واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1843
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
خطی که لبۀ راه را مشخص می‌کند
edge marker post, guide post
نوعی علامت مستطیل‌شکل برای نشان دادن لبۀ راه
edge of chaos
محلی میان حالت ایستا و حالت آشوبناک در یک سامانۀ پویا
برای گراف (V, E)، فضای بُرداری متشکل از همۀ توابع از E به C
نوعی جوش در اتصال لبه‌ای یا اتصال لب‌به‌لب یا اتصال گوشه‌ای لبه‌دار که در آن کل ضخامت قطعۀ کار ذوب می‌شود
edge-to-edge bite, end-to-end bite
وضعیتی که در آن دندان‌های قدامی فک بالا و پایین در حالت برهمایی مرکزی به‌صورت نوک‌به‌نوک قرار دارند متـ . برهمایی نوک‌به‌نوک edge-to-edge occlusion
به‌کاربرید به‌جای: بست نوک‌به‌نوک
edge-transitive graph
گرافی که عمل گروه خودریختی‌های آن بر مجموعۀ یال‌هایش ترایا است
edges of a graph
پاره‌خطی یا کمانی که دو رأس از یک گراف را به هم وصل کند
جدولی برای پشته‌چینی پیاده‌رو دارای مقاطع عرضی گوشه‌دار، نیم‌دایره‌ای، پخ یا لب‌گرد
edible container
نوعی ظرف مواد غذایی که قابل خوردن است
نوعی پوشش در بسته‌بندی مواد غذایی که قابل خوردن است
edible tallow
چربی خوراکی بی‌بو که با تصفیۀ پیه ازطریق عملیات پرس به دست می‌آید
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از گزینه‌های گزینگان که امکان تغییرات گوناگون در هر پرونده را ایجاد می‌کند متـ . ویرایش کردن [عمومی] تصحیح و آماده‌سازی متن مکتوب برای چاپ
editing 1
عمل برش و پیوند و سر هم کردن تکه‌فیلم‌های فیلم‌برداری‌شده، براساس یک طرح مشخص
فرایند کار با نرم‌افزار ویراستار
edition, tirage (fr.)
تعداد نسخه‌های یک متن چاپی در هر نوبت چاپ
شخصی که عمل تدوین را انجام دهد
نرم‌افزاری که امکان ویرایش پرونده‌ها را فراهم سازد متـ . ویراستار 2
کسی که متن مکتوبی را برای چاپ تصحیح و تنظیم و آماده کند
همتافت رن‍ایی که باعث ویرایش رن‍ای رونویسی‌شده از دنای راکیزه‌ای می‌شود
education
فرایند یاد دادن یا فراگرفتن دانش و مهارت‌ها و ارزش‌ها متـ . آموزش‌وپرورش
فردی که در زمینۀ شنواییشناسی آموزشی تخصص دارد
شاخه‌ای از شنواییشناسی که به تشخیص عیوب شنوایی و توان‌بخشی شنوایی کودکان در مراکز آموزشی می‌پردازد متـ . شنواییشناسی آموزشگاهی school audiology
educational linguistics
شاخه‌ای از زبان‌شناسی که به بررسی و به‌کارگیری نظریه‌ها و روش‌های زبان‌شناختی برای آموزش زبان می‌پردازد متـ . زبان‌شناسی آموزشی
شاخه‌ای از روان‌شناسی که به کاربرد اصول و نظریه‌های روان‌شناسی در روش‌های یادگیری و مسائل مربوط به آن می‌پردازد
educational tourism
سفر برای شرکت در دوره‌های آموزشی که زیر نظر مربی‌های مجرب در مکان‌های خوش‌آب‌و‌هوا یا مقصدهای دیگر برگزار می‌شود
educational trip
سفری که هدف اصلی آن آموزش است
educational visit
بازدیدی که اساساً با هدف آموزش انجام می‌شود