واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1286
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
رویش مجدد گیاه پس از سرمای زمستان یا پس از بروز تنش‌های زنده و غیرزنده
green wood, fresh wood, damp wood
چوب درخت زنده یا درختی که تازه قطع شده و هنوز رطوبت خود را از دست نداده است
green-up period
مدت‌زمان مورد نیاز برای استقرار مجدد پوشش گیاهی پس از یک آشفتگی، مانند حریق ناخواسته یا بینه‌برداری
گرم شدن هوای کرۀ زمین براثر وجود گروهی از گازهای موسوم به گلخانه‌ای که از بازتاب و عبور تشعشعات زمین به فضا جلوگیری می‌کند
گازهایی که مانع از عبور تشعشعات زمین به فضا می‌شوند
greenhouse, glasshouse
نیم‌تنۀ بالایی اتاق خودرو شامل بخش شیشه‌خور و سقف‌ خودرو
greenspeak
کلامی برای ترویج گردشگری خطاب به گردشگران محیط‌ زیست
greenstick fracture, willow fracture, bent fracture, hickory sick fracture
نوعی شکستگی ناکامل در استخوان‌های بلند کودکان که در آن استخوان خم می‌شود و فقط قوس بیرونی آن می‌شکند و قطعات شکسته جابه‌جا نمی‌شوند
greenstone
گدازه‌ای بازالتی که براثر دگرسانی یا دگرگونی درجۀ پایین یا متوسط به رنگ سبز تیره درآمده است
ناحیۀ کمربندمانندی در سپرهای پرکامبرین که ویژگی آن وفور سنگ‌های سبز است
Greenwood frequency
معکوس طول همدوسی
به‌کاربرید به‌جای: زمان همدوسی
تلسکوپی دوآینه‌ای که آینۀ ثانویۀ آن کاو است
یکی از روش‌های گمانه‌زنی جوّی که در آن، با استفاده از توابع ارتفاعی و تحلیل سرعت امواج صوتی حاصل از یک سری نارنجک‌های منفجرشده، سرعت باد و دما تا ارتفاع حدود 90 کیلومتر به دست می‌آید
grey attack, black-top 1
حملۀ سوسک چوب‌خوار به درختی که از مرگ آن دو یا چند سال گذشته و بدون شاخ و برگ است
grey mould/ grey mold
بیماری قارچی ناشی از گونه‌های بوتریتیس (Botrytis) که به پوسیدگی نرم و تشکیل تودۀ خاکستری‌رنگ‌ جلینه در اندام‌های ذخیره‌ای منجر می‌شود
تبلیغاتی که منبع مشخصی ندارد
دوره‌ای در هر ماه قمری که در آن بین ربع تا نیمی از قرص ماه روشن است
grey water, grey wastewater, sullage
فاضلاب عاری از ادرار و مدفوع
الکترودی در لامپ‌های خلأ که عبور الکترون‌ها را از کاتد به آند تنظیم می‌کند
نوعی رایانش موازی که در آن یک اَبَررایانۀ مجازی از خوشۀ رایانه‌های شبکه‌مند برای انجام وظایف بسیار بزرگ پدید می‌آید
grid layout, grid method, box system, grid planning, grid system
تقسیم‌ یک محوطۀ باستانی به شبکه‌ای از مربعات برای ثبت آسان‌تر پدیدارها و اشیا در هنگام کاوش متـ . شبکه‌بندی محوطه site grid
grid magnetic angle, grivation, grid variation
زاویۀ بین شمال شبکه و شمال مغناطیسی در جهت عقربه‌های ساعت
نوعی ناوبری در مناطق قطبی که در آن از مختصات خطوط شبکه‌بندی‌شده به جای طول و عرض جغرافیایی که عملاً دیگر کارایی ندارند استفاده می‌کنند
نوعی ابرنمای دید‌مستقیم شامل شبکه‌ای میله‌ای که به‌صورت افقی در انتهای محوری قائم و چرخش‌پذیر نصب شده است
1. در مبحث برنامه‌ریزی حمل‌ونقل، شبکه‌ای فرضی از خطوط عمودی و افقی با فواصل مساوی که در آن محدودۀ مورد مطالعه به حوزه‌های جغرافیایی کوچک‌تر تقسیم می‌شود 2. در بهره‌برداری از سامانه‌های حمل‌ونقل عمومی، نوعی الگوی خدمت‌رسانی که در آن دو مجموعه مسیر موازی، یکدیگر را به‌صورت عمودی قطع می‌کنند
داده‌های پیش‌بینی‌شدۀ رایانه‌ای برای نقاط منظم شبکه‌ای یک نقشه
grid system excavation
روشی در کاوش که در آن مربع‌هایی به اندازه‌های منظم و یکسان بر روی محوطه ایجاد می‌کنند و آنها را غالباً با بازوهایی که بینشان قرار دارد از یکدیگر جدا می‌سازند متـ . کاوش هندسی geometric excavation روش ‌ویلر Wheeler method, Wheeler system روش شبکه‌ای ویلر box-grid system
grief
درد و غمی که فرد پس از فقدان چیزی، به‌ویژه مرگ فرد عزیزی، حس می‌کند
grief counseling
ارائۀ مشاورۀ روان‌شناختی به افرادی که براثر مرگ عزیزانشان کارکرد طبیعی‌شان مختل شده است