واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1793
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 60646
grave goods/ grave-goods, burial goods
مجموعۀ دست‌ساخته‌ها و اشیایی مانند جواهرات و رزم‌افزارها و غذاها که در هنگام تدفین جسد با او در گور نهاده می‌شد، با این اعتقاد که پس از مرگ به کار متوفی بیاید
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave hunter
tombstone tourist
حوزه موضوعی: گردشگری و جهانگردی
grave marker, burial marker
هر شیئی که محل یک گور را مشخص کند
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave mound
burial mound
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave orientation
وضعیت چالۀ گور نسبت به چهار جهت اصلی
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave site
burial site
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave slab
grave cover
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave-cloth, burial cloth
پارچه یا جامه‌ای که برای پوشاندن جسد در هنگام تدفین به‌ کار می‌رود
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave-goods
grave goods
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
grave, burial 2
مکانی برای تدفین انسان و گاهی حیوان
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
gravel
انباشته‏ای طبیعی و سست از آوارهای بزرگ‌تر از ماسه و کوچک‌تر از ریگ
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
gravely
مربوط به شن
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
gravestone, tombstone 1
سنگی که محل یک تدفین را در خاک مشخص می‌کند و معمولاً منقوش یا دارای نوشته است
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
محدوده‌ای برای تدفین مردگان در پیرامون یک بنای مذهبی
حوزه موضوعی: باستان‌شناسی
زن باردار
حوزه موضوعی: علوم سلامت
gravida I
primigravida
حوزه موضوعی: علوم سلامت
تعداد بارداری‌های یک زن بدون توجه به نتیجۀ بارداری
حوزه موضوعی: علوم سلامت
gravimeter drift, gravity-meter drift, drift of gravimeter
تغییر تدریجی و ناخواسته در مقدار مرجعی که براساس آن اندازه‌گیری گرانی انجام میشود
حوزه موضوعی: ژئوفیزیک
gravimeter, gravity meter
سنج‌افزار بسیار حساسی که برای اندازه‌گیری تغییرات میدان گرانشی به ‌کار می‌رود
حوزه موضوعی: ژئوفیزیک
تقریبی برای زمینوار که از داده‌های گرانی‌سنجی به ‌دست می‌آید
حوزه موضوعی: ژئوفیزیک
اندازه‏گیری گرانی یا شتاب گرانی
حوزه موضوعی: ژئوفیزیک
gravitation
نیروی ربایشی متقابل بین تمامی جِرم‌های موجود در عالم
حوزه موضوعی: فیزیک‏
gravitational
مربوط به گرانش
حوزه موضوعی: فیزیک‏
gravitational acceleration
شتاب ناشی از گرانش در سطح زمین
حوزه موضوعی: فیزیک‏
gravitational collapse
فروریزش ناگهانی هستۀ ستارۀ سنگین پس از تمام شدن سوخت هسته‏ای آن
حوزه موضوعی: فیزیک‏
gravitational constant, constant of gravitation
ثابت تناسب در قانون گرانشی نیوتن
حوزه موضوعی: ژئوفیزیک
gravitational differentiation
نگاه کنید به: شناوری بلور
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
gravitational disturbance
gravity disturbance
حوزه موضوعی: ژئوفیزیک
ترازمندی پخشی
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
gravitational field 1
1. ناحیه‏ای از فضا که در آن ربایش گرانشی وجود دارد 2. نیروی گرانشی وارد بر جسمی به جِرم واحد در این ناحیه
حوزه موضوعی: فیزیک‏