واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1843
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
خروج آهستۀ مایع، حاوی پروتئین‌ها و گویچه‌های سفید، از دیوارۀ رگ‌های خونی سالم که معمولاً براثر التهاب رخ می‌دهد
مربوط به برون‌زهش
eye base, interpupilary distance, interocular distance
فاصلۀ میان مراکز مردمک‌های دو چشم
eye opener
وعده‌ای از مواد که در هنگام صبح بلافاصله بعد از بیداری برای تسکین علائم ناشی از کمبود مواد مصرف می‌شود
پوسیدگی‌ به شکل چشم در میوه براثر عوامل مختلف
هم‌بافی برای ساختن چشمی
eye-level shot, eye-level, eye line, eye-level angle, eye-level angle shot
نمایی که در آن دوربین هم‌سطح و هم‌ارتفاع چشم بازیگر باشد متـ . تراز چشم
وسیله‌ای که از چشم در برابر تابش سلاح یا حسگرهای لیزری محافظت می‌کند
eye, eye of tropical cyclone, eye of the storm
پهنه‌ای تقریباً دایره‌وار، همراه با باد نسبتاً سبک و هوای صاف، در مرکز توفان‌های شدید حارّه‌ای که با چشم‌دیواره محصور می‌شود متـ . چشم
هماهنگی جهت و زاویۀ دید بازیگرانی که در نماهای متوالی به یکدیگر می‌نگرند
eyepiece, ocular
عدسی یا سامانه‌ای اپتیکی در ریزبین که جلوی چشم ناظر قرار می‌گیرد
دیواره‌ای از ابرهای کومه‌ای‌بارا که چشم توفان را در بر می‌گیرد
eyewitness identification/ eye-witness identification
شناسایی فرد یا شیئی مرتبط با جُرم ازطریق دست‌کم یک نفر شاهد که فرد یا شیء را در یک یا چند صحنۀ جرم مشاهده کرده باشد