واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1286
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
group leader 2, tour organizer
فردی از اعضای گشت گروهی که به نمایندگی آنها مسئولیت امور مالی و اجرایی گشت و ارتباط با گشت‌پرداز و راهنمای گشت را بر عهده دارد
گونه‌ای از زناشویی بسیار نادر در جوامع ابتدایی (primitive societies) که در آن چند زن و چند مرد به‌صورت مشترک با یکدیگر ازدواج می‌کنند
درمان جمعی مشکلات روان‌شناختی که در آن گروهی از افراد در حضور یک یا دو درمانگر با یکدیگر تعامل می‌کنند
نوعی سامانۀ حمل‌ونقل خودکار شامل وسایل نقلیۀ متوسط برقی که در حریم خاص یا معابر هدایت‌شدۀ ویژه‌ای حرکت می‌کنند
group riders
مسافرانی که مبدأ و مقصدشان یکی است و با یک وسیلۀ نقلیه همراه با هم‌ سفر می‌کنند
group riding
سفر با یک وسیلۀ نقلیه همراه با هم و با مبدأ و مقصد مشترک
حلقه‌ای که به‌وسیلۀ یک حلقه و یک گروه ساخته می‌شود
group selection, group-selection system
برداشت گروهی درختان در سطح توده‌های ناهمسال به‌منظور ایجاد رده‌های سنی جدید در گروه‌های کوچک
خودعکسی که با دو یا چند نفر گرفته می‌شود و معمولاً برای آنکه نفرات بیشتری را پوشش دهد از تصویر افراد در آینه عکس گرفته می‌شود
group shelterwood cutting
نوعی برش پناهی که در قالب گروه‌های درختی صورت می‌گیرد
نوعی روان‌درمانی برای حل مشکلات روان‌شناختی افراد به‌صورت گروهی که توسط یک یا چند روان‌درمانگر در نقش تسهیلگر گروه اداره می‌شود
یکی از گرایش‌های شناختی که به‌موجب آن افراد برای گروه خود بیش‌ازحد ارزش قائل می‌شوند و به‌خصوص تمایل دارند موفقیت‌ها را به گروه و شکست‌ها را به عوامل بیرونی نسبت دهند
group-shared abbreviated dialing
خدماتی که به مشترکان خدمات خاص مرکز تلفن امکان می‌دهد برای برقراری تماس، به جای شماره‌گیری کامل، یک یا دو رقم را شماره‌گیری کنند
groupage bill of lading, collective bill of lading, omnibus bill of lading
بارنامۀ مشترک برای چند بار مختلف که شرکت حمل‌کننده یکجا برای کارگزار صادر می‌کند
مجموعه‌ای از داده‌ها که براساس کاربرد و کارکردشان دسته‌بندی شده باشد
جدا کردن اشیای مشابه به‌صورت مجموعه بدون دسته‌بندی ازپیش‌تعیین‌شده
مجموعه‌ای با یک عمل دوتایی
وضعیتی که در آن فرصت نقد و ارزیابی آرای گوناگون از اعضای یک سازمان یا گروه گرفته می‌شود و آنها به‌‌جای اظهارنظر شخصی ناچار با دیدگاه غالب همسو می‌شوند
groupuscule
گروه سیاسی بسیار کوچک و غالباً تندرو
groupware, teamware, workgroup software
نرم‌افزاری که گروهی از کاربران به‌صورت اشتراکی به کار می‌برند تا بتوانند اطلاعات خود را مبادله کنند
grow, lead 2
سمت و سوی زنجیر لنگر در بستر دریا هنگامی که شناور در لنگر است
growing degree day, degree day
مجموع دما‌های بالاتر از صفر پایه (base temperature) در هریک از مراحل رشدونمو گیاه
growing season
بازۀ زمانی بین سردترین روزهای بهار و سردترین روزهای پاییز که در آن گونه‌های خاصی از گیاهان رشد می‌کنند
درختانی که در یک جنگل یا تودۀ جنگلی رشد می‌کنند و معمولاً برحسب تعداد یا حجم در واحد سطح اندازه‌گیری می‌شوند
تایری که ابعاد آن براثر کار کردن بزرگ‌تر شده باشد
growth 1
مجموعه‌ای از دگرگونی‌های جسمی هر موجود به‌سوی بالیدگی
growth channel
منحنی افزایش قد و وزن در دورۀ زمانی مشخصی از رشد که معیار رشد استاندارد است
نموداری برای بررسی رشد فیزیکی کودکان
growth crack
شکاف طولی در پوست درخت براثر کشش (expansion) طبیعی بن‌لاد و بافت چوبی
growth curve
منحنی‌ای که رشد فیزیکی، عموماً نوزاد، را در طول زمان نشان می‌دهد