واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 1843
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
eclipse path
مسیر سایۀ ماه بر زمین در طول کسوف کلی یا حلقوی متـ . مسیر خورگرفت، مسیر خورشیدگرفتگی
eclipse season
مدت‌زمانی که در آن خورشید در نزدیکی یکی از گره‌های مدار ماه واقع می‌شود و پدیدۀ گرفت محتمل است
eclipse year
مدت‌زمان بین دو عبور متوالی خورشید از یکی از گره‌های مدار ماه
eclipsing binary, eclipsing variable
ستاره‌ای دوتایی که صفحۀ مدار آن به‌قدری به امتداد دید ناظر زمینی نزدیک است که گرفت کامل یا جزئی دست‌کم یکی از دو جزء تشکیل‌دهنده‌اش قابل رؤیت است
دایره‌ای فرضی بر روی کرۀ آسمان که مسیر حرکت ظاهری خورشید در طول سال است
ecliptic limit
بیشترین فاصلۀ زاویه‌ای که خورشید یا ماه می‌تواند از یکی از گره‌های مدار ماه، یعنی نقاط تلاقی با دایره‌البروج، داشته باشد تا گرفت ماه یا خورشید رخ دهد
یکی از جنبش‌های فمینیسم که معتقد است سرکوب مردسالارانه تحت لوای سود و پیشرفت، طبیعت را از میان می‌برد
کنش مستقیم با هدف بالا بردن آگاهی و لابی‌گری برای جلوگیری از فعالیت‌هایی که به محیط‌زیست آسیب می‌رساند
صورت افراطی و غالباً تهاجمی بوم‌کنشگری
eco-labelling, environmental labelling
تأیید مطابقت یک محصول با یکی از مشخصه‌های تدوین‌شدۀ زیست‌‌محیطی
یکی از جنبه‌های مشخص ریخت‌شناسی گیاهان که سازگاری با محیط خارجی را منعکس می‌کند
فاجعه‌ای برای بوم‌سازگان یا محیط‌زیست یا وضعیت یا رویدادی که به تغییرات عمدۀ بوم‌شناختی یا زیست‌محیطی بینجامد متـ . بوم‌فاجعه
ویژگی نظامی ارزشی و نگرشی که انسان را بخشی از فرایندها و سامانه‌های بوم‌شناختی گسترده‌تر می‌داند متـ . زیست‌‌محور
نوعی جهان‌بینی که براساس آن همۀ طبیعت دارای ارزش ذاتی است و تأکید آن نه بر انسان که بر طبیعت است متـ . ‌زیست‌محوری
اقدام برنامه‌ریزی‌شده برای از بین بردن تمام یا بخشی از یک بوم‌سازگان با اهداف سودجویانه
اقلیمی که در زیستگاهی مشخص عاملی بوم‌شناختی به ‌شمار می‌آید
ecodevelopment
رویکردی به توسعۀ پایدار که با محیط‌زیست سازگار است و تعادل اجتماعی و بوم‌شناختی و کارایی اقتصادی و احترام به هویت فرهنگی و توسعۀ منطقه‌ای هماهنگ را در نظر دارد
ecodoom pessimists
تأکید برخی از مدافعان افراطی محیط‌زیست بر این که همۀ افراد باید، علی‌رغم تمایلات و نیازهای شخصی، سبک زندگی سازگار با محیط‌زیست را برگزینند
هرگونه بقایای جانوری یا گیاهی یافت‌شده از یک محوطۀ باستانی که هیچ‌گونه تغییر ناشی از فنّاوری در آن وجود نداشته باشد، اما بر نوعی ارتباط فرهنگی دلالت ‌کند
رویکردی در مدیریت جنگل با دخالت اندک که بوم‌محور و مبتنی بر ارزش‌های بوم‌شناسی ژرف‌نگر است
نمودار نیازهای یک گونه برای سازگاری با دو یا چند عامل زیست‌محیطی
رویکردی در زبان‌شناسی که با تأکید بر مفاهیم بوم‌شناختی به مطالعۀ تعامل زبان و محیط فرهنگی می‌پردازد متـ . زبان‌شناسی بوم‌شناختی ecological linguistics
اقامتگاهی معمولاً کوچک و گران در نزدیکی محدودۀ حفاظت‌شده یا داخل آن، به‌ویژه برای طبیعت‌گردان
درجۀ تحمل یک اندامگان در برابر تغییر شرایط محیطی
برنامه‌ریزی و مدیریت یا تیمار منابع طبیعی با تأکید بر روابط میان تمام اندامگان‌ها، ازجمله انسان، و عوامل غیرزیستی پیرامون آنها، مانند نور و دما و جوّ
برقرار بودن تعادل بین اجزای یک اجتماع طبیعی به‌طوری‌که اعضای وابسته به آن نسبتاً ثابت بمانند و بوم‌سازگان آنها پایدار باشد
به‌کاربرید به‌جای: ظرفیت تحمل 1
طبقه‌بندی چندعاملی مناطقی از زمین و آب‌ها با ویژگی‌های مشابه محیط‌زیست فیزیکی و عوامل زیستی و عوامل انسانی
هرنوع آسیبی که به یک بوم‌سازگان وارد آید