیل شده است
gasification
تبدیل هیدروکربن‌های جامد یا مایع به سوخت گازی
وسیله‌ای که سوخت جامد را به گاز تبدیل می‌کند
gasket corrosion
نوع خاصی از خوردگی شیاری که در اطراف واشرها پدید می‌آید
gasohol
مخلوطی از اتانول و بنزین
gastric adenocarcinoma, gastric carcinoma, adenocarcinoma of the stomach
پوش‌چنگار غده‌ای بسیار شایعی که از دیوارۀ معده منشأ می‌گیرد
gastric adenoma
تودغدۀ تشکیل‌شده از یاخته‌های معده
نوعی دش‌گواری ناشی از نارسایی‌های معده
تغذیه ازطریق لوله‌ای نرم که از دهان یا بینی وارد معده میشود متـ . تغذیۀ لوله‌ای
رخوت‌زایی که تحریک‌پذیری معده را کاهش می‌دهد
Gastropoda, gastropods
رده‌ای از نرم‌تن‌تباران که تودۀ احشایی (visceral mass) آنها در مرحلۀ تکوینی به میزان 180 درجه چرخیده است و به همین دلیل بدنی نامتقارن دارند؛ بدن این جانوران دارای لاکۀ (shell) پیچ‌خورده است و پای شکمی (ventral foot) بزرگ و تخت دارند
ایجاد سوراخی در دیوارۀ شکم ازطریق جراحی که در نتیجۀ آن محتویات معده به بیرون راه پیدا می‌کند